تاریخ انتشار : 1396/6/22 14:11

پاسخ گزینه ی B است زیرا:
رنگ قرمز ستون اول حرکت نمی کند.
رنگ قرمز ستون دوم هر بار یک حرکت می کند.
رنگ قرمز ستون سوم هر بار دو حرکت می کند.
در هر مرحله جای قبلی قرمز سبز و جای قبلی سبز قهوه ای می شود.

به اشتراک بگذارید :
عناوین مرتبط
سلام خیلی دوست دارم که درباره انمیشن در این سایت مطالبی درجهت یادگیری البته کاربری و نه تئوری در سایت گذاشته بشه ایا امکان داره؟
خریدم درحالی که خبر عقد قرارداد ستاره تیم سایپا با پرسپولیس یکی از اخبار مهم روزهای اخیر بوده است مالک جدید تراکتورسازی ادعای جدیدی را مطرح می کند. به گزارش" ورزش سه" عقد قرارداد مهدی ترابی با پرسپولیس یکی از مهمترین اخبار نقل و انتقالاتی بود. ستاره جوان و ملی پوش ایرانی اما در حالی با سرخ های تهرانی قرارداد بسته است که این تیم تا نیم فصل اول از پنجره نقل و انتقالاتی محروم است. با این وجود اما محمدرضا زنوزی مالک جدید تیم تراکتورسازی امروز ادعادی جدید را درباره این بازیکن مطرح کرده که ممکن اس
۲ بر ۲ مساوی
2
کبوتر بزرگ از دور پیداست. افق را که نگاه کنی، می‌بینی که چگونه هوا را می‌شکافد و پیش می‌آید؛ اما نگرانی؛ آیا چه خواهد شد؟ میلیون‌ها چشم، اینک ساقه نگاه خویش را به آسمان فرستاده‌اند، به انتظار بهار. آن‌گاه که نسیم سبز بال‌های کبوترِ موعود، پیغام بهار را نجوا کند، ساقه‌ها در کنار ابرها خواهند شکفت و آسمان را گلستانی خواهند کرد مفروش از رنگین‌ترین آفتابگردان‌ها که هماره چشم در چشم خورشیدی دوخته‌اند که بر دوش کبوترِ بزرگ پیش می‌آید و معجون زندگی را بر خاک این سرزمین فرو می‌پاشد؛ و این ارمغان بازگشت خورشید است. فریادهای شوق، فرودگاه را آذین بسته‌اند. پُشت در پُشت ایستاده‌اند مشتاقان مهجوری که هر لحظه انتظار شنیدن صدای هواپیما، بی‌تابشان می‌کند. و تکّه پاره‌های پیکر عنکبوت پیر، امّا هنوز در حال جان کندن است. وای که اگر درهای فرودگاه بسته بماند! و چه کوشش مضحکی است که هنوز در بدن عنکبوت می‌جنبد! عنکبوتی که واپسین نفس‌هایش را نیز سال‌ها پیش فرو داده بی‌آن که بازدمی کرده باشد. و امّا کدام عنکبوت است که بتواند در مقابل غرّش توفان بال‌های کبوتری بزرگ، همچنان بر جای بماند؟! فرودگاه گشوده می‌شود و پرنده آهنین بر زمین می‌نشیند. در هجومِ آن همه اشتیاق بکر و سر به مهر ـ که اینک چونان انبار باروتی منفجر شده‌اند ـ پیرمردی جوان، پای بر سرزمینی می‌گذارد که سال‌ها تشنه و عطشناک، قدم‌هایش را انتظار می‌کشیده است. آغوش‌ها گشوده است، پیرمرد! خوش بازگشتی که بازگشت تو، پاسخ آن همه خون‌های بر زمین ریخته و آن همه ارواح به آسمان پیوسته بود. اینک میدان ژاله می‌تواند خاطرات سرخ رنگ خویش را آزادانه تعریف کند؛ و خیابان‌های همه شهرها شادند که هر یک می‌توانند خود را به نام رفیع شهیدی مزیّن کنند. خوش بازگشتی که بازگشت تو، نگذاشت آن فریادها در عمق بغض‌های پنهان خفه شوند! فریادهایی که آزادی را برای این قوم نعره می‌کشید؛ پس اینک میدان آزادی معنا خواهد گرفت. خوش بازگشتی که بازگشت تو، خطّ خم شده اخم‌ها را خواهد شکست و سطر مستقیم لبخندها را بر همه چهره‌های این سرزمین خلق خواهد کرد! آغوش‌ها گشوده است، پیرمرد! خوش آمدی ...
718
همبرگر
خداییش

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

عکس روز
محمدجواد حسین خانی / کرمان

محمدجواد حسین خانی / کرمان

فرستنده :nojavanha.com

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....