طنز

عده ای زیر درختی غذا می خوردند. ملانصرالدین گفت: الحمدالله که خداوند به شما روزی حلال داده است. حال بگویید بر سر سفره چه دارید؟ یکی از آن ها گفت: ما پلو و خورشت داریم، تو چه داری؟ ملا گفت: من فقط اشتها دارم.

ادامه مطلب

طنز

شبی ملا نصرالدین زنش را از خواب بیدار کرد و گفت: زود باش عینک مرا بیاور. زن پرسید: این وقت شب عینک را می حواهی چه کار؟ ملا گفت: داشتم خواب خوبی می دیدم اما بعضی از جاهایش تاریک بود و بدون عینک درست نمی دیدم.

ادامه مطلب

طنز

جنازه ای را به سمت قبرستان می بردند. پسر ملانصرالدین پرسید، بابا چی توی اون جعبه است؟ ملا گفت: یک انسان. پسر پرسید: او را کجا می برند؟ ملا گفت: جایی که از نان و غذا و وسایل زندگی خبری نیست! پسر ملا گفت: با این حساب، دارند او...

ادامه مطلب

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2019

با ما در تماس باشید

هر موقع به ما ایمیل بزنید در سریع ترین زمان ممکن به شما پاسخ خواهیم داد

Sending

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید