قلعه قلچمای استان کردستان

قلعه فلک الافلاک

قلعه فلک الفلاک در لرستان

یک روز زن اقا روباهه اقا روباهه رو بیرون می کنه و میگه تا ماست نخریدی برنگرد چون اقا روباهه پول نداشته میره دزدی ،یک جوراب می کشه سرش میره ماست بدزده میپره تو مترو تا برسه به فروشگاه روباه شاپ مترو وایمیسه روباه میپره تو فروشگاه و ماستو میدزده و دوباره میره تو مترو هنوز به خونه نرسیده بود که کلاغی که سوم ابتدایی از روباه ضربه خورده بود میاد و ماستو میدزده و روباه بدون ماست میره خونه و دوباره زنش بیرونش می کنه و خلاصه روباه شب رو بیرون میگزرونه

روباه تو مترو داشت با کاسه ماست میخورد منه جوراب پوش با چوب زدم تو مخش

تو ایستگاه نشسته بودم که دیدم جورابامو یادم رفته بپوشم وقتی سوار مترو شدم دیدم همه مسافراش روباهن که دور هم دارن میخندن و ماست میخورن.

توی مترو نشسته بودم که دیدم جورابم پایین اومده دولا شدم که جورابمو بالا بکشم دیدم یک روباه کوچولو زیر صندلی نشسته و داره ماست میخوره.

روباهی در مترو ماست و جوراب میفروخت.ازش ماست خریدم ولی متاسفانه بوی جوراب میداد

در مترو،در کمال آرامش ،مشغول ماست خوردن و انتخاب جوراب بودم ک مردی را دیدم که با حیوان خانگی عجیبش داخل شد.او روباه داشت.یک روباه ترسناک و زشت که همه را فراری داد.فکر کنم کلا روباه را برای فراری دادن بقیه انتخاب کرده.

یه روباه در تعقیبم بود که جورابهای بنفشی به پا داشت و بهم می گفت وایستا کاریت ندارم. همینطور که فرار می کردم احساس کردم پاچه شلوارم خیس شد که یهو از خواب پریدم؛ توی مترو نشسته بودم و ظرف ماست ریخته بود روی پام.

توی مترو از یه دست فروش یک جفت جوراب خریدم که طرح خرگوش و روباه روش داشت وقتی به خونه رسیدم یادم رفته بود ماست بخرم.

در مترو بودم که یک روباه جوراب به پا دیدم که در حال ماست خوردن بود.چه چیزها که آدم در این متروی تهران نمی بیند.

درمترویه روباه جوراب به سردیدم که ماست می خورد

تو مترو ماست دستم بود که یه روباه دیدم جوراب پاش بود

تو مترو ماست دستم بود که یه روباه دیدم جوراب پاش بود

داخل مترو بودم یه دست فروش داشت هم ماست روبا میفروخت هم جوراب شتر

تو مترو بودم در حالیکه ماست تو دستم بود یک روباه جوراب پوش اومد و ماست و بردشیک جا نشست و خوردش

روباه داشت با جوراب ، مترو را ماست مالی میکرد

تو مترو یه روباه دیدم داشت با جوراب ماست میخورد

توی دنیای روباه ها رسمه شب عید ماست رو با جوراب صاف و بعدش می خورن اقا روباهه هم که میدونست تو مترو روبانکاز شیر بز تا جون ادمیزاد هست میره و جوراب گل گلی و ماست میخره ولی حیف جوراب نانو بود و اقا روباهه نمیدونست وسط مهمونا ماست رو میریزن تو جوراب ولی چون نانو بود هیچی ازش در نمیاد و رسم بود که اگه مشکلی تو مراسم به وجود اومد باید صاحب خانه رو بزنن خلاصه اقا روباهه کتک خوبی خورد

عکس روز
   با ثروت و طلا و جواهر ،هر کاری می توانید بکنید جز به دست اوردن جوانی.باور کنید که جوانی چه سرمایه بزرگی است.

با ثروت و طلا و جواهر ،هر کاری می توانید بکنید جز به دست اوردن جوانی.باور کنید که جوانی چه سرمایه بزرگی است.

فرستنده :nahal65

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....