,

پرسش : سلام خسته نباشید. دختر ۱۶ ساله هستم که عاشق معلمم شدم. معلمم مرد نیست. خیلی دوسش دارم و اذیت میشم که بهم کم محلی کنه. همش منتظر اینم که روزی که باهاش کلاس دارم بیاد. یا کمکم کنید بهم علاقمند بشه یا اینکه دیگه دوسش نداشته باشم. خیلی ممنون

عاشق معلمم شدم

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

اگر کمی در مورد عبارت دوست داشتن بدانی و مطالعه کنی متوجه میشوی که دوست داشتن واقعی دارای ویژگی هایی است که با برخی انتظارات تو از این رابطه سازگاری ندارد. تو دوست داری که معلمت هم تو را دوست داشته باشد، این بد نیست اما دوست داشتن واقعی می گوید تو کاری به احساس او نداشته باش.

اگر دوستش داری فقط دوستش داشته باش و به خاطر این احساس متوقع نباش که او هم حتما تو را دوست داشته باشد. هر چند که وقتی به دوست داشتن خودت ادامه می دهی و با رعایت میانه روی و احترام این رابطه را حفظ می کنی بعد متوجه خواهی شد که او هم تو را دوست دارد و شاید ملاحظات معلمی اجازه نمی دهد تا بین دانش آموزانش تفاوتی قائل شود و به همین دلیل سال های بعد جای پای این احساس ها در زندگی آینده تو دیده می شود و ممکن است رابطه شما ادامه پیدا کند بدون این که این کار معلم به معنای تبعیض قائل شدن بین بچه ها تعبیر شود.

با این نگاه لازم نیست تلاش کنی تا دیگر او را دوست نداشته باشی و از فکرش بیرون بیایی فقط کافی است که شکل و معنای دوست داشتننت را تغییر دهی. او را دوست داشته باشی چون دوستش داری نه به هیچ شرط و دلیل دیگر.

موفق باشی

44 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. A♡A 1 هفته قبل

    سلام .
    من چند روز پیش گفتم که عاشقش دبیرم شدم و …..
    جمعه هفته قبل به بهونه درس از برنامه شاد بهشونی ام دادم .
    ولی بعد ۲ روز سین کردن و جواب ندادن .
    سه شنبه که باهاشون کلاس داشتیم . تو گپ پی دادم ولی باز جواب نداد .
    ب نظر تون دوباره بهشون پی بدم ؟ بپرسم چی شده ؟ از دسم ناراحت هستن یا با من قهر کردن ؟

    دوست دارم بهشون پی ام بدم چون خییلی دلتنگشون میشم . که اذیت نشم .
    به درسام لطمه ای نزنه .
    ولی خب ‌ .
    میبینم خوشش نمیات بهش پی بدم .
    چیکار کنم ؟؟؟
    لطفا کمکم کنین .

  2. A♡A 2 هفته قبل

    یاد خداوند آرامبخش دلهاست .:
    سلام . من تقریبا ۳ سالی میشه عاشق معلم علومم شدم . ایشون خانم هستن – منم دخترم .
    اولین باری که ایشون رو دیدم ۷ سال ۹۷ پایه هفتم بودم . الان پایه نهمم . ۷ سال ۹۹ .
    اولاش یعنی اول هفتم فکر میکردم اونم منو دوس داره . آخه اون موقع اخلاقش با من خیلی بود . یعنی سر کلاس حواسش به من بود . سر کلاسش خیلی آروم بودم و اصلا حرف نمیزدم .
    ی بار یه سوالی پرسید منم جواب دادم ولی خیییلی آروم نمیدونم چطوری متوجه شد . اون موقع همه بچه ها اشتباه جواب داده بودن . بعدش گفت آفرین دختر خوب . A درست جواب داد . منم شروع کردم به انکار کردن که ی چیز دیگه ای گفتم . از خجالت . بعدش گفت دختر خوب وقتی ی سوالی میپرسم جواب بده که نمره ش رو واست وارد کنم .
    خب دیگه گذشت . بعدش یکی از بچه ها فکر کنم آبان ۹۷ بود . که رفت به خانم Ar گفت که Aخیلی دوستون داره . وقتی اومدم خونه دیدم که پی ام داده گفته : سلام . عسل من به خانم Ar نامه دادم و گفتم که A خیلی دوستون داره . اونم گفت میدونم خودم متوجه شدم – از رفتارش معلومه – دختر خوبیه . منم اون موقع از دست دوستم ناراحت شدم که چرا رفته گفته .
    بعدش ۱۳ آذر ۹۸ . روز سه شنبه . تایم بعد از ظهر . زنم آخر . ی سری وسایل دسش بود داشت میرفت دفتر . از پله ها که پایین رفت . بهش گفتم : خانم Ar گفت : بله . گفتم : خانم من خیلی شما رو دوس دارم . اونم گفت : منم شما رو دوس دارم باور کن . ولی نمیدونم منظورش از شما من بودم یا کل بچه ها .
    هفته بعدش ۲۱ آذر ۹۸ . روز چهارشنبه . حدودا ساعت ۲۰ بود . که نمایشگاه برگزار کرده بودن شهربازی . منم با مامان بابام تو ماشین بودیم که با دوستم چت میکردم و یهو زنگ زد گفت : A بگو کیو دیدم تازه ؟ منم گفتم : کی ؟ گفت : عشقتو دیدم . گفتم : کی ؟ گفت : همون خانمی که خیلی دوسش داری خانمه A .
    منم با کلی ذوق و شوق گفتم کجا گفت نمایشگاه . تو کجایی بیا . منم مامانمو راضی کردم که رفتیم شهربازی .
    داشتم دنبالش میگشتم و بعد ۱ ساعت تقریبا دیدمش .
    با کلی ذوق .
    از اونجا به بعد همه چی تغییر کرد . اخلاقش عوض شد . رفتارش . اون خانم Ar ای که من میشناختم نبود .
    خب منم بیشتر از قبل دوسش داشتم .
    سه شنبه ها ۳ زنگ باهاش داشتیم . علوم و مطالعات . منم سه شنبه ها که میرسید کلی ذوق میکردم ‌ . نماینده کلاس بودم اون موقع و کل بچه ها فهمیدن که دوسش دارم و از اونجا به بعد همه بهم میگفتن که عاشقشی .
    یادمه همون اولین جلسه بود وقتی فهمید من نماینده کلاسم – یکی دیگه از بچه ها رو برا روز سه شنبه انتخاب کرد .
    تعطیلات نوروز به یکی از همکلاسیام sh میگفتم بهش پی بده که فامیلشون بود و خانم Ar خیلی دوسش داشت .
    من شماره شو داشتم ولی روم نمیشد بهش پی بدم .
    آخر سال روز چهارشنبه بهش گفتم : خانم ی چیزی بگم گفت : بگو گفتم : خانم الان آخر ساله دیگه گفت : خب که چی گفتم : شماره تون رو میدین ؟ گفت : شماره نه سال بعد ان شاءالله . اونجا بود که بد جوری دلم رو شکوند . چون قبلش به خودم گفته بودم اگه شماره ش رو بده دوسم داره اگه نده یعنی دوسم نداره .
    یاد خداوند آرامبخش دلهاست .:
    هفتم تابستون ۲ بار بهش پی دادم . که مسافرت بودم مشهد ‌. اولین بار ساعت ۱۱ و نیم صب بود که تازه از حرم اومده بودم . بد جور دلتنگش بودم و بهش پی دادم .
    کلی اشک ریختم اون موقع .
    بعد ۴ روز دوباره بهش پی دادم شب ساعت ۲۲ بود .
    بهش گفتم که خیلی دوسش دارم و دلتنگشم و بدونش بهم خیلی سخت میگذشت .
    اون زمان بود که فهمیدم عاشقش شدم .
    این دیگه دوس داشتن نبود .
    هشتم هم گذشت و ی روز که چهارشنبه بود تو آزمایشگاه بودیم رفتم پیشش زنگ آخر . داشت وسایلشو جمع میکرد . بهش گفتم : خانم شما چند ساله درس میدین ؟ گفت : منظورت چند ساله کلاس دارم ؟ گفتم : آره . گفت : ۱۶ سال کلا ۱۸ سال ولی خب ۲ سال کلاس نداشتم میشه ۱۶ سال .
    گفتم : ۱۶ سال درس میدین پس اون ۲ سال چی ؟
    گفت : ۲ سال بیمه نداشتم نمیتونستم کلاس بگیرم .
    گفتم : بعد
    گفت : بعد و ی لبخند زد .
    واااااای خداااااا خنده هاشو 🙈🙈🙈 دلم ی ذره شده واسه خنده هاش .
    گفتم : بعد تو این ۱۶ سالی که درس میدین دانش آموزی داشتین که خیلی دوستون داشته باشه ؟ گفت : آره . ۲ – ۳ تا داشتم همیشه میومدن بهم میگفتن .
    گفتم : چقد دوستون داشتن ؟ گفت : میگفتن زیاد .
    گفتم : شما چی ؟ اونا رو دوس داشتین ؟ گفت : آره منم اونا رو دوس داشتم . گفت : من همه شاگردامو دوس دارم . مخصوصا بچه های خاص . بچه هایی که خوبن – مودبن .
    گفتم : بهتون میگفتن دوستون دارن ؟ گفت : بعضی وقتا میگفتن بعضی وقتا نمیگفتن . چرا ؟ اون موقع بهش نزدیک شده بودمو چشام تو چشاش بود 😻😻😻 واااااای چه لحظه رمانتیکی بود 😂😂😂 .
    گفت : چرا ؟ نگاش که کردم داشت میخندید گفتم : هیچی . همینطوری .
    قربوووووون اون خنده هاش برم الهی 💋💋💋 .
    اون موقع بارون میومد . ❤️❤️❤️ .یاد خداوند آرامبخش دلهاست .:
    روز چهارشنبه
    . زیاد باهاش حرف زدم . اون روزی اینگاری میدونستم آخرین روزه . البته همش در مورد امتحان بود . 🙊🙊🙊 .
    آخرین بار که دیدمش ۳۰ بهمن ۹۸ . ساعت ۱۲:۲۳ دقیقه بود .
    امروز ۱۸ مهر ۹۹ ساعت ۲۲:۳۱ دقیقه .
    از اون زمان تا الان ۸ بار بهش پی دادم . از وات ساپ البته .😅😅😅 .
    از وقتی مدارس مجازی شده . هم هشتم آخر سال هم الان نهم هر چند روز به بهونه درس بهش پی میدم .😁😁😁 .
    منم دوس ندارم مزاحمش بشم ولی خب زیادی دلتنگش میشم و اذیت میشم . مجبورم .😔😔😔 .
    الانم بد جور دلتنگشم 😞😞😞 .
    البته ۱۸ شهریور رفتم مدرسه و دیدمش ولی خب اصلا باهاش حرف نزدم و ماسک زده بود و … اصلا فقط صداشو شنیدم .
    وقتی بهش پی دادم و چت کردیم گفتم : شما منو دوس ندارین . گفت : نه عزیزم . اصلا اینطور نیس . تو برام عزیزی و ارزشمندی . شما دختر خوب و مهربان و دوست داشتنی و با اخلاقی هستی . که مطمئن باش برایم با ارزشی .
    ولی خب هنوز نمیدونم واقعا دوسم داره یا ن ؟
    اگه دوسم داره چرا شماره مو سیو نمیکنه ؟
    یعنی واسش مهم نیستم ؟
    از رفتارش و اخلاقش و طرز نگاه کردناش و حرف زدناش میگم دوسم نداره .
    ولی وقتی بهش نزدیک میشدم و تو چشاش نگا میکردم ی حسی داشتم که بهم میگفت اونم دوسم داره . الانم که بهش پی میدم وقتی جوابمو میده چنین احساسی دارم .
    💕💕💕💕
    ولی …
    ی مدتیه فکرش خیلی اذیتم میکنه .
    من بیشتر از ی معلم دوسش دارم .
    اونقدری که :
    صب تا شب بهش فک میکنم .
    دم به دقیقه آنلاین بودناشو چک میکنم .
    شبا از سر دلتنگی واسش گریه میکنم .
    صب که چشمامو باز میکنم اولین نفری که بهش فک میکنم اونه .
    و ….

    💔💔💔💔💔

    میترسم که درسام افت کنه . آخه اصلا حال و حوصله درسو ندارم . امسالم که انتخاب رشته دارم .
    همش بهش فک میکنم .
    البته بگم من دختر درس خون و زرنگی بودم‌ . هفتم – هشتم .
    ولی امسال نهم اینطوری شدم .
    خواهش میکنم اگه میشه کمکم کنین .
    میخوام ببینم دوسم داره یا ن ؟
    همش این داره اذیتم میکنه .
    که نمیدونم دوسم داره یا ن ؟
    اگه دوسم داشت شماره مو سیو میکرد . بهم پی ام میداد . دلتنگم میشد .
    اگه دوسم نداشت چرا بهم میگه دوسم داره . چرا اون همه مهربون باهام حرف میزنه .
    موندم بین این دو تا .
    خواهش میکنم کمکم کنین .

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      اگر به محبت خودت ایمان داری و او را بسیار دوست داری در این صورت پرسش از اینکه آیا او هم تو را دوست دارد درست نیست. کسی که عاشق است فارغ از اینکه طرف مقابل چقدر او را دوست دارد مهر میورزد و به این ارتباط دلخوش است.
      فکر کن عشق مادری که والاترین عشق و ارتباط است هرگز در آن پرسش اینکه چقدر فرزند مادر را دوست دارد مطرح نیست.
      به همین دلیل دلت و ذهنت را از این سوال خالی کن و به رفتار خودت که میتواند برهم زننده این ارتباط شود یا به آن قوت دهد تمرکز داشته باش.
      معمولا افراد با دریافت پیامهای متعدد و احساس اینکه مدام زیر نظر هستند کلافه میشوند و از ادامه ارتباط دوری میکنند
      بنابراین مراقب باش چگونه رفتار میکنی چون به شدت در ارتباط تاثیرگذار است.
      خوب اگر بتوانی تعادل در پیام دادن و خبر گرفتن از ایشان را تمرین کنی در این صورت افت درسی که نگرانش هستی و دائم اندیشیدن به او هم از تو دور میشود. از سوالاتی مانند اینکه چرا شماره تو را سیو نکرده اند و ..‌. دوری کن چون بیشتر تو را درگیر حاشیه هایی میکند که بیشتر در نهایت برای خودت و ارتباطت ضرر خواهد داشت.

  3. مجهول 2 ماه قبل

    باعرض سلام من یکی از معلمان ام رو خیلی دوسش داشتم البته این مربوط ب اوایل سال بود من طی چند نامه ای که برایش نوشتم بالاخره بهش گفتم که عاشقش شدم اون ی روز باهام راحب این موضوع حرف زدگقتش که تو از این مدرسه میری البته من اون سال نهم بودم گفت روحیم خراب میشه از این حرفا ولی من خیلی دوسش داشتم دوس نداشتم از اون وسط سال ازهم فاصله بگیریم یک بار ازش پرسیدم کسی غیر ازمن دوسش داره برگشت گفت ن بعد یکی از دوستانم گفت اره فلانی دوسش داره من اعصابم خورد شد به خانمم گفتم ی بار دیگه ازش پرسیدم این بار گفت اره اسمشو بهم نگفت گفتم تو چی دوسش داری گفت من همه رو دوس دارم ولی تورو ی جور خاص دوس دارم منظورش چی بود از این حرف ی بار هم اخر سال برگشت بهم گفت که رفتارم غیر عادیه اینا …. فک می کردم می خواست از چشمم خودشو بندازه چون بهم بی توجهی می کرداخرای سال ، من الان ۲ سال ک ندیدمش هنوزم دوسش دارم ولی مامانم نمی بره ببینمش والان ویس معلممو دارم دلم تنگ شده واسش لطفا کمکم کنید نوع عشق من چجوری چون بعضی از دوستام هم میگن بهم ک بد جوری عاشقشی خانم دکتر عزیز ممنون ک متنم رو خندید 😆

  4. ناشناس 4 ماه قبل

    😭😭😭😭😭😭

  5. Meli1723 5 ماه قبل

    سلام وقتتون بخیر ببخشید من یکی از معلمای قدیمیمو خیلی دوست دارم و الان به یه سری مشکلات برخوردیم چه جوری پیتونم به صورت خصوصی با خانم دکتر سلیقه دار صحبت کنم

  6. شمیم میم 5 ماه قبل

    سلام من دوازدهم تجربی هستم و از پارسال عاشق معاون مدرسه مون شدم. الان نزدیک امتحانای نهاییه و من بعد از چهار ماه دوری از ایشون دارم میبینمش و با اینکه همیشه سر امتحانای ترم به خودم قول میدادم و به ایشونم میگفتم که نمیتونم اصلا بهشون حتی سلام کنم تا مبادا حواسم پرت بشه، امسال سر دوتا امتحان بهشون سلام کردم و حتی توی گروه های واتساپ هم دلم نمیاد جواب سوالاشونو ندم. خیلی دلم میخواد بعد از هر امتحان برم سمتش به باهاش صحبت کنم آخه این ۴ ماه خیلی بهم سخت گذشت خیلیییییی و ایشون امسال بازنشست میشه و میره شهر خودش و منهم انشاالله میرم دانشگاه و تازه تا ۲ سال هم ممکنه کرونا طول بکشه واقعا وضعیت خیلی عذاب آوریه… من الان دقیقا ۴۵۶ روزه که حتی امکان نداشته یه روز بهشون فکر نکنم و اونقدر خوابشونو میبینم که همرو بعد از بیداری نوشتم تا براش تعریف کنم. ای کاش میشد یه بار برای همیشه بشینه کنارم و یه صبح تا شب هرچی تو دلم هست و تموم حرفای ناگفتم رو میزدم تا خالی میشدم تا محبور نباشم اینقدر بهش فکر کنم… وقتی هم تو اتاقم میرم بعضی وقتا ایشون رو جلوی خودم تصور میکنم و باهاش صحبت میکنم… میدونم شاید بهم بگین دیوونه اما اگه یه بار فقط حاضر میشد تو قرنطینه جواب زنگ تلفن منو بده تا باهاش حرف بزنم این اتفاق نمی افتاد… لطفا راهنماییم کنید. روز اول بعد از قرنطینه که همین چند روز پیش بود همه رفتن و باهاش سلام احوال پرسی کردن اما من نرفتم و ترسیدم از اینکه حواسم پرت شه با اینکه خیلی دلم پیششه و واقعا دوست دارم مثل بقیه باهاش برم و صحبت کنم. خیلی دلم میخواد این اتفاق بیفته اما متاسفانه بعد از امتحان هم نمیذارن تو مدرسه بمونیم یعنی قوانین کرونا اجازه نمیده… ای کاش یه راه حلی وجود داشت. خسته شدم از زجر کشیدن های بی فایده و به اصطلاح سماق مکیدن!

    • شمیم میم 4 ماه قبل

      ضمنا من بعضی روزا اینقدر با خودم فکر میکنم که تلاش میکنم خودمو ازش متنفر کنم و بعضی روزا موفق میشم. اما به محض اینکه بازم خوابشو ببینم وقتی بیدار میشم بی اختیار خیلی شوق دیدارشو دارم و حتی وقتی تو مدرسه میبینمش فکرشم نمیکنم باز عاشق شم اما میشم… من دیگه خسته شدم فکر کنم یه نقطه پایانی باید برای این قضیه وجود داشته باشه هرچند احساسی که در زمان عشق به ایشون داشتم یه احساس تکرار نشدنی و وصف ناشدنی بود…

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      برخی آدمها گفته هایشان را از طریق نوشتن با دیگران در میان میگذارند. بد نیست در این شرایط که به درستی خودت را مدیریت میکنی و برای پرهیز از حواس پرتی سراغشان نمیروی به این فکر کنی که یاد داشت کوتاهی برای ایشان بنویسی و بگویی که اگر موافق باشند بعد از کنکور قول چند ساعتی گفتگو را در مدرسه به تو بدهند. آن روز حرفهایت را خواهی گفت و اگر نپذیرفتند یا گفتند حالا ببینیم چه میشود در این صورت بعد از کنکور نامه ای برایشان بنویس و به دستشان برسان.
      تا آن روز همین طور که هستی قوی باش و بر درس و دانشگاه تمرکز داشته باش.

      • شمیم میم 4 ماه قبل

        من توی دوران قرنطینه هم چند بار بهشون نامه های کوتاه فرستادم و خودشون میدونن چقدررر حرف برای گفتن دارم اما خودشونم تو واتساپ زیاد چیزی نمیگفتن و فقط یه بار قسم خوردن که خیلی کارای مدرسه هست که باید انجام بدن… و منم از اون روز تصمیم گرفتم دیگه هیچی بهشون نگم تا وقتشون گرفته نشه… ضمنا تعریف از خود نباشه من دست به قلمم خوبه و چندتا شعر تاحالا براشون نوشتم این بارم یه شعر نوشتم و تصمیم گرفتم بعد از جلسه آخرین امتحان نهایی براشون بخونم. اینکه میگید یه یادداشت بنویسم، اگه الان این کارو بکنم تا آخر روز مشغول فکر کردن و نوشتن خاطرات همون روز میشم و از درس غافل میشم!!! حتی خودشونم تو مدرسه عمدا میان و اون مانتوهایی رو میپوشن که من دوست دارم بلکه بهشون یه سلامی بکنم اما من در کمال بی ادبی وقتی بهشون بر میخورم سرمو میندازم زیر 😂 امیدوارم اگه این کامنت رو میخونن از کارام ناراحت نشده باشن 😂 راستی تا زمان کنکور خیلی مونده یعنی از آخرین جلسه امتحان تا روز کنکور تقریبا یک ماه و نیم میشه!!! شما میگین تو این مدت دیگه باهاشون ارتباط نداشته باشم؟! خیلی سخته… کاش منو از واتساپ بلاک میکرد… کلا از همه چیز منو بلاک میکرد تا دستم از هر طرف بسته میشد… هرچند این نهایت بی رحمیه

      • شمیم میم 4 ماه قبل

        خانم دکتر شما فکر میکنید حرفای من در حد یکی دوتا نامه ست؟ نه!!! حرفای من به اندازه یه کتابه!!! ایشون نامه های طولانی رو وقت نمیکنن بخونن. سابقه داشته که یک ماه بعد نامه منو خوندن… همیشه هم همینطوره… اینکه مدام میگن وقت ندارن و فکر کنم راست هم میگن خیلی عذاب آوره…

        • هانیه 3 ماه قبل

          . سلام
          وقتتان بخیر
          ببخشید دختر ۱۳ ساله ای هستم که عاشق معلمم شدم.اول سال متنفر بودم ازش.ولی بعد یک ماه عاشقش شدم و اندازه ی مادرم دوسش دارم.ولی وقتی کلاس ها انلاین شد و من شماره اش را گرفتم خیلی پیامش میدادم و جوابم میداد.ولی چند ماهی گذشت و دیگر جوابم را نداد.من خیلی دوسش داشتم انقدری که گاهی اوقات خوابش را میدیدم.نمی دانم چیکار کنم تامثل اول بشود با من؟
          لطفا کمکم کنید

          • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار
            دوست خوبم
            ارتباط در دنیای مجازی بسیار متفاوت از دنیای واقعی است و به همین دلیل رفتار های مجازی معناها و برداشتهای گوناگونی را شامل میشود.
            در زمان واقعی همین که به معلمت نگاه میکردی پیام محبتت را میرساندی و مزاحمتی هم برایش نداشت. اما در دنیای مجازی لازم است به او پیام دهی و با متن و نوشته بگویی که نسبت به او محبت داری و گاهی همین پیام دادن ها مزاحمت ایجاد میکند.
            به همین دلیل ضمن اینکه یادآوزی میکنم خیلی در دتیای محازی انتظار نداشته باش همه چیز یه حالت اول برگردد ولی توصیه میکنم روالی که در پیش گرفته ای را تغییر بده‌ خیلی پیام نده، از او اجازه بگیر و سوال کن که میتوانی مثلا مساله ای را با ایشان در میان بگذاری، فایل صوتی نفرست و فقط اگر بناست پیام دهی متن باشد.
            چون مدتی است پاسخت را نمیدهند یک متن بسیار کوتاه بنویس و از ایشان بپرس که آیا کوتاهی داشته ای یا خطا کرده ای و از نظر ایشان چطور میتوانی جبران کنی و با صبوری منتظر پاسخ ایشان بمان.

  7. پرنیا 8 ماه قبل

    سلام تروخدا کمکم کنید خیلی داغونم . من پارسال عاشق معلمم شدم ینی اون خودش باعث شد ایشون بچه ندارن و میخوان دانش اموزارو ب خودشون علاقه مند کنن دلیلشو نمیدونم ولی به هرحال پارسال اول اومدن به من گفتن ک منو خیلی دوست دارنو این حرفا من بعدش همش سرکلاس یه جوری باهام دفتار میکردن مثلا همیشه نمرم بیس بود بااینکه نمیشدم یا هیچوقت دعوام نمیکردن گاهی وقتام ک سرمو بلند میکردم میدیدم بالبخند نگام میکنن خلاصه من دیوونش شده بودم همش پشت دفتر معلما بودم ایشونم میدونستن همش میومدن بیرون بعضی وقتام میرفتم پشت در کلاسش میشستم صداشو گوش کنم اونم فهمیدو خودش میومد اجازمو میگرف زنگای هنر اینا ک پشت کلاسش بشینم ک کسی مزاحم نشه رفتاراش واقعا عجیب بود ولی امسال من قراره ازین مدرسه برم رفتاراش خیلی سرد شده همش دعوام میکنه یهم تیکه میندازه منم دیگه بروز نمیدم چون خیلی رفتاراش باهام سرد شده ولی هنوزم خیلی دوسش دارم قبلنا هرکار ک میکرد مینشستم گریه میکردم دوستام میرفتن بهش میگفتن امسال گریه نمیکنم میریزم تو خودم اونم فک میکنه دیگه دوسش ندارم ولی نمیدونه دارم داغون میشم بنظرتون چیکار کنم باهام خوب شه باهاش راحت هم نیسم برم ازش بپرسم علت چیه خب؟ وقتی میبینمش قلبم اینقد تند میزنه دستام میلرزه نمیتونم حرف بزنم کمکم کنید چکار کنم؟ حالم خیلی بده

    • دوست خوبم
      رفتارهای معلم شما هم در سال گذشته و هم امسال عجیب و غیر حرفه ای بوده است.
      اینکه به فرد خاصی توجه نشان داده اند و با اجازه گرفتن برای اینکه پشت در کلاس بنشینی و ..‌ به احساس تو و بیراهه رفتن تو دامن زده اند بسیار اشتباه بوده است.
      ممنون است حالا هم برای اینکه تو را برای جدایی آماده کنند چنین رفتارهایی دارند ولی هر چه که باشد ایشان ثابت کرده اند که بهتر است خودت برای رفتار و احساست تصمیم بگیری و منتظر تغییرات رفتاری ایشان نباشی چون احتمالا مثل حالا آسیب هایش بیشتر از فایده اش خواهد بود‌.
      اینکه بخواهی از ایشان بپرسی چرا رفتارشان تغییر کرده یعنی میخواهی باز به دنبال تصمیم های ایشان رفتار کنی. اما بد نیست برایشان نامه بنویسی و بگویی که متوجه تغییر رفتار ایشان هستی و بعد هم اشاره کنی که امیدوار هستی از چند ماه باقیمانده از سال ایشان بتوانند خاطرات خوبی از خودشان به جا بگذارند.

      • رویا 7 ماه قبل

        سلام من سه سال پیش یه معلم داشتم که خیلی دوستش داشتم اما این ماجرا تنها مربوط به سه سال پیش نیست.از همون سال تا به حال یک روز هم نیست که به ایشون فکر نکرده باشم…اوایل بهش وابستگی زیادی داشتم تا حدی که اگر یک روز مدرسه نمی آمد خیلی ناراحت بودم ولی الان بهش وابستگی ندارم ولی دلبستگی ام نه تنها کمتر نشده بلکه بیشتر هم شده…
        من دانش آموز سال اول تدریس ایشون هستم..علاقه من بهش اونقدر زیاد هست که آوازه ی این علاقه تمام مدرسه های شهرستانمون رو پر کرده…الان دو ساله که دیگه معلمم نیست اما هربار که برای دیدنش میرفتم مدرسه های قبلی اول از دیدنم تعجب میکرد و خوشحال میشد و بغلم میکرد ولی بعدش میگفت چرا اومدی اینجا و بهم بی محلی میکرد…امسال که مدرسش عوض شده و شرایط برام سخت بود که برم مدرسه ببینمش بهش پیام میدادم که میخوام پیشتون میگفت نیا خودم باهات قرار میزارم یه جا همو ببینیم ولی چند ماه گذشت و هربار بهش میگفتم پس کی هم رو ببینیم میگفت به زودی همو میبینیم اونقدر به عهدش وفا نکرد کع با هر زحمتی بود رفتم مدرسه دیدنش و با دیدنم اومد جلو بغلم کرد و کلی خوشحال شد هر بار بهش پیام میدم گاهی خیلی رسمی جواب میگیرم ولی گاهی با محبت بیشتری بهم جواب میده اما به جرات میتونم بگم تنها دانش آموزش بودم که کامل میشناستم و بغلم میکنه و یه جورایی منم برا اون نسبت به بقیه دانش آموزانش براش فرق دارم اما هیچوقت سعی نکرده این رو علنی کنه و تنها دانش آموزش هم هستم که تاحالا باهاش در ارتباط موندم ولی اصلا نمیتونم بشناسمش نمیدونم بازم بهش پیام بدم یا نه نمیدونم بازم برا دیدنش برم یا نه

        • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
          اینکه در این راه خودت را نگه داشتی و مراقبت کردی تا بدون اجازه یا گاه و بی گاه مزاحم ایشان نشوی خیلی خوب است. یادت باشد از حالا به بعد هم بهتر است مراقب باشی تعداد مراجعه هاو دیدارها افراطی نشود و سعی کن بدون هماهنگی با ایشان دیداری نداشته باشی تا این ارتباط از هم پاشیده نشود.
          از اینکه توانستی از وابستگی به ایشان بیرون بیایی به خودت افتخار کن حالا وقت آن است که دلبستگی ات را هم مدیریت کنی.

      • مجهول 1 هفته قبل

        سلام خانم دکتر میشه کمکم کنی؟ من سال نهم عاشق معلم هنرم شدم حتی کارایی کردم تا به ایشون ثابت بشه ک چقدر دوسشون دارم ی روز برگشت ب من گفت من تورو ی جور خاص دوست دارم نسبت ب بقیه وحتی یادمه نامه واسش زیاد می نوشتم وخانم هم می خوند ونظرش رو بهم میگفت ی چیز جالب هم این بود ک موقع تدریس میکرد کاراشو روی میز من انجام میداد درست جلو چشم من تا من بیشتر ببینمش بعد منم از خجالت 😀به بهونه ای میرفتم کنارش وایسادم و هرموقع ک صحبت میکردیم مثلا ۱ دقیقه چشم تو چشم بودیم کلا اون لحظات میمردم واسش خیلی خوب بود ولی خب چن نفر تو مدرسه دوسش داشتند ومن اذیت میشدم ب طوری ک می خواستم دعوا کنم بخاطر همین خانم هیچ وقت اسم کسایی ک تو مدرسه دوسشون داشتن رو ب من نم گفت یادمه سر حساس شدنم میخواست ۱ ماه دورش نباشم ولی خوب نم تونستم خواستم ببینم خانم دکتر ب نظرتون خانم دوسم داره اخه الان ۲ سال ندیدمش ولی خانم ب دوستم گفته بوده که هنوز منو یادشه؟
        عشق من. نسبت ب خانم چطوریه لطفا کمکم کنید
        🙏

    • دانش اموز 7 ماه قبل

      ممنون از نظر شما اما این دبیر من که گفتم خیلی اخلاق خاصی دارن اصلا دوست ندارن با کسی نزدیک باشن با این حال من هم با همون فاصله ای که دوست دارن با ادما داشته باشن باهاشون در ارتباطم اما من دنبال یه نزدیکی بیشتری با ایشون هستم، یک ماه دیگه تولدشه نمیدونم مثل سال های قبل بهش نشون بدم که تولدش رو یادم بوده یا که نه! دلم میخواد احساسمون متقابل باشه
      در اخر واقعا سپاسگزارم از شما که این فرصت رو برای ما به وجود اوردید که در این زمینه بتوانیم با شما مشورت کنیم

  8. مجهول 9 ماه قبل

    باعرض سلام من یکی از معلمان ام رو خیلی دوسش داشتم البته این مربوط ب اوایل سال بود من طی چند نامه ای که برایش نوشتم بالاخره بهش گفتم که عاشقش شدم اون ی روز باهام راحب این موضوع حرف زدگقتش که تو از این مدرسه میری البته من اون سال نهم بودم گفت روحیم خراب میشه از این حرفا ولی من خیلی دوسش داشتم دوس نداشتم از اون وسط سال ازهم فاصله بگیریم یک بار ازش پرسیدم کسی غیر ازمن دوسش داره برگشت گفت ن بعد یکی از دوستانم گفت اره فلانی دوسش داره من اعصابم خورد شد به خانمم گفتم ی بار دیگه ازش پرسیدم این بار گفت اره اسمشو بهم نگفت گفتم تو چی دوسش داری گفت من همه رو دوس دارم ولی تورو ی جور خاص دوس دارم منظورش چی بود از این حرف ی بار هم اخر سال برگشت بهم گفت که رفتارم غیر عادیه یه جوری فک می کردم می خاست از چشمم خودشو بندازه چون بهم بی توجهی می کرد

  9. مجهول 9 ماه قبل

    باعرض سلام من یکی از معلمان ام رو خیلی دوسش داشتم البته این مربوط ب اوایل سال بود من طی چند نامه ای که برایش نوشتم بالاخره بهش گفتم که عاشقش شدم اون ی روز باهام راحب این موضوع حرف زدگقتش که تو از این مدرسه میری البته من اون سال نهم بودم گفت روحیم خراب میشه از این حرفا ولی من خیلی دوسش داشتم دوس نداشتم از اون وسط سال ازهم فاصله بگیریم یک بار ازش پرسیدم کسی غیر ازمن دوسش داره برگشت گفت ن بعد یکی از دوستانم گفت اره فلانی دوسش داره من اعصابم خورد شد به خانمم گفتم ی بار دیگه ازش پرسیدم این بار گفت اره اسمشو بهم نگفت گفتم تو چی دوسش داری گفت من همه رو دوس دارم ولی تورو ی جور خاص دوس دارم منظورش چی بود از این حرف ی بار هم اخر سال برگشت بهم گفت که رفتارم غیر عادیه یه جوری فک می کردم می خاست از چشمم خودشو بندازه چون بهم بی توجهی می کرد

  10. یه بنده ی خوشبخت خدا 10 ماه قبل

    سلام
    من دانش آموز کلاس نهمی در شیراز هستم
    امسال یه معاون جدید برامون اومده که خیییییییییییییییییییییلی مهربون هستن
    ایشون واقعا مثل یک مادر با ما رفتار میکنن ایشون واقعا یکی از اون کسایی هستن که من همیشه دوست دارم باهاشون صحبت کنم مثلا یکبار که سردرد شدیدی گرفته بودم و مربی بهداشت در مدرسه حضور نداشت ایشون مثل یک مادر نشستن کنار من سرم رو مالش میدادن دستم رو به گرمی میگرفتن و طوری رفتار کردن که من واقعاااااا آروم شدم
    من واقعا از ته دل ایشون رو دوست دارم
    ایشون اینقدررررررر مهربون هستن که بچه ها هر درد و دل یا مشکلی داشته باشن با اطمینان خاطر کامل میبرن پیش ایشون هر وقت ببینن کسی از دانش آموزان ناراحت هست باهاش حرف میزنن و دلداریش میدن و توی بغل میگیرن اون دانش آموز رو به طوری واقعا اون دانش آموز مشکلش رو یادش میره
    من واقعاااااااا ایشون رو دوست دارم
    به طوری که وقتی زنگ کلاس میخوره و ایشون میان توی حیاط بچه ها رو بفرستن کلاس من میمونم که ایشون بیان و خودشون شخصا به من بگن که برم کلاس
    نمیدونم چرا … ولی دیدنشان حتی شنیدن صداشون به من آرامش میده
    خیلی دوست دارم که با ایشون بیرون از مدرسه ارتباط داشته باشم ولی روم نمیشه که ازشون شمارشون رو بگیرم
    خیییییییییییییلی دوست دارم بغلشون کنم ولی واقعا روم نمیشه که برم و بغلشون کنم
    از طرفی هم وقتی حرف ایشون با دوستانم میزنم میگن تو روش کراش داری ( یعنی عشق یک طرفه ) شاید هم دارم نمیدونم ولی دوست ندارم کسی بفهمه چون باعث میشه تنها بشم و دوستام ولم کنن
    من اینقدر ایشون رو دوست دارم که وقتی که از در خونه وارد میشم حرف ایشونو میزنمممم تا روز بعدش که میخوام برم مدرسه
    من اینقدرررر ایشون رو دوست دارم که وقتی که بشنوم مدرسه ها تعطیله واقعا گریه میکنم که نمیتونم ایشون رو ببینم مثلا امروز مدرسه ها بخاطر بارندگی زیاد تعطیل شده و من واقعاااااا ناراحتم
    از خوش شانسی های من اینه که نماینده ی کلاس هستم و حداقل روز دو سه بار ( به جز زنگ تفریح ها ) ایشون رو میبینم و صداشون رو میشنوم
    حس میکنم ایشون هم من رو دوست دارن
    البته ایشون هممممممه ی دانش آموز ها رو از ته دل دوست دارن من امسال سال آخرمه
    چطور باید از ایشون جدا شم ؟؟؟؟؟ خدایاااااااااااا
    لطفا یه راهکار به من بدین تا به هدفم برسممممم
    واقعاااا تمرکز ندارم

    • پاسخ مشاور سایت به شما چنین است :
      دوست خوبم
      قبل از هر چیز از درست بودن هدفت اطمینان پیدا کن. اینکه او را دوست داشته باشی یا تلاش کنی توجه ایشان را جلب کنی نادرست نیست اما اگر بی تاب ایشان باشی یا بخواهی به هر قیمت محبت ایشان را جلب کنی به ایشان وابسته شوی و به جای بهره برداری درست از دوست داشتن ایشان راه را به خطا بروی و صرفا دلتنگی و آشفتگی را با خودت همراه کنی حتما این شیوه نادرست است.
      توصیه این است که قبل از هر اقدام دیگری ابتدا در مورد خودت و چیزهایی که نباید انجام دهی تعیین تکلیف کن. در غیر این صورت ممکن است وابستگی زیاد موجب لطمه های زیادی شود.
      اگر با خودت به گفتگو بنشینی و نوشته های دیگران در همین سایت را بخوانی متوجه میشوی که بهتر است از دوست داشتنت برای خودت هدفهایی درست کنی. مثلا بگویی به خاطر او نمراتم این مقدار بیشتر شود تا به او بگوین و خوشحال شود یا فلان رفتار را در خودم ایجاد کنم که او بیشتر به من افتخار کند. اینطوری محبت ایشان موجب بهتر شدن شرایط تو میشود‌ ایشان هم بیشتر میتوانند به تو به عنوان یک دانش آموز عاقل نگاه کنند و همین باعث میشود سالهای دیگر هم این رابطه ادامه پیدا کند.

