این پسره همش سبزه ها را لگد می کرد

پر کردن پیت نفت در شب های زمستان حتی سخت تر از جغرافی بود. یک بار هم بی حواسی و سر رفتن نفت زیر منبع، کلی غرغر و اضافه بار گذاشته بود روی  شانه های لاغری که اصلاً آن قدر توی نوجوانی لیز بود و این ور و آن...

بیشتر بخوانید

از شهر دور می شویم

از شهر دور می شویم. با این که این ترافیک ترمز زدن های متعدد پدرم پشت فرمون را باعث شده است باز هم از آن آلودگی و شلوغی و سر و صدای تهران خبری نیست. دیگر داریم به تابلو های لاهیجان و لنگرود نزدیک می شویم و بوی جنگل...

بیشتر بخوانید

مریم خواست خدا داد (از قطره تا اقیانوس)

دخترکی روستایی اسمش مریم بود. مریم قصه ما کودک اما ذهن بزرگسال داشت. مریم تو خانواده ۴ نفره کوچکترین عضو خانواده در روستایی زندگی می کرد با اقل امکانات زندگی/ تو روستا رسم بود بچه ها بعد پنجم ابتدایی دیگه درس نمیخوندند و تویه کارای کشاورزی و فرش بافی...

بیشتر بخوانید

موش رو نبین چه ریزه

داستانی کودکانه بر مبنای مثلی معروف؛ موش رو نبین چه ریزه موش کوچولو که اسمش موش موشی بود مثل هر روز صبح زود بلند شد. بعد از خوردن صبحانه رفت که به خانم موشی مزرعه همسایه سری بزند. یواشکی بیرون را نگاه کرد. گربک که یک گربه چاق خپل تنبل...

بیشتر بخوانید

مسابقه داستان نویسی شماره ۱

در سری جدید مسابقات سایت نوجوان ها سری به دنیای نویسندگی زده ایم و از شما عزیزان می خواهیم با ما همراه باشید. در مسابقه داستان نویسی سرآغاز یک داستان نوشته شده و ادامه داستان بسته به ذوق کاربران نوشته می شود. در سری اول از این مسابقات محدودیت...

بیشتر بخوانید

مجله آنلاین نوجوانها

https://www.nojavanha.com 2020

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید