می رسد ک روزی در میان تاریکی های جهان به دنبال گرمای خورشید می گردیم اما فارغ از اینکه خورشید دنیای ما جای دیگر طلوع کرده..

عاقبت یک روز... میگریزم از فسون دیده ی تردید.. می تراوم همچو عطری از گل رنگین رویاها.. می خزمدر موج گیسوی نسیم شب... می روم تا ساحل خورشید... در جهانی خفته در ارامشی جاوید..

مثل بادبادک باش با اینکه می دونه زندگی به نخ بنده.... بازم تو آسمون میرقصه و میخنده ؛ همیشه بخندو نگران نباش و بدون ک نخ زندگیت دست خداست.

همیشه به سمتی حرکت کن ک دلت راهنما می زنه چون اون جایی ک مطعلق به خداست..

حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....