      • مجهول 9 ماه قبل

        از شما خواهش میکنم مشاوره کمک کنید من حدودا ۸ ماه از معلمم جدا شدم ولی هنوزم عاشقشم دوسش دارم دارم بدون اون میمیرم ونمی تونم ببینمش حالم خرابه۰

  11. Meli1723 11 ماه قبل

    سلام من ۱۶ سالمه و کلاس دهم هستم وقتی کللس هفتم بودم یک معلم زبان داشتیم که تقریبا اخرای سال متوجه شدم دوسشون دارم سال هشتم میشه گفت تقریبا با کارام متوجه شده بودن که دوستشون دارم و اخرای سال هشتم بهشون گفتم که دوسشون دارم سال نهم معلممون نبودن و من به شدت بهشون وابسته بودم انقدری که اگه جواب نمیداد ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا پیام میدادم که حواب بده اوشون از همون اول به خاطر وابستگی من خیلی نگران بودن همون اول بهم گفتت دوستم دارن ولی بعضی از کاراشون موحب میشه که من به سردرگمی برسم که واقعا دوستم دارن یا نه
    من تک فرزندم و همیشع ارزوم این بوده یک خواهر داشته باشم
    حسم نسبت به ایشون یه حسی شبیه به عشق خواهراته است
    امسال که از مدرسه ای که اوشون هستن رفتم اولای سال خیلی اذیت میشدم و هر روز گریع میکردم و البته یکی از دلیل هایی که به خلطرش گریه میکردم این بود که مدرسمو اصلا دوست نداشتم اوللی سال توی مهر ماه سه بار رفتم مدرسه ی پارسالم و دیدمشون
    ولی سعی کردم دیدار ها رو کم کنم
    الان وابستگیم نسبت به قبل کمتر شده ولی هنوزم مقداری به ایشون وابستم
    بعد از تقریبا ۱ماه و نیم دو هفته پیشش رفتم پیششون مدرسه ی مارسالم و مدیر و معاون چند بار بهشون تذکر دادن و من دیگه نمیتونم برم ببینمشون رابطه ی صمیمی ای داریم ولی تقریبا میشه گفت من چیز زیادی در موردشون نمیدونم یه سری چیزا رو.هم که میدونم از طریق یکی از همین دانش اموزای قریمیشونه که دوست یکی از دوستامه برام خیلی مهم نبود که جیزی در موردشون نمیدونم بعضی اوقات کنجکاوی میکردم و میپرسیدم ولی جواب ننیدادن منم دیگه برام مهم تبود تا اینکه اتفاقی یه سری جیزا رو متوجه شدم و وقتی فهمیدم هیچی ازشون نیمدونم کلی دلم گرفت
    من خیلی خیلی دوسشون دارم و برام هیلی خیلی عزیز هستن ولی نمیدونم چرا ولی ایشون سعی میکنن منو از خودشون دور کنن بعضی مواقع حس میکنم براشون مزاحمم و اضافه ولی نه میتونم کامل نباشم نه میدونم بودنم درسته یا نه
    به رفتاراشون و حرفاشون که فکر میکنم یه سری باعث دلگرمیم میشه و مطمئن میشم دوستم دارن ولی یه سری برعکس
    میدونم وابستگیم نسبت به ایشون اشتباس ولی نمیدونم چه حدری باید تبدیلش کنم به دلبستکی
    البته اینو هم بگم که ایشون روانشاس هم هستن و البته خیلی جا ها کمکم کردن و تنها کسی که میتونه با حرفاش ارومم کنه و بهم امید بده ایشون هستن و اخیرا خیلی ذهنم درگیر مسائل مختلف بوده و ازشون خواستم باهم صخبت کنیم ولی قبول نکردن و گفتن به حاطر اتفاقی که افتاده مدرسه ی پارسالم نرم و گفتن حواب پیامامو نمیدن من واقعا از این رفتاررشون اذیت میشم و دلم میخواد کنارم باشن و دوستم داشنه باشن واقعا نیمدونم باید چیکار کنم من خیلی خیلییییی دوسش دارم و همه زندگیمه میدونم بهم قول داده کنارم میمونع و دسوت میمونییم ولی میترسم کارام باعث شه ازم خستع شن من. تنها دوست واقعا صمیمیم اوشونه و بعد از اینکه تقریبا همه ی دوستام رو از دست دادم دیگه نتونستم دوست پیدا کنم و همش بهم میگن دوست میدا کن و البته اینم بگم که من اعتماد به نفسم شدیدا کمه و زود رنجم و زود عصبی میشم میشه لطفا بهم بگید چیکار کنم بتونم باهاشون صحبت کنم الان نزدیک امتحانام هست و من اصلا نمیتونن روی درسام تمرکز خوبی بکنم

    • پاسخ خانم دکتر سلیقه دار
      دوست خوبم
      همیشه اتفاقات قبلی میتوانند تاثیراتی در روند امروز و آینده ما در ارتباط با دیگران بگذارند و تجربه هایی ایجاد کنند.
      درباره معلمت هم این اتفاق رخ داده و خطاهایی بوده که حالا موجب شده مدرسه و خود ایشان تلاش کنه تا برای کم کردن آسیب ها بر تو و البته خودشان سخت گیری کنند.
      در هر حال قدم اول این است که دقیقا بدانی و بپذیری که چه اشتباهاتی داشته ای و بدانی و تصمیم بگیری که چه کارهایی را انجام ندهی مثل زیادی سر زدن زیادی پیام دادن و …
      البته در سوی دیگر این ارتباط معلمت است و لازم است بدانی که ایشان هم تصمیم گیرنده هستند و اگر تصمیم بر قطع ارتباط داشته باشند از شما و دیگری کاری برنمی آید چون ارتباط یک جریان دو طرفه است و درست این است که هر دو به نظرات هم احترام بگذارند.
      اگر موارد بالا را در نظر گرفتی حالا وارد مرحله بعدی میشویم که لازم است در طول یک دوره نشان دهی که میت انی بر رفتارت مدیریت کنی و به معلمت به عنوان یک دوست تکیه کنی. مثلا یک دوست بدون هماهنگی و اجازه قبلی در محل کار دوستش حاضر نمیشود یا با ارسال پیامهای گوناگون خودخواهانه صرفا درخواست خودش را تکرار نمیکند و خیلی چیزهای دیگر که حتما خودت میدانی.
      در نهایت فکر میکنم فارغ از موضوع امتحانات و دیگر اتفاقات میتوانی به این موضوع به عنوان یک جریان نگاه کنی که نمیشود هر بار فقط تکه ای از آن را بهبود بخشید بلکه باید کلیات آن اصلاح شود و حتما نیازمند زمان است.

      • Meli1723 10 ماه قبل

        اخه من نمیدونم همه ی اشکالات کارمو یعی کردم این دفعه که رفتم پیششون خیلی کوتاه بمونم که مزاحم کاراشون نشم و به گفته ی خودشون تنها نرفتم و با یکی از دوستام رفتم ولی من واقعا نمیدونم باید چه جوری باهاشون رفتار کنم مثلا دوشنبه که رفتم پیششون همخ جیز خوب ود یعنی عالی بود ولط یکدفعه سه شنبه شب پیامامو که دیدن یک پیام فرستادن و قبل از اینکه من نگاش کنم پاکش کردن و بعد از اون دیگه اصلا جوابمو ندادن من خیلی دوست دارم همه جیز رودرست کنم و دارم تمام تلاشمو میکنم ایرادایی که خودم‌میدونم دار۶ به ارتباطمون اسیب میزنه و کاهش میدم ولی من حتی خبر ندارم اوشون میخوان این ارتباط و ادامه بدن یا نه و چند باری هم ازشون خواستم‌صحبت کنیم و قبول نکردن من کاملا به نظرشون احترام میذارم یه جورایی میشه ایشون هر کاری بگن من انجام میدم که خدایی نکرده از دستشون بدم من چندین بار گفتم اگه دوست نداشته باشید این دوستی ادامه پیدا کنه من مشکلی ندارم فقط میخوام صحبت کنیم ولی هیچ ری اکشنی نشون نمیدن ممنون میشم‌راهنماییم‌کنید

      • Meli1723 10 ماه قبل

        به نظر شما این خواسته اشتباس که من میخوام باهاشون صحبت کنم نه صرفا واسه اینکه بدونم تکلیفم چیه واسه اینکه بفهمم اگه قراره این ارتباط ادامه دار باشه کدوم رفتارای من باعث میشه اذیت بشن یا برنجن اخه ایشون اگه از دست کسی ناراحت هم بشن بهش جیزی نمیگن

  12. فاطمه جعفری 11 ماه قبل

    من امسال هشتم هستم و از سال هفتم با معلم دینی مون (خانم رضوی جونم)آشنا شدیم من ۱۴ سالمه وایشون ۲۷ من برخلاف بعضیا ک حسشونو پنهون میکردن من ابراز احساسات کردم و در پاسخ ایشون هم گفتن ک منو دوس دارن
    همه ی بچه ها مدرسه میدونن وبخاطر همین اگه کسی بره پیش ایشون برای خودشیرینی ب من خبر میدن و منم ی دعوای مختصری با اونا دارم
    خیلی ب شدت وابسته شونم و نمیخوام کسی بره پیششون
    خواستم ببینم عادی یا نه؟

    • خانم دکتر سلیقه دار به سوال شما این گونه پاسخ داده اند :
      دوست خوبم
      من با یک سوال میخواهم به تو پاسخ دهم. خودت فکر میکنی این انحصارگرایی عادی است؟
      به نظرم اگر فقط یک بار دیگر متنی که فرستادی را مطالعه کنی متوجه میشوی که این نوع ارتباط عادی و درست نیست.
      ایشان یک کارمند نیستند معلم هستند یعنی در برابر همه دانش آموزان به یک اندازه مسئولیت دارند و باید بتوانند عدالت در رفتار داشته باشند. همین که به تو ابراز محبت کرده اند و گفته اند که دوستت دارند میتواند خلاف عدالت باشد . حالا تو با رفتارهایت ایشان را بیشتر وادار میکنی که در معلمی خود درست رفتار نکنند.انحصارطلبی در هر رابطه دوستی نادرست است.
      وابستگی نکته دیگری که عادی نبودن رابطه شما را نشان میدهد .
      و در نهایت باید بگویم که وقتی دانش آموزی معلم را دوست دارد هرگز از اینکه دیگران هم برای او ارزش فایل هستند یا دوستش دارند ناراحت نمیشود بلکه بیشتر افتخار میکند.

      • Cute 4 ماه قبل

        سلام من یه دختر ۱۵ سالم که امسال سال نهمم و آخراشه . من یه دختر فوققق العادهههه شلوغی هستم و مدرسه رو عادت دارم بزارم رو سرم خلاصههه سال هفتم من از معلم مطالعاتم به شدت بدم میومد و ایشونم از من به شدت بدشون میومد خلاصه امتحانات نوبت دوم هفتم آخرین امتحان یه اتفاق غیرقابل باوری افتاد آره من احساسم از این رو به اون رو شد و ایشونم همینطور ! اون یه لبخند دو طرفه همه چیز رو عوض کرد . هشتم که بودم دوستم بهشون گفت و دیگه خیلی تابلو بود و ایشون تعجب کردن و فقط زوم کردن اونروز به من 😂 اونقدر از هم متنفر بودیم که کل معلما و ناظما تعجب کردن وقتی فهمیدن من یه جورایی عاشقشون شدم 💙 ازم کلا دفاع میکردن و همیشه وقتی بهم نگاه میکردن میخندیدن و هیچوقت هم کنار بچه ها ضایعم نمیکردن امسال که نهمم اتفاقاتی خیلی خوب و تلخی افتاد مااا خیلیییی صمیمی شدیم و رابطمون رابطه ی مادر و دختری شده و وسط چت کلی شوخی میکنیم و همه چیو هم رو بهم میگیم ولی همیشه این دیوار دانش آموزی و معلمی بین ما حفظه و هر دو از این بابت خیلی راضیم و بچه ها هم اونقدر حسودی کردن تا عادت کردن 🤪 ما دائما به همدیگه قلب آبی می‌فرستیم یا آهنگ یا پست های خنده دار و کلی به من اعتماد دارم ولی یه مشکلی هست من دیگه از این مدرسه میرم و نظر های بچه های ک عاشق یه معلم بودن و از این مدرسه رفتن رو خوندم و دیدم چقدر سخت بوده براشون ٫ درسته ایشون گفتن که حتی میتونیم وقتی ک تو بزرگ شدی و من دیر شدم اکثرا باهم بریم بیرون ولی من اصلا نمیتونم یه مدرسه جدید رو بدون ایشون تصور کنم و ایشون هم همینطور و من می‌خوام بدون گریه و افسردگی تو مدرسه ی جدید ادامه بدم و می‌دونم خیلی سخته ولی راهکار یا پیشنهادی دارین ؟؟؟؟ و دائما قراره تو ارتباط باشیم از وقتی ک مدرسه ها به خاطر کرونا تعطیل شدن ارتباط ما باهم خییلیی زیاد تر شده 💙🙊

        • دوست خوبم
          دیدی چطور ناباورانه اوضاع رابطه تو با معلمت در این مدت تغییر کرد اطمینان داشته باش که در طول سالهای آینده هم در مدرسه جدید به راحتی ارتباط با معلمهایت به درستی نقش خواهد بست و دلتنگی زیادی را تحمل نخواهی کرد چون تو با دیگران فرق داری تو تجربه خوب ارتباط با معلمت را داری و این حال خوب سالهای بعد تو را همراهی میکند. نه اینکه حالا عاشق معلمهای دیگر هم میشوی اما معلمهای دیگر را دوست خواهی داشت و تجربه و حس خوب تو کمک میکنند که بتوانی از معلمهایت متنفر نشوی و جایی برای هر کدام شان باز کنی تا با علاقه سالهای باقیمانده را پشت سر بگذاری.
          بنابراین بهترین راه حل تکیه کردن بر این تجربه است و دنبال کردن تجربه های خوب جدید و باور اینکه هر دوره از زندگی ات باید محصول و ارتباط خودش را داشته باشد.

  13. فاطمه جعفری 11 ماه قبل

    سلام من فاطمه هستم ۱۴ سالمه عاشق معلم۲۶ساله م شدم من ایشونو خیلی دوس دارم حاضرم براشون بمیرم از سال هفتم باهاشون آشنا شدم و طوری صمیمی شدی ک ایشون هشتم هم با من موندن کل مدرسه میدونن و من همیشه پیش ایشونم و ابراز علاقه ام کردم و ایشونم جلوی همه ی کلاس گفتن ک منو دوس دارن
    سرور من خیلی عشقه خیلی
    خواستم بدونم ک مشکلی در این عشق وجود داره یانه

  14. یه نفر 12 ماه قبل

    من یکی از معلم هام رو دوست داشتم وحسم بیشتر از یک دوست داشتن بود برای خانومم ی نامه نوشتم وقتی نامه رو خوند متوجه شد که عاشقشم شدم اون قبلا از اینا منو دوست داشت وبعد از این موضوع هم دوستم داشت اما من چون خیلی بهش ابراز میکردم ازم ناراحت میشد میگفت روحیم خراب میشه خلاصه من از اون مدرسه رفتم دلمم براش تنگ شده وهنوزم عاشقشم

  15. طراوت 12 ماه قبل

    سلام دختر ۱۴ ساله هستم کلاس هفتم ام الان که یک ماه و خورده ایی از سال تخصیلی میگذره تو مدرسمون معلم مرد داریم ۳ تا از دبیر های من هم مرد هستن ؛ معلم شیمی من حدودا ۴۷،۴۸ هست و برای من خیلی جذابه اولش اینطوری جذبش نشدم ، اولین جلسه خیلی شوخ طبع بودن و از این شوخ طبعی خیلی خوشم اومده بود؛ هر‌جلسه میگذشت بهم بیشتر توجه میکرد تا امروز ( باهاش کلاس داشتم تو مدرسه) که زنگ خورده بود ولی هنوز از کلاس بیرون نرفته بود منم یه چند تا سوال داشتم ازشون که بهشون گفتم لطفا بهم بگین ، توضیح که داد من نوشتم بهم با لبخند گفت تو خیلی خوبی منم. داشتم مینوشتم نکات رو اصلا صورتش رو ندیدم ، بعدشم راجب اینکه در اینده کجا میخوام تحصیل کنم و اینا ازم سوالاتی پرسید من خیلی دوستش دارم دکتر چیکار کنم ؟ ایا منم دوست داره ؟

    • نوجوان‌ها 12 ماه قبل

      کاربر عزیز “طراوت”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم
      اگر علاقمندی تو از معلم به سمت موضوع درس هدایت شود در این صورت این علاقمندی به نفع تو خواهد بود و اگر در همین شرایط بمانی که معلمت را دوست داری و در فکر این باشی که آیا او هم دوستت دارد یا نه اطمینان داشته باش که این راه نه تنها برایت فایده ای ندارد بلکه تماما به ضرر تو خواهد بود.
      توصیه و پیشنهادم این است که کلا از فکر اینکه او تو را دوست دارد یا نه بیرون بیا و دنبال این نوع ارتباط نباش اما علاقمندی خودت را مدیریت کن و سعی کن از این احساس نسبت به بیشتر درس خواندن استفاده کنی و تلاش کنی هم در درس ایشان و هم در همه درسهایت موفق باشی که هم ایشان و هم سایر معلمان از تو به عنوان دانش آموزی فوق العاده یاد کنند و دوست داشته باشند به تو کمک کنند
      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  16. فهیمه 1 سال قبل

    سلام
    من معاون آموزشی دبیرستان دوره اولی در شیراز هستم
    خب من وظایف زیادی در این مدرسه دارم
    مثلا اینکه در صف صبحگاهی بین صف ها باشم تا نظم برقرار باشد و اینکه زنگ کلاس که می خورد به حیاط بروم و بچه هارا به کلاس بفرستم یا در راهرو بایستم که کسی در راهرو نباشد به همین دلیل ارتباط زیادی با دانش آموزان دارم
    اما یکی از دانش آموزان هست که چند روز قبل به من ابراز علاقه کرد و خیلی جلو من میخواد جلب توجه کنه
    من کلا معاون سختگیری نیستم یعنی هم جدی و درعین حال مهربانی هم به خرج میدهم
    و سال اولی هم هست که در این مدرسه هستم
    حالا میخواستم بدونم که آیا این ابراز عشق و علاقه ی دانش آموزان به من عادی است ؟
    و به آن چه واکنشی نشان بدهم ؟ در ضمن این دانش آموزی که ذکر کردم همش با بی انظباطی و حرف زدن سر صف و … دوست دارد که من به او تذکر بدهم و نماینده ی یکی از کلاس هاست و به همین دلیل او زیاد به دفتر من می آید
    ممنون از شما

    • نوجوان‌ها 12 ماه قبل

      دوست عزیز “فهیمه”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

      همکار گرامی

      این قبیل رفتارها توسط دانش آموزان طبیعی است و جای تحسین دارد که برای شما دغدغه است. بهترین واکنش این است که تبعیضی در رفتارتان نداشته باشید و علائمی نشان ندهید که دانش آموزانتان تصور کنند به فرد خاصی علاقه بیشتری دارید.
      در مورد آن دانش آموز خاصی که اشاره کردید بهتر است به او مسئولیت هایی بدهید این طوری او در ازاء انجام وظایفش از شما توجه میگیرد و در عین حال رفتارهایش کنترل میشود.
      موفق باشید
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

  17. نوجوان‌ها 1 سال قبل

    کاربر عزیز “مهدی”
    حانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    ضمن اینکه توصیه میکنم حتما نوشته های مربوط به دوست داشتن معلم را در سایت مطالعه کنی و مراقب باشی از حد تعادل خارج نشوی باید بگویم که بهترین راه غلبه بر احساس خجالت این است که خودت را مجبور به حرف زدن کنی.
    برای شروع خوب است نامه بنویسی . نامه های کوتاه بنویس
    و تعدادشان هم زیاد نباشد.
    کم کم همین ارتباط باعث میشود احساس جرات برای گفتگوی شفاهی هم پیدا کنی.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  18. مهدی 1 سال قبل

    سلام من عاشق معلم ریاضیم هستم خییلی خوبه (البته معلم سال پیشمم بود) در کل من عاشقشم.ولی ازش خجالت میکشم چیکار کنم خجالت نکشم؟
    من ۱۴ ساله و اون۲۷

  19. نوجوان‌ها 2 سال قبل

    کاربر عزیز ؛دینا؛
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:

    دوست خوبم
    لازم نیست به این موضوع اینطور فکر کنی که باید ایشون را فراموش کنی. علاقمندی واقعی با بودن یا نبودن فرد تمام نمیشود. ممکن است دلتنگی باشد اما همیشه راه هایی هست که میتونه مانع دلتنگی بشه. برای مثال وقتی کم کم بزرگتر میشوی و منطق هر رابطه ای برایت مهم می شود در این صورت کارهایی را انجام میدهی که هم به خودت انرژی بدهد و هم دلتنگی ات را کم کند.
    یک مثال روشن ایتکه ممکن است معلمت خیلی از تو انتظار دارد درسخون باشی. در این صورت وقتی بیشتر برای درسهات تلاش میکنی به یاد او هستی و دلتنگی ات هم کم میشود.
    بنابراین به جای اینکه به جدایی فکر کنی به این فکر کن که نتیجه و اثر این دوست داشتن چقدر میتونه برای تو خوب باشه.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  20. دینا 2 سال قبل

    سلام من ۱۵ سالمه و امسال نهم میرم هفتم که بودم برای اولین جلسه ادبیات ایشون اومدن سر کلاس از همون اول که دیدمشون فکر کردم که چه معلم بداخلاقی نصیبم شده و حس تنفر به ایشون توی دلم روشن شد وسطای سال نفهمیدم چی شد کع احساس کردم که دوسشون دارم .این علاقه من روز به روز به ایشون بیشتر میشد به طوری که کل کلاس متوجه شدند. ۲یا۳ بار بچه ها سعی کردن به ایشون این داستان رو بگن اما هر وقت خودشون ازم میپرسیدن دست و پامو گم میکردم و این قضیه رو انکار میکردم نمیدونم راست میگفتن یا دروغ اما میگفتن کع منو دوست دارن . تابستون رو به سختی از دوریه ایشون گذروندم ووارد هشتم شدم توی سال هشتم خیلی بهشون ابراز علاقه کردم به طوری که کل مدرسه در باره رابطه من و ایشون حرف میزدن همه دوستام بخاطر علاقه من به ایشون ازم دوری کردن و کم کم هیچ کس دور و برم پیدا نشد اما برام مهم نبود راستش هیج کس تو مدرسه بجز ایشون مهم نبود ایشون زندگیم بودن هستن و خواهند بود اما الان تابستونه سعی میکنم که فراموششون کنم تا سال دیگه که مجبودم ترکشون کنم برام خیلی سخت نباشه اما نمیتونم خوووااااااااااااهشششششش میکنم کمکم کنید دارم از فکر ایشون دیووونه میشم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید