,

مجموعه روشنا با هدف آموزش، اطلاع‌ رسانی و پیشگیری از جرایم در جامعه ساخته شده است. ایثار نام یکی از بخش های این مجموعه است.

ایثار

ایثار

کوله ش رو که جمع کرده بود هرکی ازش پرسید کجا میری گفته بود دارم میرم بازار… همیشه کارهاش همینقدر غیر قابل پیش بینی بود… از نوجوونیش که یهو وسط بازی کردن تو کوچه غیبش میزد و تا شب خبری ازش نبود و بعدا می‌فهمیدیم رفته کمک یه آدمی که اصلا نمی‌شناخته، تا وقتی که بزرگ شده بود و دیگه پشت لبش به قول قدیمیا سبز شده بود! همه تعجب کرده بودن که آخه مگه آدم با کوله و وسایل سفر میره بازار؟ بعد از یه مدت که یکی از بچه‌ها توی جبهه دیده بودش گفته بود مشتی! تو دروغ نمی‌گفتی که! ما فکر کردیم رفتی سفر جنس و کالا بیاری بفروشی… گفت : نه والا دروغ نگفتم! میدونی! یه مدتیه فهمیدم خدا عاشق بازی کردنه… ما که از خودمون چیزی نداریم! بهمون یه چیزایی امانت میده بعد خودش دستشو میاره جلو میگه کی از چیزایی که بهش دادم بهم میده.. کی عمرشو بهم میده؟ کی از جوونیش برام ایثار میکنه؟ کی جونشو بهم میبخشه؟… اونوقت آدم زرنگ توی این بازار جنسی که مال خود خداست بهش می‌فروشه…

راست می‌گفت بچه محلمون…رفته بود بازار… اونم چه بازاری… از همه چیزش برای لبخند و امنیت ما گذشته بود… یه جوری میون پرچم سه رنگ می‌خندید که همه محل فهمیدن خود خدا مشتریش شده…

حق فرزندان / مجموعه تلوزیونی روشنا

داستان ایثار

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید