نمیتونم راحت با مادر و پدرم حرف بزنم و به آن ها مشکلم را بگم

پدر ومادر

پرسش

من راستش دختری خیلی خجالتی هستم. اصلا نمیتونم راحت با مادر و پدرم حرف بزنم و به آن ها مشکلمو بگم.

لطفا کمکم کنید.

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم

اغلب نوجوان ها مثل تو فکر می کنند که نمی توانند به راحتی با مادر و پدر خود صحبت کنند. ممکن است واقعا خجالتی باشی و ممکن است این توانایی برای صحبت کردن رو در رو برایت مشکل باشد اما چاره راه همین است که بر این احساس نادرست غلبه کنی و باور کنی که می توانی و به خودت بگویی که من باید بتوانم با مادرم صحبت کنم، من باید بتوانم احساسم را با نزدیکترین افراد در زندگیم که مادر و پدرم هستند در میان بگذارم.

اما با این همه راه های دیگری هم هستند که می توانی آن ها را امتحان کنی.

برای مثال می توانی حرف هایت را بنویسی، سرفرصت آن ها را بخوانی تا اطمینان حاصل کنی که دقیقا منظور تو را می رساندو بعد هم داخل پاکت بگذاری و رویش بنویسی که مادر و پدرت هر دو این نوشته ها را بخوانند.

خلاصه راه های این طوری هم هست اما اینکه فکر کنی که آیا راهی هست که با آن ها صحبت نکنی اصلا نیست. هم تو و هم آن ها به این حرف زدن احتیاج دارید و باید بتوانید با هم صحبت کنید. نه صحبت در مورد غذا و کارهای روزانه، بلکه در مورد احساس ها و برداشت هایتان، در مورد زندگی و در مورد چگونه خانواده خوبی بودن.

سعی خودت را بکن حتما می توانی.

موفق باشی

کاربران عزیز

شما می توانید سؤال خود را از طریق راه های زیر ارسال نمایید:

1- ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

2- ارسال پرسش به آدرس ایمیل [email protected]

‫3 نظر ارسال شده در “نمیتونم راحت با مادر و پدرم حرف بزنم و به آن ها مشکلم را بگم

  1. Atena :

    سلام اتنا هستم و ۱۶ سالمه پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن , شش سال اول زندگیم رو پیش مادرم بودم ولی اون اعتیاد داشت و اتفاقات خوبی برام نیفتاد مادرم اهل کرمان بود و منم اونجا بودم تا اینکه تونستم بالاخره با پدرم تماس بگیرم و درخواست کمک کنم , بعد اون اومدم مشهد و تا ۷ سالگی پیش مادر پدرم زندگی کردم , زندگی نسبتا خوبی داشتم , تا اینکه پدرم من رو اورد پیش خودش ینی سن ۱۴ , الان با نامادریم یک سری مشکلاتی از قبیل مقایسه من با مامانم و سرکوفت اینکه زیادی هستی و من به خاطر رضای خدا قبولت کردم دارم که البته در لفافه بهم میگه ! مامانم کمپ ترک اعتیاد رفته و حالا فقط به صورت تفریحی تریاک میکشه ! من تصمیم گرفتم برم پیش مادرم زندگی کنم ! اما نمیدونم چطوری این موضوع رو به بقیه توضیح بدم لطفا راهنماییم کنید

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      بابت اتفاقاتی که از کودکی تجربه کردی متاسفم و لازمه بهت بگم که در این سن اغلب نوجوانان با والدین خود به تعارض میرسند و چیزی که بین تو و مادر جایگزین به وجود آمده خیلی عجیب نیست فقط فرقش اینه که تو رفتارها و حرفهای او را به نامادری بودن ربط میدهی و به خودت برداشتهای اضافه بودن و … را میدهی در حالی که ممکن است نوجوان دیگر در چالش بین خودش و مادرش چیزهای دیگری که به آنها حساس است را برداشت کند.
      مشخصا پیشنهادم اینه که به بازگشت پیش مادرت فکر نکنی و آن را گزینه درستی در حال حاضر و در این سن تو نمیدونم.
      بهتره با کمک پدرت و مادر جایگزین به مشاوره برید و کمک بگیرید که چطور بیشتر به هم کمک کنید و رابطه هاتون را اصلاح کنید. لازمه تکنیک هایی را تمرین کنی که از هر رفتار والدین تصورات خودت را برداشت نکنی و مدام یادآوری کنی که همه نوجوان ها چالش ها و اختلافاتی در زندگی دارند که لزوما راه حل فرار از موضوع نیست بلکه حل کردن مساله است.

      • آرمیتا :

        سلام خانم دکتر
        من آرمیتاام و ۱۴ سالمه
        مادرم خیلی بهم فحش میده و همیشه باهام قهره
        خیلی خیلی خیلی خیلی اذیتم میکنه و نمیتونم دیگه زندگی کنم
        بخدا حالم خوب نیست اصلا با این وضع
        همش کتکم میزنه و بهم بدوبیرا میگه
        الانم ۳ روز مونده به عید باهام قهره
        تروخدا کمکم کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *