, ,
,

شتر.سایت نوجوان ها (1)اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

سوسن قریشی:

روزی سعدی با پای پیاده از شهری به شهر دیگر می رفت. در راه برای این که حوصله اش سر نرود به نشانه های مسافران قبلی توجه کرد. در مسیر چشمش به رد پای یک انسان با یک شتر افتاد و با خود شروع به شمردن مشخصات شتر و بارش کرد.
دقت که کرد دید یک طرف جاده را مگس گرفته و طرف مقابل را پشه با خود اندیشید که حتما بار شتر در طرف مگس ها عسل بوده و طرف مقابلش روغن بوده است.
چند قدم که بیش تر به جلو گذاشت مشاهده کرد که یک جانب جاده علف هایش خورده شده و سوی دیگر دست نخورده باقی مانده است.
نتیجه گرفت که شتر از سمتی که علف ها سالم باقی مانده است نابینا بوده است و فقط یک چشم سالم داشته است.
از قضا ساربان که جلوتر از سعدی بود در راه موقع استراحت به خواب می رود و شتر با بارش دزدیده میشود.
صاحب شتر بعد از مدتی از خواب می پرد و می بیند خبری از شترش نیست سراسیمه در صحرا به دنبال حیوان گم شده اش می گردد.
به سعدی که می رسد می پرسد: شتر مرا ندیدی؟
سعدی در جواب میگوید: آیا شتر تو بار عسل و روغن نداشت؟
مرد پاسخ مثبت می دهد
دوباره می پرسد: آیا از یک چشم نابینا نبود؟
شتربان دوباره حرف سعدی را تایید می کند.
صاحب حیوان می گوید تو او را دیده ای؟
سعدی پاسخ منفی می دهد.
ساربان عصبانی می شود و با چوبش شروع به زدن سعدی می کند و می گوید تو تمام مشخصات درست را گفته ای پس دزد حیوان تو هستی.
شیخ ما حین کتک خوردن توانست به صاحب حیوان بفهماند که او از نشانه های راه پی به مشخصات شتر برده است.
ساربان بالاخره باور کرد و دست از زدن او برداشت.
سعدی زیر لب زمزمه کرد:
سعدیا چند خوری چوب شترداران را تو شتر دیدی؟ نه جا پاشم ندیدم!

این حکایت از سعدی بعدها تبدیل به ضرب المثلی شد. 
*ضرب المثل شتر دیدی ندیدی در زمانی که گفته حق برای شنونده تلخ بیاید این را به کار می برند یعنی مجبور نیستی حقیقت را به کسانی که از شنیدنش نگران و ناراحت می شنوند بگویی. یا وقتی که از شخصی می خواهند پنهان کاری کند و آن چه را که می داند فراموش کند می گویند.

 

برچسب ها:
بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید