شعری پای دریا

t شعری پای دریا

t شعری پای دریا

باز هم در ساحل دریا قدم ها می زنم  /  حرف ها با ماسه ها، با موج دریا می زنم

 

باز هم در یک شبی تاریک، روی دله ای /  می نشینم ساعتی آهنگ تنها می زنم

 

شروه می ریزم به دریا محض دلتنگی خویش /  ساز کی با ماهیان خوب دریا می زنم

 

تا بگیرم اشک ها از اهل دریا مشت مشت  /  بارها بر دیده ام قصد مداوا می زنم

 

ناگهان در آن حوالی می پرم از هر خیال  /  باز می بینم قدم در خواب و رویا می زنم

 

 یادداشت سردبیر:

به قلم آقای محمدرضا بخشی ( خادم گمارونی گناوه ای)

t شعری پای دریا
4.7/5 - (3 امتیاز)
شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
گفت و گوی من و خدا | نیایش

‫2 نظر ارسال شده در “شعری پای دریا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *