زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است . مقام معظم رهبری

هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است . امام خمینی(ره)

چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است

انقلاب ما متکی به معنویات و خداست . امام خمینی(ره)

پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است .

خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است

انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا… (ص ) است . امام خمینی(ره)

این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است . امام خمینی(ره)

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی.

برخیز که فجر انقلاب است امروز/ بیگانه صفت، خانه خراب است امروز/ هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد/از لطف خدا نقش بر آب است امروز

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است... روز آمده، تاج لاله بر سر زده است... با آمدن امام در کشور ما...خورشید حقیقت زافق سر زده است

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران اندیشه باور شد، در امتداد باران بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

با رهبر انقلاب همدوش شده تهران بزرگ دشمن بوش شده با برف خفن، بیست و دوی بهمن ماه سرتاسر شهرمان کفن پوش شده

اگر انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلاب و تحوّل در این کشور نبود، هیچ امیدی وجود نداشت که سلطه جهنّمیِ تحقیرآمیز امریکا و حکومت دیکتاتوریِ قسیّ‌القلب پهلوی از این مملکت برکنده شود.

دل نوشته ای با انقلاب. بنام خدا. تاریک بود، شب رَجَز می‌خواند، سوسوی ستاره‌ها را ابر تیره می‌سترد. خورشید، تبعیدی فردا بود، و شب در صحراها و کوه‌ها و دشت‌ها، در میان باغ و بر فراز رود و اقیانوس، حکم می‌راند و نفس‌ها را می‌برید، به چار میخ می‌کشید و خون سرخ ستاره‌ها را بر چهره آسمان می‌پاشید. صدای غل و زنجیر می‌آمد، و جز آن، دیگر سکوت بود که کران تا کران، در گوش‌ها فریاد می‌کشید. درخت‌ها یخ زده بودند، رودها منجمد شده بودند، ماهی‌ها خواب بودند، و پنجره‌های رهایی یکی پس از دیگری بسته می‌شدند. دست‌ها آن‌قدر پنجه به دیوار کشیده بودند که فرسوده بودند. یاد باران کم کم از ذهن زمین پاک می‌شد، قندیل سکوت و وحشت و هراس در سردابه تاریخ، هر رهگذری را به خواب ابدی فرا می‌خواند؛ و این چنین شب رجز می‌خواند، و یکه‌تاز میدان بود تا این‌که چاووشان از آمدن صبح خبر دادند. خبر در اندام شب پیچید. شب به خود نالید، تلألو نور خورشید از کرانه‌های دور، بر ذهن خفته جهان تابید. رودها به راه افتادند، ترنم باران بود و رقص جوباران، هلهله درختان بود و لبخند زمین و بازی گنجشکان و بال و پر گرفتن قناری‌ها، چکاوک‌ها و پرستوها. اکنون صدا، صدای بارش باران بود تا این‌که در میان گرگ و میش صبح، خورشید برآمد و پایان انجماد زمین را اعلام کرد.

فرق زیادی ندارد... زمستان باشد یا بهار ، هوا ابری باشد یا آفتابی... مهم " دل " آدم است! که گرم باشد یا اینکه یخ بسته باشد... دلِ یخی آدم را فرسوده میکند... #المیرا_دهنوی

صبح هآیم را بخیر کن! بی هوآ زنگ بزن بگو دلتنگی! بگو میخواهی ببینی مرا... بگذار یکبار هم که شده جمله ی دل به دل راه دارد را با تمام وجود احساس کنم! #المیرا_دهنوی

فرقی ندارد وسط تابستان باشی یا وسط برف و بورانِ زمستان... گاهی اوقات خورشید از زندگیِ آدم میرود... سرتاسر وجودت میشود یخبندان... نه حوصله داری موهای درهم ریخته ات راحالت بدهی... نه ناخن هایت را لاک و سوهان بکشی... نه از حبس بودن در اتاقت لذت میبری... نه میتوانی مثلِ ایامِ قدیم نقلِ مجلس باشی و بگی و بخندی و بخندانی... نه میتوانی تنها بمانی... نه میتوانی اعتماد از دست رفته ات را برگردانی و ترس دوباره تنها شدن را از سرت بیرون کنی... نه از بی اعصاب بودنت شادی،نه میتوانی بیش از این صبوری کنی... خلاصه که قد و بالایت میشود بی حوصلگیِ مطلق... دراین مواقع معجزه لازم میشوی... معجزه ای شبیه به برگشتنِ اویت... #المیرا_دهنوی

با خون خود نوشتم، از جان خود گذشتم، یا مرگ یا خمینی

دهه فجر دهه پر غرور دهه میثاق و تجدید عهد با رهبر مبارک باد

حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....