با رهبر انقلاب همدوش شده تهران بزرگ دشمن بوش شده با برف خفن، بیست و دوی بهمن ماه سرتاسر شهرمان کفن پوش شده

اگر انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نبود و اگر اسلام پرچمدار انقلاب و تحوّل در این کشور نبود، هیچ امیدی وجود نداشت که سلطه جهنّمیِ تحقیرآمیز امریکا و حکومت دیکتاتوریِ قسیّ‌القلب پهلوی از این مملکت برکنده شود.

دل نوشته ای با انقلاب. بنام خدا. تاریک بود، شب رَجَز می‌خواند، سوسوی ستاره‌ها را ابر تیره می‌سترد. خورشید، تبعیدی فردا بود، و شب در صحراها و کوه‌ها و دشت‌ها، در میان باغ و بر فراز رود و اقیانوس، حکم می‌راند و نفس‌ها را می‌برید، به چار میخ می‌کشید و خون سرخ ستاره‌ها را بر چهره آسمان می‌پاشید. صدای غل و زنجیر می‌آمد، و جز آن، دیگر سکوت بود که کران تا کران، در گوش‌ها فریاد می‌کشید. درخت‌ها یخ زده بودند، رودها منجمد شده بودند، ماهی‌ها خواب بودند، و پنجره‌های رهایی یکی پس از دیگری بسته می‌شدند. دست‌ها آن‌قدر پنجه به دیوار کشیده بودند که فرسوده بودند. یاد باران کم کم از ذهن زمین پاک می‌شد، قندیل سکوت و وحشت و هراس در سردابه تاریخ، هر رهگذری را به خواب ابدی فرا می‌خواند؛ و این چنین شب رجز می‌خواند، و یکه‌تاز میدان بود تا این‌که چاووشان از آمدن صبح خبر دادند. خبر در اندام شب پیچید. شب به خود نالید، تلألو نور خورشید از کرانه‌های دور، بر ذهن خفته جهان تابید. رودها به راه افتادند، ترنم باران بود و رقص جوباران، هلهله درختان بود و لبخند زمین و بازی گنجشکان و بال و پر گرفتن قناری‌ها، چکاوک‌ها و پرستوها. اکنون صدا، صدای بارش باران بود تا این‌که در میان گرگ و میش صبح، خورشید برآمد و پایان انجماد زمین را اعلام کرد.

فرق زیادی ندارد... زمستان باشد یا بهار ، هوا ابری باشد یا آفتابی... مهم " دل " آدم است! که گرم باشد یا اینکه یخ بسته باشد... دلِ یخی آدم را فرسوده میکند... #المیرا_دهنوی

صبح هآیم را بخیر کن! بی هوآ زنگ بزن بگو دلتنگی! بگو میخواهی ببینی مرا... بگذار یکبار هم که شده جمله ی دل به دل راه دارد را با تمام وجود احساس کنم! #المیرا_دهنوی

فرقی ندارد وسط تابستان باشی یا وسط برف و بورانِ زمستان... گاهی اوقات خورشید از زندگیِ آدم میرود... سرتاسر وجودت میشود یخبندان... نه حوصله داری موهای درهم ریخته ات راحالت بدهی... نه ناخن هایت را لاک و سوهان بکشی... نه از حبس بودن در اتاقت لذت میبری... نه میتوانی مثلِ ایامِ قدیم نقلِ مجلس باشی و بگی و بخندی و بخندانی... نه میتوانی تنها بمانی... نه میتوانی اعتماد از دست رفته ات را برگردانی و ترس دوباره تنها شدن را از سرت بیرون کنی... نه از بی اعصاب بودنت شادی،نه میتوانی بیش از این صبوری کنی... خلاصه که قد و بالایت میشود بی حوصلگیِ مطلق... دراین مواقع معجزه لازم میشوی... معجزه ای شبیه به برگشتنِ اویت... #المیرا_دهنوی

با خون خود نوشتم، از جان خود گذشتم، یا مرگ یا خمینی

دهه فجر دهه پر غرور دهه میثاق و تجدید عهد با رهبر مبارک باد

جمعیت خروشان برای دیدار جان از هر جای ایران آمده استقبالتان

ایرانیان بزرگترین استقبال جهان را رقم زدند.

زنده با ایران و ایرانی همیشه در صحنه حق حضور دارد.

این همه مردم آمده به عشق رهبر آمده

ای کاش من هم روز١٢ بهمن همپای مردم انقلابیمون به خیابانها میومدم و ورود رهبر عزیزمون روجشن میگرفتم

راه درست همان نور است و مردم ایران در کنار هم گرد نور انقلاب کردند

ما مردم ایرانیم سر بلند و سر فراز پیرو خط امام

تشنه عدالت همراه با صداقت مردم ایرانمان همدل و همزبان در صحنه ایم همیشه و هر مکان

دهه فجر دهه تجدید خاطرات با رهبر بی نظیرمان است همه ما حاضریم .

سلام بر مرد که با مردم یک دل بود و با یکدلی بود که توانست همه را گرد انقلاب با محوریت اسلام یک صدا و همرنگ کند دورد بر ملت ایران با اقتدار بی نظیرشان

خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم. ای امام خوش آمدی …

عشق و شور و جسارت لازمه انقلاب بزرگی همانند انقلاب ما بود

عکس روز
غروب خورشید در روستای شمع (چابهار) / ارسالی از بهزاد آتش افروزنه

غروب خورشید در روستای شمع (چابهار) / ارسالی از بهزاد آتش افروزنه

فرستنده :nojavanha.com

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....