عازم یک سفرم      سفری دور به جایی نزدیک      سفری از خود من  تا به خودم

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست         و امیدم به خداوندی او

بوی رمضان می اید بوی خوش قران و شمیم شکوفه های دل انگیز مناجات و رایحه روح بخش بندگی خدا

حضرت مصطفی فرمود رجب ماه خدا و شعبان ماه من و اهل بیت من و رمضان ماه امت من است

باز ماه رمضان امد و بر بام فلک          می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست       تا که معلوم شود طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب     تا نگویی که در رحمت دادار کجاست

در رمضان خداوند ما را مهمان خود می کند ، اگر بخواهیم درک درستی از میهمانی ارائه دهیم به زندگی روزمره خود رجوع می کنیم . ایا ما مهمان را گرامی نمی داریم؟ ایا او را در بهترین منزل خود سکونت نمی دهیم؟ ایا نمی کوشیم هر چه خواست برایش اماده کنیم . حال چه صاحب خانه ای مهمان نواز تر از خدا

ای اهل کرامات و خرابات کجایید          ماه رمضان امده میخانه گشایید

ارزان شده می ، ساغر مستانه بنوشید          ای شاهد و ساقی همگان چهره نمایید

حال این میهمان نواز از میهمان خود انتظاری دارد

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور...اللهم اشبع کل جائع ؛ شاید این دعا  را در ایام ماه مبارک چند بار در روز بخوانید ، خدایا گرسنگان را سیر کن . اما این سوال ذهنتان را درگیر نمی کند که مگر خداوند برای سیر کردن گرسنگان به دعای ما احتیاج دارد؟ یا مگر گرسنگان با دعا سیر می شوند؟ اری این دعا عمل می خواهد ؛ "عمل" معنای بندگی ست

اما در ابتدای بند درباره انتظار صاحب خانه گفتیم . کتب علیکم الصیام ؛ اری این همان معنای زیبای روزه داری ست . معنای زیبای این انتظار خداوند درک اشک های بی نمک کودکی سیاه و گرسنه در ریگزار های داغ سومالی است که هزار توی رگ هایش بر استخوان های بی گوشتش نمایان است

ادمی در روزه حتی از حلال           می کند دوری به امر ذوالجلال

پس چنین فردی که دارد نان و اب          لیکن از انها نماید اجتناب

کی خورد از دیگران مال حرام          کی کثافت می خورد جای طعام

اما روح رمضان ، روح روزه و روح این ضیافت توبه و بازگشت است . و خداوند فرمود اگر بندگانم می دانستند که چقدر مشتاق بازگشت و توبه انان هستم هر اینه از شوق جان می سپاردند . اری این چنین خدایی میزبان این ضیافت است . خدای ما خدای یوسفی است که وقتی در ها برایش بسته شد و در گناه برایش باز ، با امید به خدا درها برایش باز شد . اری خدای ما همان خدای موسی است که فرمود : یا موسی ، اگر فرعون که کافر ترین مردم به من بود هنگام غرق شدن به جای اینکه از تو کمک بخواهد یک بار من را صدا میزد او را نجات می دادم

اما چه ساعتی زیبا تر رمضان که خداوند سفره توبه را رنگین تر از همیشه قرار داده و بر ماست که به این سفره چنگ بزنیم

پس از افرینش ادم خدا به او گفت : نازنینم ادم          با تو رازی دارم         اندکی پیش تر ای

ادم ارام و نجیب امد پیش         زیر چشمی به خدا می نگریست     محو لبخند غم الود خدا

دلش انگار گریست     نازنینم ادم      قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید

یاد من باش که بس تنهایم       بغض ادم ترکید      به خدا گفت : به اندازه ی

من به اندازه گل های بهشت....نه        من به اندازه عرش...نه...نه

من به اندازه تنهاییت ای هستی من...دوستدارت هستم      ادم کوله اش را برداشت  خسته و سخت قدم بر می داشت         راهی ظلمت پر شور زمین      زیر لب های خدا باز شنید     نازنینم ادم

نه به اندازه تنهایی من       نه به اندازه عرش.....نه به اندازه گلهای بهشت

که به اندازه یک دانه گندم....تو فقط یادم باش         نازنینم ادم....نبری از یادم

و اما ان شب قدر که گویند اهل خلوت امشب است...شنیده اید که می گویند ره صد ساله را نمی شود یک شبه رفت...اری...می شود ان شب همان شب قدراست که جاده ای ازمیان تمام تو در تو های راهی صد ساله گشوده می شود و نوری از انتهای ان ندا می دهد...الا یا اهل العالم سارعو الی مغفرتی

مگر نبودند علی اکبر های خمینی که ناله های العفو العفو شان در شب های عملیات چشمان اسمان را بارانی می کرد گویا اسمان مشتاق انان است نه انان مشتاق اسمان

اما وداع چه سخت است...در خنده های عید فطرمان این صدا به گوش می رسد

جان عالم بر لب امد        ای خدا مهدی ع نیامد

مهدی جان کعبه هم منتظر توست ، بیا..................تا که از لعل لبت باز کنیم روزه رمضان ها را


امتیاز این مطلب:
به اشتراک بگذارید :
مطالب مرتبط

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....