روزنوشته‌های کلانتر پفک (۱)

t روزنوشته‌های کلانتر پفک (1)

اختصاصی نشریه اینترنتی نوجوان ها

یاسمن رضاییان:

کلانتر پفک وارد می شود!

گربه.سایت نوجوان ها (3)شما هم یک کلانتر محل دارید؟ معلوم است که دارید! مگر می شود محله ای بدون کلانتر باشد! منظورم از کلانتر، دوستان و همکاران خودم است. می بینم که چشم هایتان گرد شده است. ها ها ها! تا حالا به ما گربه ها به چشم کلانتر نگاه نکرده بودید! البته این کلانتر با آن کلانتری که آدم ها سر و کارشان به آن می افتد فرق دارد. کلانتر یعنی کسی که همه رفت و آمدهای محل را زیر نظر می گیرد و حواسش به اتفاقاتی که می افتد هست. خب خب خب دیگر نمی خواهم خودم را زیاد معرفی کنم. ترجیح می دهم کم کم با من آشنا شوید! فقط این را بدانید که اسمم پفک است. به نظرم رسید لبخند ریزی زدی! مگر پفک خنده دار است؟ اسم من خیلی هم بامعنی است. شما به چه چیزی می گویید پفک؟ به یک پف کوچک نارنجی رنگ! خب حالا مرا نگاه کنید. من هم یک پف نارنجی کوچک هستم. 
خب دیگر بس است. من که وقت ندارم تا صبح بایستم اینجا و در مورد خودم و اسمم توضیح بدهم. باید کمی در خیابان قدم بزنم و به مسئولیت های خطیر کلانتری ام برسم. اما دلتان برایم تنگ نشود. آمده ام که چند وقتی را با شما بگذرانم. البته حواستان باشد که دست از پا خطا نکنید چون کلانتر پفک حواسش به همه شما هست!

t روزنوشته‌های کلانتر پفک (1)
امتیاز به این نوشته
شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
چرا مرا به بهشت نبردند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *