تاریخ انتشار : 1398/2/16 12:30

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

سوسن قریشی

جلوی غازی و معلق بازی.سایت نوجوان ها (1)روزی روزگاری در زمانی نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک در یک شهر گروهی متشکل از چند نفر به وجود آمد که کارهای عجیب و غریب مثل آکروبات، شعبده بازی و بندبازی انجام می دادند.
در آن روزگار که مردم سرگرمی خاص و زیادی نداشتند و فقط مشغول رتق و فتق امور جاری زندگانی خود بودند این دسته حکم گوهری گرانبها را پیدا کرده بودند و هر روز در کوی یا گذری بساط معرکه بازی خود را به راه می انداختند تا چند دقیقه ای مردم را با حرکات محیرالعقول سرگرم کنند.
کم کم آوازه کار آنها از شهر خارج شد و به شهرهای مجاور رسید و افراد خیر و متمول از آنها برای چند روزی دعوت می کردند تا با حضورشان، مردم لحظاتی هر چند کوتاه شاد شوند و از فکر مشغله های زندگی خود خارج شوند.
آنها با گاری هایی که برای این کار آماده کرده بودند حرکت می کردند و در هر شهری چند روزی را اقامت می کردند و هر روز در کوی و برزنی برنامه ای در دست اجرا داشتند. از قضا در یکی از شهر ها که حضور به هم رساندند، بعد از برنامه ای کوتاه که در میدان اصلی آنجا برگزار کردند نوبت به اجرای بندباز رسید اما او که در این کار مهارت کافی و لازم را نداشت شروع به انجام عملیات کرد و این خود پر واضح است که کسی که در کارش تسلط نداشته باشد دچار خطا و لغزش می شود. در انتهای برگزاری برنامه اش فردی که موی سفید داشت از بین جمعیت بلند شد و به سمت مرد بندباز رفت تا با او صحبت کند و راهی برای کمتر شدن خطاهایش به او بدهد اما مرد بندباز بی توجه به صحبت های او از آنجا دور شد و در این بین زمزمه ای بین مردم شهر پیچید: جلوی غازی و معلق بازی.


*غازی: بندباز

به اشتراک بگذارید :

نظر خود را بنویسید Click here to cancel the reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

ویژه رمضان
مناجات استاد شجریان
ربنای استاد شجریان
تواشیح اسما الحسنی
عکس روز
جاده کنج کوه مهریز.یزد

جاده کنج کوه مهریز.یزد

فرستنده :فاطمه دهقان

ارسال عکس برای ما آرشیو عکس روز
حرفهایی که کهنه نمی شوند
مشاهده آرشیو
کاربران فعال سایت
loader....