بلوغ روانی، اولین گام در ازدواج آسان یکی از موانع ازدواج جوانان تغییر در نگاه و سبک زندگی آنهاست، به این معنا که اگر درگذشته ارزش‌ها معیار انتخاب دختر و پسر مناسب برای ازدواج با هم بود، حالا پسران و دختران مجرد به دنبال کسی هستند که از او خوششان بیاید و در یک کلام از هر نظر زیبا و مقبول باشد. هم اکنون افراد در خانواده و جامعه دیر به بلوغ روانی می‌رسند و همین بلوغ روانی دیررس سبب می‌شود تا معیارها و حس تشخیص آنان یا کند شود یا کلاً از بین برود. این مهم‌ترین عاملی است که سبب می‌شود جوانان ما یا دیر و سخت ازدواج کنند یا اصلاً نتوانند ازدواج کنند. اما حکایت بلوغ روانی دیررس به دلیل بسترهای زندگی جدید باب شده در جامعه، به ضعیف شدن شاخک‌های تشخیصی و معیارها و ارزش‌های افراد محدود نمی‌شود و تبعات دیگری هم دارد. تعهد و مسئولیت‌پذیری، دومین گام برای ازدواج آسان وقتی قصه ازدواج پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را نقل می‌کردیم، گفتیم که دختر قصه ما 14-13 یا نهایتاً18-17 ساله بود و پسر قصه‌مان هم 19-18 و در نهایت 23-22 ساله. حالا بیاییم در عصر کنونی، دورانی که خیلی از ما سواد و اطلاعاتمان از کامپیوتر، زبان یا فرآیندهایی نظیر اثر اشعه فرابنفش خورشید روی پوست بسیار بیشتر از افرادی است که در جامعه 50-40 سال پیش زندگی می‌کردند و خیلی وقت‌ها تا غذایمان را با ترازوهای مخصوص وزن نکنیم، لب به خوراک نمی‌زنیم. بگذریم از اینکه در عوض گاهی وقت‌ها هم می‌رویم در رستوران‌های فست‌فود و آنقدر پیتزا، سوسیس و کالباس و همبرگر و نوشابه‌های گازدار می‌خوریم که نفسمان به سختی بالا می‌آید اما خب در دنیای باربی و مرد عنکبوتی باید ژست‌های روشنفکری‌مان در تمام ابعاد هم حفظ شود. از اینها که بگذریم می‌رسیم به این نکته که مردم ما در 50-40 سال پیش اگرچه کمتر زبان انگلیسی بلد بودند و از خواص خوراکی‌ها و میزان فیبر و ویتامین‌‌شان کمتر سردرمی‌آوردند و هرچند سر سفره آبگوشت با نان سنگک و سبزی خوردنشان هیچ هرم غذایی و جدول محاسبه کالری وجود نداشت اما تا دلتان بخواهد احساس تعهد و مسئولیت داشتند، آنقدر که برخلاف جامعه امروز یک دختر 14-13 ساله آماده بود تا مادر شود و یک پسر 19-18 ساله علاوه بر آمادگی روحی و فکری برای نان دادن زن و فرزند، توانایی آن را داشت که آستین همتش را بالا بزند و شب که به خانه برمی‌گردد نان سنگک تازه بر سر سفره زن و بچه‌اش بگذارد و فضای خانه را به خوبی مدیریت کند، همانطور که دختر 14-13 ساله قصه ما بلد بود چگونه یک ماه با چندرغاز حقوق شوهرش سر کند و تازه از این دوزار درآمد، پس‌انداز هم داشته باشد تا پس از 12-10 سال زندگی بتواند از خانه پدرشوهر و مادرشوهر بیرون آمده و برای خودشان خانه‌ای دست و پا کرده و مستقل شوند. حالا بیایید به جوانان امروز در همین سن و سال نگاهی بیندازیم. دختران 14-13 ساله امروزی عروسک در دست پای رایانه نشسته‌اند و در فضای اتاق‌های گفت‌وگو مشغول چت کردن هستند. پسران 18 تا 22 ساله هم که بخش مهمی از اوقات شبانه‌روزی‌شان صرف رسیدگی به وضعیت موها و لباس و کفش‌شان می‌شود. اگرچه در این میان دختران و پسران با رفتاری معقول و منطقی هم کم نداریم اما واقعیت این است که بهترین دخترها و پسرهای جامعه امروزی ما هم در سنین 15 تا 22 سالگی اغلب به اندازه عهده‌دار شدن مسئولیت یک فرد دیگر بزرگ نمی‌شوند و میان سن بلوغ جسمی و بلوغ روانی آنان فاصله زمانی زیادی وجود دارد. خامنه نیز با اشاره به بحث بی‌رمقی احساس مسئولیت در جوانان امروزی می‌افزاید: نرسیدن یا دیر رسیدن جوانان به بلوغ روانی موجب می‌شود که فرد نتواند به موقع از خانواده جدا شود، این جدایی هم روانی است و هم اقتصادی. اصلاح روش‌های تربیتی و سبک زندگی، گام سوم ازدواج آسان یکی از راهکارهای برقراری ازدواج به موقع و آسان تغییر روش‌های تربیتی و رفتاری در خانواده‌هاست زیرا اگر این اتفاق نیفتد و فکر و اندیشه افراد اصلاح نشود، ازدواج آسان پا نخواهد گرفت. در این فرآیند، کودکی، نوجوانی و جوانی را داریم که در خلال آن فرد با خانواده و سپس با جامعه ارتباط پیدا می‌کند و تحت تأثیر باورها، ارزش‌ها و اعتقادات حاکم بر خانواده و جامعه است که نگاه، باورها و اعتقاداتش شکل می‌گیرد، پس اگر در بین فضای خانواده، مدرسه، محیط کار و جامعه هماهنگی وجود نداشته باشد، وی دچار تناقض شده و بلوغ روانی و اجتماعی‌اش با چالش مواجه می‌شود. دلیل چالش‌های موجود بر سر راه ازدواج آسان را در باورها و سبک زندگی و ارزش‌های حاکم شده بر آن می‌داند. حذف تجملات فکری و ظاهری، گام بعدی ازدواج آسان ازدواج آسان یعنی تشریفات را از ازدواج حذف کنیم اما این تشریفات فقط شامل مهریه و بریز و بپاش در مراسم عقد و عروسی نمی‌شود بلکه معیارهای انتخاب فانتزی هم نوعی تشریفات در ازدواج محسوب می‌شود که شاید نتوان برایش هیچ چاره‌ای اندیشید. یکی از مقصرهای اصلی تشریفات حاکم بر زندگی ما را در عملکرد نامناسب رسانه ملی می‌داند و یادآور می‌شود: سریال‌ها، فیلم‌های تلویزیونی و حتی برنامه‌های آشپزی به نمایش درآمده در رسانه‌های ملی برای مردم بالای شهر است نه عامه مردم جامعه و همین مسئله برای افراد احساس نیاز می‌کند و مانع از آن می‌شود که زندگی را ساده بگیرند، ضمن آنکه به هر حال در شرایط جامعه امروز برخی از مسائلی که در گذشته لوکس بود حالا نیاز به شمار می‌آید. به طور نمونه 15-10 سال پیش داشتن تلفن‌همراه یک نیاز نبود اما هم‌اکنون داشتن این وسیله یک نیاز محسوب می‌شود.
امتیاز این مطلب:
به اشتراک بگذارید :
مطالب مرتبط

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....