,

اختصاصی نشریه اینرنتی نوجوان ها

حسین شادمهر

« پـروانه‌ی مـَحَک »

تقدیم به روح بلند و مهربان خانم دکتر پروانه وثوق

وقتی که غنچه‌ای را

دستانِ باد خـم کرد.

وقتی که بادِ وحشـی

بر غنچه‌ها ستم کرد؛



وقتی نهالِ کوچک

بی‌ آب بود و خسته.

وقتی که بود کودک

بیمار و دل شکسته.



دسـتانِ باغبانـــی

آن وقت سایبان شد.

بر باغ و غنچه‌هایش

او یار مهـــربان شد.



وقتی شکسته قلبـی

باید که همدمش بود.

وقتی شکسته بالــی

باید که مرهمش بود.



مثل پرنــده‌ای که

در حال نغمه‌خوانی ست.

یا مثل پیــرمردی

شغلش که باغبانی ست.



مثل بهـــار باید

با غنچه مهربان بود.

چون قطره‌های باران

بر سبـزه‌ها چکان بود.



با اشتیاق و شــادی

باید به هم کمک کرد.

«پـروانـه» بود باید

پرواز در «محک» کرد.

آبان ۱۳۹۳

 

*دکتر پروانه وثوق، فوق تخصص و سرطان شناس که پروانه‌وار عمر گرانقدرش را در باغ محک (موسسه حمایت از کودکان سرطانی) به پرواز بر بالین کودکان مبتلا به سرطان گذراند.

 

« گل سرخ »

هدیه به دختـــرم بهار.

 

یک شاخه‌ی گلِ سرخ

روزی خــرید بابا.

گل را گذاشتــم در

گلدان خوب و زیبا.

***

می‌دیدمش که هر روز

گل، گوشه‌ای نشسته.

با برگ‌های سبـــزش،

با غنچـــه‌های بسته.

***

تا چند روز گل بود،

مهمـان خانـه‌ی ما.

از رنگ و بوی شادش

نو شد ترانــه‌ی ما.

***

یک روز صبــح دیدم

پژمرده آن گلِ سرخ.

خشکــید و زرد مثـلِ

فصلِ خزان، گلِ سرخ.

*** 

من فکـر می‌کنم که

دیگر طراوتی نیست.

از شــادی و تــرانه

در خانه صحبتی نیست.

***

وقتـی که دید بابا

غمگین و بیقرارم.

آمد کنار من گفت:

غصه نخور، «بهارم!»

***

هرچند آن گل سـرخ

دیگر نه ناز و زیباست.

امّـا همیشه یـــادش

در شعر ما شکوفاست.

***

با بودن تــو اینجا

هر روزمان بهاریست.

با بــودن تو بابا!

بوی بهار جاریست.

***

نامت اگر «بهار» است،

باید که سبـــز باشی.

در عشــق و مهربانی

بی حدّ و مــرز باشی.

آذر ۱۳۹۳

  

« سرودی برای پاکی »

با الهام از درس “سرودی برای پاکی” کتاب فارسی کلاس پنجم دبستان، نوشته قیصر امین‌پور.

 

وقتــی زباله‌ها را

بیرون گذاشت بابا.

وقتی که کرد جارو

مـادر اتــاق‌ها را.

***

وقتی که باغبان نیز

اطراف گل علف دید.

با دست خویش آن را

از پای باغ برچیـد.

***

مشغول درس دادن

وقتی معلّــم ماست.

وقتی که ذهن ما را

او پاک کرد و آراست.

***

یا آن پزشـک وقتی

از جسم و جان بیمار

هرگونه زخم و غم را

او دور کـرد بسیــار.

***

مـادر، پــدر، معلّــم

یا هر که فکر پاکیست.

در اصل رفتـــگر است

عنوان او مهـم نیست!

***

در بین رفتگـــرها

آن کس که بهترین است.

او افتخار شهــر است

حقش صد آفـرین است.

***

او کرده شهــر ما را

هر روز آب و جارو.

باید که پاس داریم

ما رنج و زحمت او.

آذر ۱۳۹۳

 

برچسب ها:
3 دیدگاه تاکنون ثبت شده
  1. ع.ص 4 سال قبل

    آقاي مهندس شادمهر عزيز، سلام و ممنون از معرفي اين لينك در كانال شعرهايتان.
    شعرهاي نوجوانانه شما هم مثل دوبيتي ها و غزليات شما زيبا و دلنشين هستند. هم براي ما بزرگترها و هم براي فرزندان نوجوانمان.
    كاش مي شد زودتر كتاب “مثل يك آيينه” شعرهاي نوجوان خود را منتشر كنيد.

  2. مينا 4 سال قبل

    با سلام
    شعرهاي زيبايي بود.

  3. رامين 5 سال قبل

    بسيار شعرهاي زيبا و دلنشيني بود و به دل نشست. ممنون از شاعر گرامي آقاي حسين شادمهر كه با زبان لطيف شعر، مفاهيم عميق انساني را بيان كردند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید

یا    

رمز خود را فراموش کرده اید؟

ساخت یک حساب جدید