ای کاش من هم روز١٢ بهمن همپای مردم انقلابیمون به خیابانها میومدم و ورود رهبر عزیزمون روجشن میگرفتم

راه درست همان نور است و مردم ایران در کنار هم گرد نور انقلاب کردند

ما مردم ایرانیم سر بلند و سر فراز پیرو خط امام

تشنه عدالت همراه با صداقت مردم ایرانمان همدل و همزبان در صحنه ایم همیشه و هر مکان

دهه فجر دهه تجدید خاطرات با رهبر بی نظیرمان است همه ما حاضریم .

سلام بر مرد که با مردم یک دل بود و با یکدلی بود که توانست همه را گرد انقلاب با محوریت اسلام یک صدا و همرنگ کند دورد بر ملت ایران با اقتدار بی نظیرشان

خوش آمدی که با آمدنت زنجیرهای سنگی از گردنمان گسیخت، کمرهای خمیده مان راست شد، بر لب های پژمرده مان شکوفه های تبسم نشست، در قلب های سوخته مان گلبوته های عشق و امید رویید و بر گونه های زردمان گلخنده های شادی نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامی مان پیچید و قفس ها شکسته شد. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت. خوش آمدی ای فجر پیروزی. تو طلوع آزادی وطن، بارش مهتاب، ترانه عشق، نردبان عروجی. مقدمت را گرامی می داریم و پیامت را پاسداری می کنیم. ای امام خوش آمدی …

عشق و شور و جسارت لازمه انقلاب بزرگی همانند انقلاب ما بود

زمان هر آن ارزش و بهاء از وجود نازنین تو به خود می گیرد. گفتارت ، بیاناتت، سخنرانی ها و راهنمایی هایت در گذر زمان آشکارا ما را راهبری کم نظیر است که هر شنونده و خواننده ای را با شور و شعفی وصف ناپذیر به سوی  عبودیت و پاکی و آگاهی رهبری می نماید. اماما ، رهبرا ، خمینی بزرگ من هرگز لحظه ی فراقت را فراموش نمی کنم. جز آتشی به منزل چیزی نمانده بر دل . آتشی فقدان پدری دلسوز بر جگر ملتی عاشق . درد دوری امامی که با ذره ذره ی وجودش پیروانش را به سوی آزادی رهنمون گردید. خمینی کبیر ، ای نجات بخش ملت پاک و اسارت چشیده ایران، عاشقان تو همچمن صحابه ی نبی خدا که در عصر جهالت ناجی خود را عشق می ورزیدند ؛ امروز تو را دوست می داند . من با دو چشم خویش می بینم که حتی جوانانی که در آن دوران حضور با برکت تو را درک ننمودند، امروز همچون فرزندان پدر از دست داده داغ فراق تو را در دل با خون جگر تسلی می دهند . امروز فرزندانت حتی ذره ای انحراف از مبارزات دلاورانه ی تو با زورمداران و استعمارگران ظالم را برنمی تابند. دوستت داریم . پیرویت می کنیم .و امروز با راهنمائی های رهبری مهربان سرمشق های انقلابیت را به گوشه گوشه ی جهان صادر می کنیم. اماما ، رهبرا ، اکنون فراقت را در نبرد با روشنفکر نماهایی  که دست در دست صهیونیسم غاصب ، بایگانی کردن اندیشه های اندیشمند ترین ولی و رهبر معاصر را در اندیشه دارند ، احساس می کنیم. امروز به یاری و ولایت شاگردان مکتبت رو به سوی شناساندن گوشه گوشه ی دریای معرفت و دانش تو به دنیایی پر از خیانت و شرارت نهاده ایم . ای یار و یاور حریت و آزادگی . ای امام . ای روح ا... . ای خمینی بزرگ ما را تنها مگذار.

هنوز هم صدای جاویدان او در سراسر تاریخ به گوش می‌رسد. هنوز هم قامتش، به بلندای آسمان حقیقت است و در عشق و تکریم والایی‌ها، به صلابت صخره‌ها می‌ماند و به عظمت کوهساران. امام را می‌گویم؛ مردی که کران تا کران حیات را از تحرک و مبارزه و فریاد برضد استعمارگران، سرشار ساخت. فرزانه‌ای که نمونه مجسّم شجاعت و بی‌باکی بود. او که از هیچ قدرتی جز خداوند باک نداشت و در برابر هیچ گردن‌کشی سر فرود نیاورد. راستی، کدام تصویرگر می‌تواند جَبین پاک آن بزرگ‌مرد را به تصویر درآورد؟ کدام شاعر می‌تواند قصیده‌سرای آن ستم‌سوز و سپیده آفرین باشد؟ کدام نویسنده می‌تواند حکایت‌گر شورآفرینی‌ها و ایمان‌گستری‌های آن والامقام باشد؟ دهه مبارک فجر، بر نایب آن فجرآفرین و امت خداجوی ایران مبارک باد.

بار دیگر معجزه‌ای در تاریخ اتفاق افتاد. بار دیگر دست توانای خدا از آستین غیب بیرون آمد. بار دیگر اراده خدای عزیز و حکیم به کار افتاد و رحمت و منت حق، ملتی مستضعف و ستم کشیده را در برگرفت و فیض روح القدس مدد فرمود و به کالبد ملتی مرده، روح و روان دمید. سرانجام آنچه به خواب شب هم نمی‌دیدیم و ناممکن می‌پنداشتیم، به وقوع پیوست و ملت ما و ملت‌های مسلمان و عالمیان را غرق بهت و حیرت و اعجاب نمود. قدرت‌های داخلی و ابرقدرت‌های بین‌المللی را با همه هوشیاری غافلگیر کرد، حساب‌ها و نقشه‌های سیاسی و طرح‌های دراز مدت و تصمیم‌گیری‌های مطالعه شده آنان را به هم ریخت و بالاخره، ملت مسلمان ایران آزادی را بازیافت.

«والفجرِ و لَیالٍ عَشْر...». دهه مبارک فجر، تجلی شکوه‌مند حماسه و سرافرازی ملتی است که در عصر اسارت انسان و در روزگار قحطی انسانیت، با انقلاب اسلامی خویش، صفحه‌ای زریّن را در تاریخ حیات آدمی گشود و صلای خداخواهی، معنویت، آزادی و استقلال را در گوش جان جهانیان طنین‌انداز کرد. در این دهه مبارک، یاد حضرت امام (رحمت الله علیه) را گرامی می‌داریم؛ ابرمردی که هماره دم مسیحایی‌اش، جان‌بخش جان‌های حقیقت‌جوست و هنوز پس از گذشت سال‌ها از رحلت ملکوتی‌اش، نامش بر پایه‌های ستم استکبار لرزه می‌افکند و یادش، در دل‌های مستضعفان و آزادگان زمینْ، امید می‌آفریند و انگشت اشارت او، به آیندگانْ امتداد راه را نشان می‌دهد.

آمدی، تا روزهایمان رنگ سربلندی بگیرد و دست‌های‌مان بوی لبخندهای آشتی. آمدی، تا پشت آن همه شب‌های طولانی، طعم روز را فراموش نکنیم و به زیارت آفتاب برویم. آمدی، تا پیروزی، فانوس شب‌های بی‌چراغی ما باشد و لبخند، عطر خوش آزادی‌مان. تو که آمدی، زمستان در برف‌های ناتمامش آب شد و بهار، در سینه‌های ما شکوفه زد.

کبوتر بزرگ از دور پیداست. افق را که نگاه کنی، می‌بینی که چگونه هوا را می‌شکافد و پیش می‌آید؛ اما نگرانی؛ آیا چه خواهد شد؟ میلیون‌ها چشم، اینک ساقه نگاه خویش را به آسمان فرستاده‌اند، به انتظار بهار. آن‌گاه که نسیم سبز بال‌های کبوترِ موعود، پیغام بهار را نجوا کند، ساقه‌ها در کنار ابرها خواهند شکفت و آسمان را گلستانی خواهند کرد مفروش از رنگین‌ترین آفتابگردان‌ها که هماره چشم در چشم خورشیدی دوخته‌اند که بر دوش کبوترِ بزرگ پیش می‌آید و معجون زندگی را بر خاک این سرزمین فرو می‌پاشد؛ و این ارمغان بازگشت خورشید است. فریادهای شوق، فرودگاه را آذین بسته‌اند. پُشت در پُشت ایستاده‌اند مشتاقان مهجوری که هر لحظه انتظار شنیدن صدای هواپیما، بی‌تابشان می‌کند. و تکّه پاره‌های پیکر عنکبوت پیر، امّا هنوز در حال جان کندن است. وای که اگر درهای فرودگاه بسته بماند! و چه کوشش مضحکی است که هنوز در بدن عنکبوت می‌جنبد! عنکبوتی که واپسین نفس‌هایش را نیز سال‌ها پیش فرو داده بی‌آن که بازدمی کرده باشد. و امّا کدام عنکبوت است که بتواند در مقابل غرّش توفان بال‌های کبوتری بزرگ، همچنان بر جای بماند؟! فرودگاه گشوده می‌شود و پرنده آهنین بر زمین می‌نشیند. در هجومِ آن همه اشتیاق بکر و سر به مهر ـ که اینک چونان انبار باروتی منفجر شده‌اند ـ پیرمردی جوان، پای بر سرزمینی می‌گذارد که سال‌ها تشنه و عطشناک، قدم‌هایش را انتظار می‌کشیده است. آغوش‌ها گشوده است، پیرمرد! خوش بازگشتی که بازگشت تو، پاسخ آن همه خون‌های بر زمین ریخته و آن همه ارواح به آسمان پیوسته بود. اینک میدان ژاله می‌تواند خاطرات سرخ رنگ خویش را آزادانه تعریف کند؛ و خیابان‌های همه شهرها شادند که هر یک می‌توانند خود را به نام رفیع شهیدی مزیّن کنند. خوش بازگشتی که بازگشت تو، نگذاشت آن فریادها در عمق بغض‌های پنهان خفه شوند! فریادهایی که آزادی را برای این قوم نعره می‌کشید؛ پس اینک میدان آزادی معنا خواهد گرفت. خوش بازگشتی که بازگشت تو، خطّ خم شده اخم‌ها را خواهد شکست و سطر مستقیم لبخندها را بر همه چهره‌های این سرزمین خلق خواهد کرد! آغوش‌ها گشوده است، پیرمرد! خوش آمدی ...

روزی که با هودج نور آمدی و به مهرآباد دل‌های اهل قیام رسیدی، رواق هر دیده به فانوس اشک آذین شد: السَّلامُ عَلَیْکَ یا رُوحَ اللّهِ... روزی که از مشرق اشتیاق، خرامان برآمدی، ستاره‌های سپید امید در آسمان آبی انتظار طلوعی دوباره آغاز کرد و روشنایی و نور از الماس دیده‌ها تابید. در هنگامه زمستان، پنجره‌های عطوفت به سوی نسیم بهاران گشوده شد. فرزندان انقلاب و مجاهدان نهضت با دستانی آکنده از یاس‌های سپید و گام‌هایی به شکوه کوه، به آغاز موسم آزادی بالیدند و به استقبال خورشید هدایت امت، خمینی کبیر آمدند. صدای آسمانیان در گستره سرزمینمان غلغله عشق آکند. از کوچه‌ها و خانه‌ها تا مسند مهر روح خدا، رنگین کمان ارادت کشیده شد. خمینی، زیباترین واژه کتاب عصر که سیمای زیبایش را هاله قدس و قیام فرا گرفته، به میهنمان روشنایی و رستگاری آورد. آمد آن مهر دهر و امیر حماسه و حضور تا آیین سپید رسول و حماسه سرخ عاشورا را زنده گرداند و آفتاب عزت و افتخار را به آسمان کشورمان برگرداند. راز مبحث محبت و ذکر حلقه وارستگان از پگاه نهضت تا شام ابد، نام زیبای خمینی است و اینک دوازدهم بهمن برای هماره تاریخ در صحیفه قلب‌هایمان ماندگار خواهد شد. دوازدهم بهمن سرآغاز عزت پایدار ماست، طلیعه فجر نور در افق جاودانگی و نظاره‌گر سیمای دلربای خمینی بر لوح جان‌های ماست. زادروز فضل و شرافت امّت ما 

انقلاب ما یک انقلاب پایدار و واقعیست

فقروظلم ریشه همه انقلاب ها و جنایت ها در طول تاریخ بشری بوده است

برف در بهمن ۹۶

عکس روز
غروب خورشید در روستای شمع (چابهار) / ارسالی از بهزاد آتش افروزنه

غروب خورشید در روستای شمع (چابهار) / ارسالی از بهزاد آتش افروزنه

فرستنده :nojavanha.com

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....