فصل تابستان یک کلمه 7 حرفی که می توان ساعت ها راجع به آن حرف زد!فصلی پر از گرما که باید آن را با شربت آب لیمو و آلبالو و بهارنارنج پر کرد!فصلی پر از نور و رنگ و انرژی. پر از روزهای شاد بلند که پر از خنده است و بازی. پر است از استخر و پارک و سینما. پر از اردو و مسافرت و گردش. پر از خاطره و نوستالژی.
روزهایی که کوچه های شهر پر از پسر بچه هاییست که خیس عرق دنبال توپ می دوند و هنگام غروب بستنی می لیسند و با آواز روانه خانه هایشان می شوند.روزهایی که رانندگان تاکسی زحمت کش در این گرما مجبورند ساعت ها زیر آفتاب بایستند تا ماشینشان پر شود و حرکت کنند.پر از فالوده فروشانی که سر هر پارک و محله پیدایشان می شوند.
تابستان پر است از کلاسهای فوق برنامه مثل کلاس کامپیوتر و زبان و نقاشی و … که نوجوانها و کودکان سعی دارند از فرصت بهترین استفاده را بکنند!و از همه مهمتر فصلی که در آن خبری از مدرسه و درس و امتحان و ناظم نیست. صبح ها میتوانیم تا لنگ ظهر بخوابیم و کلا خواندن و نوشتن و مطالعه را به فراموشی بسپاریم!
تنها چیزی که در این فصل بد و منفور است، بیم تمام شدنش است! مگر نه؟
تا به خودت میایی میبینی که تیر در حال تمام شدن است و بعد هم مرداد و شهریور و … به همین راحتی تمام شد!همیشه در پایان تابستان اواخر شهریور زمانی که یک گوشه نشستی و داری به مدرسه فکر می کنی با خودت میگویی انگار همین دیروز بود که تعطیل شدیم چقدر زود تمام شد و من هیچ کاری در این تابستان نکردم!

کاش کلاس خوش نویسی می رفتم
کاش کمی زبان یاد می گرفتم
کاش به کلاس های ورزشی می رفتم
کاش کتاب های بیشتری میخواندم
و به همین سادگی از کل خوشی تابستان حسرت کار های نکرده و جاهای نرفته باقی می ماند ناراحت نباشید هنوز تابستان تمام نشده است هنوز هم وقت دارید.
همین حالا کاغذ و خودکار بردارید و کارهایی که دوست داشتید انجام دهید را بنویسید و از آسان ترین و در دسترس ترین شروع کنید.
یکی از این کارها میتواند مطالعه کتاب باشد.
به نزدیک ترین کتابخانه محل زندگیتان بروید و عضو شوید و مطالعه کتاب را شروع کنید.
در پایان تابستان می بینید که کلی کتاب خوندید و از روزهای خوب تابستونتون به خوبی استفاده کردید.
یادتون باشه فقط یک بار این تابستان وجود دارد!
دست به کار شو!