, ,
,

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

poet .nojavanha (1)

شعر فارسی قالب های مختلفی دارد از جمله مثنوی، غزل، قصیده ، چهار پاره ، دوبیتی ، و ….   اما در این میان رباعی قالبی است که بیشتر شاعران زبردست و شیرین سخن به سراغش می روند .

رباعی در لغت به معنای چهار گانی است یعنی شعری که دارای چهار مصراع است. رباعی در بین قالب های شعر فارسی کوتاهی، دقت و ظرافت خاصی دارد.

این قالب شعری بیشتر از دو بیت نیست و باید بار معنایی شعر، پیام و محتوا و احساس شاعر را در این دو بیت بر دوش کشد و به خواننده منتقل کند.

در شعر و ادب هزار ساله سرزمین ما رباعی سرایان معروفی وجود داشته اند از جمله مولوی ، رودکی و… اما معروفترین رباعی سرای ایران را خیام می دانند . با وجود اینکه او رباعیات اندکی دارد ولی شعرهایش بسیار شگفت انگیز هستند.

     ای کاش که جای آرمیدن بودی  

     یا این ره دور را رمیدن بودی

     کاش از پس صد هزار سال از دل خاک

    چون سبزه امید بر دمیدن بودی

                                               (خیام)

poet .nojavanha (2)

در شعر معاصر ایران نیز یکی از کسانی که در رباعی سرایی ایران غوغایی به پا کرده است شاعر جوان شیرازی ایرج زبر دست است که به او لقب خیامی دیگر داده اند.

او که در سال ۱۳۵۳ و در شیراز زاده شده است با سرودن رباعیات بسیار زیبا و دل انگیز شهره شده است.

سبک نوشتاری وی بسیار متفاوت و منحصر به فرد است و این خود باعث خلق آثاری شده است که همگان را به ذوق آورده . خواننده رباعی های وی، طراوت و شادابی را در شعرهایش لمس می کند.

شعرهای او امضای خودش را دارد و کاملا خلاقانه و منحصر به فرد است و در سروده هایش حرکت و جنبش به طرز زیبایی به چشم می خورد.

شاعر از نگاه بزرگان

شاعران و نویسندگان زیادی خلاقیت و ابتکار او را ستوده و مورد تحسین قرار داده اند. از آن جمله خانم سیمین دانشور نویسنده مشهور کشورمان درباره وی این گونه گفته است:« جوانی و طراوت از رباعیاتش می‌تراود. من از خواندن رباعیات زیبای ایرج زبردست همیشه لذت می‌برم ».

استاد بهاء الدین خرمشاهی، ایرج زبر دست را رباعی سرای بزرگ دوران ما معرفی می کند که با خلق شعر های بکر و نو و جدید در قالب موضوعات جدید در حافظه شعر معاصر ایران باقی خواهد ماند و این رباعی را برای وی سروده است .

خیام زپشت پرده سرمست آمد
با کوزه ای از ترانه در دست آمد
بگذشت هزاره ای و ما چشم به راه                                                                                                                          تا نوبت ایرج زبردست آمد

او یکی از استثناهای ادبیات ایران است چنانکه منصور اوجی شاعر نام آشنای کشورمان در وصف او گفته است که شعر زبردست حتی با رباعیات خیام برابری می کند .

او حتی به شیوه های غیر معمول رباعی گفته است و در این راه نیز خوش درخشیده است . نمونه ای از این گونه رباعی های او به رباعی تصویری معروف شده است. به این صورت که بخشی از بار معنی شعر را تصویری ساده که در کنار هر مصرع کشیده شده است بر دوش می کشد .

poet .nojavanha (6)

آثار این شاعر جوان و خلاق در شش مجموعه به چاپ رسیده است.

۱-    باران که بیاید همه عاشق هستند

۲-    خنده های خیس

۳-    یک سبد آیینه

۴-    حیات دوباره دیروز

۵-    نامه های من به اوما

۶-    شکل دیگر من

کتابهایی درباره ایرج زبردست

این دو رباعی از نوآوری های او در سرودن شعر است :

باران : تب هر طرف ببارم دارم                        دهقان : غم تا به کی بکارم دارم

درویش نگاهی به خود انداخت و گفت :             من هر چه که دارم از ندارم دارم

پاییز…/درخت…/ باد…/ بی برگ و بری             شب…/صاعقه…/مه…/ پرنده و دربدری

کابوس چنان است که در باغ زمان                هر شاخه به دست خویش دارد تبری

چند رباعی زیر از کتابهای وی انتخاب شده است.

من : دهکده ها نبض حقایق هستند

او : مردم ده با تو موافق هستند

ناگاه صدای خیس رعدی پیچید:

باران که بیاید همه عاشق هستند.

 

*********************************************

آئینه ی روزگار لبخند من است

آرامش سبزه زار لبخند خداست

از عطر نگاه باغها دانستم

نام دگر بهار لبخند خداست

********************************************* 

 

اشراق تماشایی باور باشی

از عرش خدا نیز فرا تر باشی

صد کعبه نماز می گزارند تو را

یک لحظه اگر بجای مادر باشی

 ****************************************

شب در خم گیسوی تو عابر می شد

با هر نفست بهار ظاهر می شد

ای فلسفه ی شگفت ،افلاطون هم

با دیدن چشمان تو شاعر می شد

************************************** 

یک نامه پر از ماه و تو را دارم یاد

در پاکت گل گذاشتم دادم باد

ای علت سبز خاک هر جا هستی

هر روز تو روز را دوستت دارم باد

************************************* 

لبخند زدی بهار با آن آمد

یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد

ای دست بلند آسمان در دستت

من نام تو را خواندم و باران آمد 

************************

 با جمله ی رندان جهان هم کیشم

خیام ترانه های پر تشویشم

انگار شراب از آسمان می بارد

وقتی که به چشمان تو می اندیشم

poet .nojavanha (3)

انتشارات روشن مهر  /   چاپ اول ۱۳۸۳

poet .nojavanha (4)

نشر روشن مهر  /   چاپ چهارم  ۱۳۸۴

poet .nojavanha (5)

رباعی های ایرج زبردست

 به کوشش  :  بهاء الدین خرمشاهی – محمد اجاقی           

انتشارات قطره – ۱۳۸۶ 

برچسب ها:
یک دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. حسین بهاالدینی 6 سال قبل

    باسلام واحترام خدمت همه ی شما شیفته جانان دوست داشتنی. ازنوشتارجمع وجوری که درباره ی دوست دیرین مان ایرج زبردست نوشته بودید هم شادمان شدیم وهم بهره بردیم وهم خاطرات سالهای همنشینی وهمدمی ام با ایرج زنده شد.شعرهایش آنقدرقشنگ است که به آسانی در دل می نشیند.به هرحال خوشحالم که این سرمایه ی ادبی وفرهنگی این آب وخاک دوست داشتنی را به نوجوانان باصفاوپاکدل ایران زمین معرفی کرده اید.زنده وپاینده باشیدان شاالله.ارادتمندهمه ی شما خوبان حسین بهاالدینی. راستی اگرمنابع ونوشته هایی را می شناسیدتا به آنها دسترسی سهل الوصول داشته باشم وبتوانم اشعار علی احمدسعید معروف به آدونیس سوری را بهتربفهمم ممنونتان خواهم شد.یا علی مدد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید