چگونه به معلمم ابراز علاقه کنم؟

عشق

پرسش: من از سال پیش یعنی بهمن ماه عاشق معلم ریاضیم شدم. خیلی خوبه مثلا اون تیکه کلمه هایی که داره منو دیوونه میکنه. تا ۲۹ بهمن اصلا خبری نداشت که من بهش علاقه دارم اما ۲۹ بهمن تولدش بود. من براش گل خریدم و با بچه ها با هم تولدش رو گرفتیم و اون روز دوستم بهش گفت که من اونو دوست دارم. اونم گفت چند سال پیش هم یه دانش آموزی داشتم اونم منو خیلی دوس داشت. اونم به من ابراز علاقه می کرد مثلا تو کلاس با نگاهاش.


گذشت تا رسید جشن ۴ شنبه سوری. اون روز تو کلاسش خیلی حرف زدیم. گفت من مثل اون شاگرد قبلیش نیستم. گفت اون هی به من پی ام میداد منم خجالت میکشیدم بهش پی ام بدم اما بعد از اون باهاش حرف زدم.
مثلا اون روز محکم بغلم کرد اولین بغل کردنش بود. دستمو گرفت با هم از روی آتیش پریدیم.
عید بهش پیام میدادم حالشو میپرسیدم. از عکساش درست کردم فرستادم براش. گفت تابستون بهت عکس میفرستم رو اونا هم کار کن و فرستاد.

اما…

خلاصه، بعد عید یه روز نیومد. همه بچه ها خوشحال بودن من ناراحت. بعد از ظهر پیام دادم که چرا نیومده بودین نگرانتون شدم ولی با اونا هم اصلا دعوا نمی کنم چون اونا خیلی خوششون نمیاد.
روز معلم براش گل خریدم بغلم کرد.
همین طور الان تابستون هم به خوبی ثمر شد. به کلاساش رفتم، پیام دادم.


الان من از شما یه سوال دارم که اگه جواب بدین واقعا خیلی ممنون میشم.
اونم اینه که من هنگام پیام دادن همیشه مینویسم سلام خوبین؟ مثلا میخوام بدونم به غیر از این چیزه دیگه میتونم بنویسم؟ و راه های دیگه برای ابراز علاقه وجود داره؟ یا تو تلگرام چه جور باهاش حرف بزنم که خوب بشه؟
خودشم ۳۴ سال داره، خیلی دوسش دارم، منم ۱۵ سال دارم.
یکی هم این که یه کارایی که معلم ریاضیم بیشتر از من خوشش بیاد؟
من تلاشمو از بهمن ماه زیاد کردم و تو ریاضی نمرات خوب میگیرم. پیام دادم گل خریدم و خیلی کارای دیگه. به غیر از این کارا دیگه چه کارایی هست؟

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
دوستان خوبی ندارم که بتوانم در مدرسه با او صحبت کنم
با دانش آموزانی که بیش از حد به معلم ابراز علاقه می کنند چگونه رفتار کنیم؟
عاشق معلمم شدم
عشق بی اندازه به معلم؛ خوب یا بد؟
ابراز علاقه به معلم

پاسخ خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت

دوست خوبم
شیرین و جالب می نویسی و جزییات را به خوبی به یاد داری. این یکی از توانایی ها و ویژگی های توست. توجه و استفاده از این ویژگی ها باعث می شود که تو خودت باشی و رفتار نمایشی و تصنعی نداشته باشی.
برای اینکه بتوانی به خوبی احساس و علاقه ات را نشان دهی فقط کافیه خودت باشی و نقش بازی نکنی و هر زمان حسی داری با نوشته ها و پیام ها و مطرح کردن آن به زبان ساده دقیقا همان کاری هست که باید انجام دهی.


هم چنین مراقب باش که چارچوب ها را رعایت کنی و افراط در رابطه نداشته باشی. برای مثال وارد سوالات و گفتگو در مورد موضوعات شخصی معلمت نشو، بیش از اندازه عادی پیام نفرست، زندگی ات را برای اعلام اینکه او را دوست داری تعطیل نکن و نگو که مدام داری به او فکر میکنی و برای همین نمیتوانی کار دیگری انجام دهی چون او را نگران می کند و خودش را مقصر احساس می کند، برای همین رابطه اش را با تو کم خواهدکرد.
مدام درس خواندن و موفقیت هایت را بیشتر کن و بهشون اطلاع بده تا از این بابت دلگرم باشند.

موفق باشی

کاربران عزیز شما می توانید سؤال خود را از طریق راه های زیر ارسال نمایید:

1- ارسال پرسش از طریق دیدگاه (کادر پایین صفحه)

شاید به این مطلب هم علاقمند باشید
چگونه بر ترس خود غلبه کنیم؟

2- ارسال پرسش به آدرس ایمیل [email protected]

‫106 نظر ارسال شده در “چگونه به معلمم ابراز علاقه کنم؟

  1. F z :

    سلام
    من یه دختر ۲۰ ساله هستم که عاشق دبیرم که ۲۱ سالش هس شدم
    خیلی سعی کردم از ذهنم بیرونش کنم ولی ۱ ساله که موفق نشدم و بیشتر از قبل بهش علاقمند شدم
    البته ایشون از علاقه ی من نسبت به خودشون اطلاعی ندارن
    واقعیتش نمیدونم باید چیکار کنم و نمیدونم کسی در زندگیشون هست یا نه
    میشه راهنمایی کنین لطفا؟

  2. نگار :

    سلام
    من الان کلاس هفتم هستم کلاس پنجم به معلم وابسته شدم
    وقتی از همون روز اول که دیدمش خیلی بهش علاقه داشتم
    با اینکه خیلی با من خوب بود خیلی میگفت دوستت دارم
    ولی متسفانه یه مسله ی نگران کنده پیش اومد با اینکه ازش معذرت خواهی کردم میگه لطفا بهم پیام نده
    منم هیچی تو روش جوابشو ندادم بعد خیلی وقتا میبنم وضعیتم رو دیده
    بعد میشه بگین که رابطه مون درست میشه یا نمیشه ؟

    • جمال رادفر :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار: دوست خوبم
      نمی دانم دقیقا چه اتفاقی رخ داده و تا چه اندازه برای ایشان مهم و بزرگ بوده اما می دانم اگر بتوانی صبوری کنی، مزاحم شان نشوی، طبق قولی که دادی به ایشان پیام ندهی، مدام چک نکنی که هستن یا نیستن و … احتمال خیلی زیاد دوباره رابطه تون برقرار میشه و می توانید با هم ارتباط محبت آمیزی داشته باشید. البته همان موقع هم باز باید مراقب حرمت ها و حریم ها و فاصله های درست باشی.

  3. Parnia :

    من همیشه سعی کردم داخل زندگی خصوصی ش دخالت نکنم و اینکه همیشه احترام گذاشتم ولی میخوام واقعا متوجه ی علاقه من بهش بشه و اونم منو خیلی دوست داشته باشه متوجه ی علاقه ی من بسه بفهمه چقدر دوسش دارم بین منو بقیه فرق بزاره من هر روز به بهانه های مختلف بهش پیام میدم گاهی اوقاتم با رعایت ادب ابراز علاقه میکنم ولی فکر میکنم هنوز متوجه ی علاقه ی واقعی و بدون افراط من بشه لطفا کمکم کنید که چجوری بتونم بهش نشون بدم که خیلی خیلی دوسش دارم وبدونه علاقه م بهش واقعی و بدون افراط هست لطفا هرچه زودتر کمکم کنید لطفاااا!!!؟؟؟؟
    کمکم کنید لطفا دلم میخواد اونم منو خیلی دوست داشته باشه

    • جمال رادفر :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      باید به تو بگویم که متاسفانه در راه اشتباهی هیتی. اگر اصرار داشته باشی که او هم به اصرار تو، دوستت داشته باشد معمولا نتیجه برعکس است و خواهی دید که چطور از تو دور می شود و به همین پیام های معمولی تو هم جواب نمی دهد.
      اینکه انتظار داری او که معلم است خلاف حرفه خودش بین تو و دیگران تفاوت و تبعیض قائل شود در صورتی که او یک معلم واقعی باشد هرگز چنین کاری نمی کند. شاید وقتی تو را بیشتر بشناسد علاقمند هم شود اما این به معنای اینکه تبعیض قائل شود نیست.
      پس تلاش کن متعادل پیام دهی، افراط نکنی و در عین حال اصرار نداشته باش که او هم متقابلا علاقمند شود.

  4. P :

    من یه معلم زبان دارم چند ماهی میشه که بهش علاقه مند شدم ولی نمیدونم چیکار کنم که اونم همین قدر بهم علاقه داشته باشه چندبار به شکل پیام بهش ابراز علاقه کردم اونم گفته دوست دارم . دانش آموز زیاد داره می‌دونم اگرم از بین این دانش آموز ها یکی باشه که دوسش داشته باشه اون من نیستم میخوام بدونم دوسم داره یانه دارم دیونه میشم میشه کمکم کنید هرچه زود تر لطفاا من واقعا دوسش دارم 😔

    • جمال رادفر :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      اگر واقعا معلم زبانت را دوست داری نباید برایت اهمیت داشته باشد که آیا او هم او را دوست دارد یا نه. چون مهم علاقه تو به او است و مهم این است که برای علاقه خودت تلاش کنی تا بیشتر به حرفهایش گوش دهی و کارهای درسی ات عالی باشد.
      یادت نرود خیلی ها وقتی تلاش کردند که از محبت معلم شام مطمئن شوند همین انداره توجه او را هم از دست داده و پشیمان شده اند‌.
      از دوست داشتن شان لذت ببر و دنبال کسب اطلاع از آنچه در ذهن ایشان می گذرد بگذر

  5. .... :

    من چند ماهی میشه معلم زبانم رو خیلی خیلی خیلی دوست دارم نمیدونم چیکارکنم اونم من و همین قدر دوست داشته باشه بار ها هم به شکل پیام بهش گفتم خیلی دوست دارم ولی چیکار کنم واقعا متوجه ی علاقه ی من به خودش بشه میشه لطفا کمک کنید

  6. Haneih :

    سلام وقت بخیر
    لطفا به من جواب بدین
    من ۲ سال عاشق معلم ادبیاتمم
    جلسه دوم کلاس ادبیات که رفتم ازم پرسید بلد نبودم مرا دعوا کرد من شروع کردم گریه کنم گفت برو بیرون به دست و صورتت ابی بزن
    یک ماه گذشت هرشب که فردایش با او کلاس داشتم با گریه میخوابیدم و میگفتم اگر بپرسد و بلد نباشم چه کار کنم
    بعد از یک ماه همیشه برایش گل میبردم و عاشقش شدم
    عاشق بوی عطرش چشمانش و… همیشه سر کلاس خیره بهش بودم و تا کاری میگفت من زود انجامش میدادم و منتظر نبودم بچه ها انجام بدهند
    خلاصه گذشت و کرونا امد و کلاس ها انلاین شد
    من خوشحال بودم که شمارش رو داشتم
    و هر شب تا ساعت ۲ شب پیامش میدادم .
    یک شب بهش گفتم دوستت دارم و معلمم هم گفت من هم دوستت دارم .خیلی خوشحال بودم.
    تا یک شب داخل گروه گفت تا ساعت ۱۰ میتوانید به من پیام درمورد درس بدهید و دیگر پیام ندهید .
    و به من گفت ساعت ۱۰ دیگر انلاین نباش و بخواب
    من انجام دادم گذشت و گذشت تا دید خیلی بهش وابسته شدم دیگر جوابم را نمیداد و سرد بود باهام.درسمم خودش میدید که همش میخوندم
    لطفا راهکار بدین چیکار کنم که دوسم داشته باشه

    • جمال رادفر :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      راهکار را خودت در پیامت اشاره کرده ای، معلم تو برای اینکه بتواند با آرامش با تو ارتباط داشته باشد نیاز داردداطمینان‌پیدا کند که اهل افراط ووزیاده روی نیستی. اگر تصور کند که ممکن است ارتباط با او موجب شود وابسته باشی و خواب و خوراک نداشته باشی از این کار دوری می کند‌
      اگر می خواهی او به این ارتباط ادامه دهد لازم است دیگر خارج از ساعت اعلام شده پیام ندهی، پیامهای غیرضروری ارسال نکنی، حرف های متفرقه نزنی، مدام از دوست داشتنش حرف نزنی، ارتباطت را از همه نظر مدیریت کنی تا متعادل باشد.
      انرژی و توان و فکرت را بگذاری برای اینکه در وظایفت به عنوان یک دانش آموز کوتاهی نکنی، درس خوان، منظم و پایبند به قوانین.

  7. زهرا :

    سلام من ۱۳ ساله هستم و خیلی دانش آموز فعال و زرنگی ام . مدیر مدرسمون رو دو ساله میشناسم و خیلی بهشون علاقه دارم هرکاری کردم که خوشحال شون کنم تو مسابقات کشوری رتبه میاوردم و شاگرد اول کلاس بودم امسال که مدارس غیر حضوری بود چون بنده نماینده کلاس بودم از مهر تا اسفند به هر بهانه ای بهشون پیام میدادم از درس و کلاس و …
    حتی زمانی که پیام نمی‌دادم خودشون هر روز بهم پیام میدادن و چند بار تماس گرفتن و منو به اسم دختر هنرمندم صدا ممیکنن نمی‌دونم ایشون هم منو دوست دارن یا نه ؟
    از اسفند به بعد دیگه بهشون پیام نمی‌دادم چون چیزی برای گفتن نداشتم خودشون هراز گاهی بهم اس ام اس میدادن .
    نمی‌دونم چطوری ابراز علاقه کنم چند بار که رفته بودیم مدرسه وقتی میدمش از شدت خوشحالی دست و پامو گم میکردم و اصلاً نمی‌دونستم چی بگم خیلی ازش خجالت میکشم .
    راه حلی هست تا وابستگیم کمتر بشه ؟

    • جمال رادفر :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      از جمله راه حل ها برای اینکه درگیر وابستگی نشوی و از این ارتباط تاثیر منفی نگیری این است که به سوالاتی مثل اینکه آیا او هم مرا دوست دارد فکر نکنی.
      مهم نیست که او چه حسی دارد، مهم این است که به تو احترام می گذارد، کارهایت را تحسین می کند و متوجه تلاش تو است. اگر دوست داشتن و محبت نادیده بگیری همه چیز عالی است و در دام وابستگی هم نمی افتی.
      یادت باشد که چون دختر فعالی هستی باید زمان و انرژی ات را مدام درگیر کارهای مختلف کنی و کمتر بیکار باشی چون بیکاری موجب می شود فکرهای ناخوبی سراغت بیاید.

  8. jk :

    سلام و من عاشق معلم ادبیاتم شدم خییلی دوسش دارم اول فقط هفتم و هشتم معلممه و من الان هفتمم فقط یه سال دیگه معلممه و خب کلاسامون غیر حضوریه من اونو خیلی دوس دارم ولی اون یکی دیگه از دانش اموزارو دوس داره ک منم باش دوستم من تمام درسام ۲۰ و هم نوبت اول و دوم معدلم ۲۰ شد نمیدونم چیکار کنم دوس دارم اون خودش منو دوست داشته باشه نه اینکه زوری عاشق خودم کنمش راستی من حتا بهش هم گفتم دوسش دارم اما چون معلم مهربونیه همه همینو بهش میگن ولی من واقعا دوسش دارم اهااا راستی من ۱۴ سالمه و معلمم ۳۱
    میشه بگید باید چیکار کنم؟

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسح خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      دوست داشتن یک‌احساس است و هرگز نمی تواند اجباری باشد
      اوعر زمان احساس کند علاقه ای دارد ابراز می کند و البته اگر معلم خوبی باشد و کارش را بلد باشد نباید بین بچه ها تفاوتی قائل شود یا نشان دهد که یکی را از دیگری بیشتر دوست دارد.
      بنابراین توصیه ام به تو این است که دنبال دوست داشتن هایی که بخواهی او هم دوستت داشته باشد، بین تو و دیگران فرق بگذارد، نگاه ویژه ای به تو کند و … نباش. اگر می توانی فقط دوستش داشته باشی و چیز دیگری طلب نکنی در این صورت به این محبت ادامه بده.

        • جمال رادفر :

          پاسخ خانم دکتر سلیقه دار
          دوست خوبم اینکه دلت می خواهد نگران تو شود یا وقتی دوست داری جوری توجه به تو نشان دهد همه نشانه های وابستگی است و این همان چیزی است که برایت خوب نیست. برای اینکه بتوانی این احساس را در مسیر درستی ببری بهتر است به جای جلب توجه او از طریق نگران شدع، با انجام کارهای درست و نتایج عالی حس تقدیر و تحسین را در او به وجود آوری.
          به این ترتیب خودت هم حس خوبی خواهی داشت.

  9. سلام :

    سلام من‌ کلاس هشتم هستم معاون مدرسه‌ام رو دو سال میشناسم خیلی بیش از اندازه دوستشون دارم بهشون هم گفتم و میدونن بهشون پیام میدم و خیلی زود هم میخونن من‌ فقط یه سال دیگه توی این مدرسه هستم بعد از میرم من‌ بهشون وابسته شدم میشه لطفا کمکم کنید تا وابستگیم کمتر بشه 🌹

  10. الی :

    سلام
    من یک معلم دارم که ۲۲ ساله اش من ۱۵ ساله ام من خیلی دوستش دارم رابطه اون با من خوب بود اون‌همیشه اسم منو می آورد ولی الان متأسفانه اسم یکی دیگ رو میاره من هر هفته ازش سوال میپرسم و حتی نقاشی اون‌ معلم رو کشیدم و بهش دادم اون یک روز من همه اش ازش سوال می پرسیدم خسته شد و صداشو توی وویس برد بالا منم عصبانی شدم گفتم احساس کردم اگه یک چیزی دیگ بگم جوابش دمپایی
    یک دفعه توی گروه جر و بحث کرد
    چیکار کنم که من رو دوست داشته باشه عین قبل ؟

  11. زینب :

    سلام
    من کلاس ششم هستم
    و معلم ریاضی و علوممو(یکی هست) خیلیییییییییییی دوست دارم
    بگم هرروز بهش فکر میکنم و خیلی خیلی خیلی دوستش دارم
    نظراتو که خوندم دیدم فقطمن تو دنیا اینجوری نیستم و خیلیا هستن ک عاشق معلماشون میشن
    بعد امسال ما سه تا معلم داریم و من به همشون وابستم ولی ب معلم علوم و ریاضیم بیشتر =)
    اما مثلا شما اومده بودید میگفتید بهش احساستونو بگید در غالب پیام
    این معلم من متاسفانه پیامارو خیلی دیر میخونه و مثلا امروز پیام میدی دو هفته دیگه میخونه
    بهش در غالب پیامم بدم بعدش خجالت میکشم و منصرف میکشم
    ک اون موقع هم دیگه وات اجازه نمیده پیاممو پاک کنم 😐
    این معلممون دخترای خودشو داره تو کلاس ما :||||||
    ک منن ب شدت بهشون حسودی میکنم
    اخه این معلم ما خیلی باحال و شوخه اما خودتم بکشی نمیتونی تو دلش جا کنی چون اون دیگه عزیز دردونه خودشو پیدا کرده
    و اون عزیز دردونه هاشم صب تا شب مدرسن و کلی عکس با معلمم دارن و من خیلیییییییییییی بهشون حسودی میکنم
    واقعا مثلا هر خبری ک بهم میرسه ک مثلا یکی از عزیز دردونه هاش رفته مدرسه و سلفی گرفته تا شب حالم بده و دلم میخاد بمیرم
    تو کلاسم اگر به عزیز دردونه هاش توجه کنه بازم خیلی حالم بد میشه و دلم میخاد خودکشی کنم 🙂
    من خیلی خیلی حرص میخورم ک چرا نمیتونم هرروز اون معلممو ببینم چون کرونا هست
    و هر موقع حدود نیم ساعت یک ساعت پشت سر هم بهش فکر میکنم واقعا گریم میگیره
    هر سلفی ای ک از این عزیز دردونه ها و معلمم میبینم عین چی حرص میخورم و حالم بد میشه
    یه اتفاقی هم برام پیش اومد بخاطر همین عزیز دردونه ها که کاملا ازشون متنفر شدم
    یروز معلم هام مدرسه بودن و معلم مورد علاقه منم مدرسه بود
    مامانم بیرون بود و بابامم اداره بود
    با هزار زور و بدبختی بابامو راضی کردم ک ببرتم مدرسه و معلمم رو ببینم
    وقتی بردم بنظرتون چ اتفاقی افتاد
    اون عزیز دردونه ها انقدددد دور معلممو گرفته بودن ک یه کلمه هم نتونستم حرف بزنم
    و چون اعتماد ب نفس هم زیاد ندارم
    کلا اونروز اصلا حرف نزدم
    وقتی اومدم خونه خیلی حالم بد شد و سردرد گرفتم
    دلم میخاس موهامو تک تک بِکَنَم :))))💔
    خیلی حالم بد بود اونروز
    بعدم معلمم اصلا ب چت ها توجه نمیکنه سر کلاس
    چندبارم سعی کردم بهش تو چت بگم که اونروز اینجوری شده ولی اصلا واکنشی نشون نداد
    مربی باشگاهم خیلی ادم فهمیده ای هست و مثلا راهنماییم کرد ک هرکسو دوسداری بهش احساس خوب منطقل کن و انرژی مثبت بده
    و من واقعا نمیدونم چجوری ب این معلمم بگم ک عاقا من تورو دوس دارم:)
    واقعا دلم شکسته و دلم میخاد بمیرم
    بیشتر دلیلشم همینه
    چون من خیلی معلممو دوسدارم و وقتی این اتفاقا افتاده من هیچ راهی ندارم ک بهش بگم دوسش دارم :)💔

    ممنون میشم بهم جواب بدید واقعا ب راهنماییتون خیلی نیاز دارم تا دست ب خودکشی نزنم:)

    • فاطمه :

      عزیزم به خودکشی نیازی نیس داری میگی معلمته یه معلم از دانش آموزش هیچ توقعی جز خوب درس خوندن و منظم بودن نداره شما سعی کن همیشه نفر اول کلاسش باشی مثلا کلیپ خواست از بهترین برنامه براش کلیپ درست کن امتحان گرفت تو بالا ترین نمره رو بگیر
      در ضمن باید قوی باشی تا بتونی علاقت رو ثابت کنی .
      اگر هم میخوای باهاش چت کنی میتونی اینا رو براش بفرستی
      سلام خانم خوبین دلم براتون تنگ شده
      اگه جوابتو داد میتونی توضیح بدی که چرا اون روز زیاد نزدیک نرفتی
      من هم در اویل بعد از دو هفته و شاید بیشتر جواب پیاممو میداد .اما بعدش صمیمی شدیم و امسال که خیلی باهام سرد شد بی علت

      • زینب :

        راس میگی عزیزم نظر درستی داری ولی من امسال هیچکدوم از امتحانامو ۲۰ دقیق نشدم چون امسال خیلی ضعیف شدم تو درسام،،،و بعدم معلما کلا همینجورین من فهمیدم ک هرچقدر بهشون علاقه داشته باشی سال بعد فراموش میکنن مگر اینکه خیلی انسان عاقلی باسه بفهمه ک دوسش داری و بازم سال های بعد ب یادت باشه

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      اینکه متوجه شدی که دیگرانی هم هستند که شبیه تو احساس علاقه و محبت با معلم شون را تجربه می کنند خوب است اما از آن مهم تر این است که راه های رفاه دیگران را هم بخوانی و اشتباهات دیگران را تکرار نکنی.
      خودت هم اشاره کردی که معلمت پیام‌ها را می خواند هر چند دیرتر می خواند اما به هر حال مرور می کند.‌بنابراین چرا حسی را در درونت حمل کنی در حالی که می توانی آن را بیان کنی و به هر حال کمی دیرتر او متوجه خو اهد شد.
      اما
      قبل از اینکه اقدام کنی یک‌بار با خودت خلوت کن. اگر فکر میکنی این ارتباط ممکن است از دست تو خارج شود بهتر است همین رو های باقیمانده را هم تحمل کای و چیز ی نگویی.
      چون در حرف هایت گفتی ‌که از این‌که‌ برخی با عکس هم می‌گیرند حالت بد می شود و …
      اینعا نشانه های خوبی نیستند و ممکن است در صورت شروع دوستی هم کار به جایی برسد که حفظ اعتدال و میانه روی و در عین حال منطقی رفتار کردن از دستت خارج شود.
      پس قبل از هر کاری کمی درباره خودت فکر کن .

  12. فاطمه :

    سلام
    من وقتی کلاس هفتم بودم چون تازه وارد یه مدرسه جدید شده بودم از هیچی خوشم نمیومد به خصوص زنگ کلاس که خیلی طولانی بود .روز چهارشنبه معلم ورزشم اومد که قبلا فامیلش رو مسخره می کردم آخه اصلا ندیده بود مش نگم براتون از اون جلسه اول این هرجایی تو مدرسه می رفت من و دوتا از دوستام دنبالش می رفتیم چون من خیلی دوسش دارم اون موقع اولین بارم بود به یکی اینجوری وابسته می شدم وقتی مدرسه نمیومد من خیلی ناراحت میشدم دو سه بار براش نامه نوشتم ولی اسمم و روش نذاشتم آخه روم نمی شد . همیشه سعی می کردم خوب باشم حتی وقتی وسایل ورزشی تو مدرسه گم میشد من زود پیداشون می کردم حتی یه بار تعجب کرد آخه می دانید کلاس قبلی کلی دنبال توپ راکت گشته بودن ما به آخر سال نزدیک شدیم یه بار داشتیم جرات حقیقت بازی می کردیم بچه ها گفتن برو بغلش کن و به زور بردنم من خیلی استرس داشتم اصلا سرم و انداخته بودم پایین که یهو دیدم بالا سرمه آخه با دفتر فاصله داشتم بچه ها داشتن براش توضیح میدادن که ما داریم بازی می کنیم اومد بغلش و برام باز کرد منم بغلش کردم و چشام و بستم حدود دو دقیقه تو بغلش بودم آخرین روز خیلی ازش پرسیدم خانم سال دیگه هستی یانه ولی شمارشو داشتم گاهی باهاش حرف میزدم که یهو شهریور گفت سال دیکه من معلمت نیستم اینقدر گریه کردم که چشام کبود شد حالا من با همین معلم رابطه محکمی دارم در حد دو دوست خیلی صمیمی اما من عاشقشم وخیلی بهش ابراز علاقه می کنم اما اخیرا وقتی ابراز علاقه می کنم محل نمیده مثل قبل 😢دیگه نمیگه چقدر با احساسی و اینا من رفتم تو کلاسش عضو شدم اوایل به دانش آموزاش می گفت دختر ای گلم و لی به من تا حالا نگفته خیلی حسودیم میشه اینقدر باهاشون گرم و راحته لطفا بگید چکار کنم که به نظرش یه دختر عالی به نظر بیام و به ابراز علاقم دوباره توجه کنه و دوسم داشته باشه خودش میگه دوست دارم اما من نمی تونم باور کنم به خصوص بعد از عضو شدن تو کلاسش 😢

      • فاطمه :

        برای بیست و دوم بهمن شمارشو روی تخته کلاس نوشت ولی من یادداشت نکردم بعد یه روز دیگه رفتم برام نوشتش .اینقدر دلم براش تنگ شده که حتی خوابشو می بینم دارم میمیرم از دلتنگی ولی چند بار بهش گفتم تصویری حرف بزنیم جواب نداد بعد تو اسکای روم با دانش آموزاش تصویری حرف میزنه دوست دارم برم اما بلد نیستم وارد بشم 😢

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      ممکن است این‌تنها تصور و توهم تو باشد که فکر می کنی مثل قبل نیست یا سرد شده و نشانه های دوست نداشتن دارد و جالب است بدانی با همین فکر و خیال ها می توانی کاری کنی که واقعا نسبت به تو سرد شود.
      پس‌اگر می خواهی به نظر او دختری عاقل و منطقی باقی بمانی بهترین کار این است که این افکار را از سرت بیرون کنی و حتی با اجاز ه و اطلاع ایشان از کلاسش خارج شوی چون هم موجب حسادت تو است هم باعث ایجاد افکار نادرست است و هم اگر تصور می کنی خودش هم از آن موقع تغییر کرده به شرایط قبل برگردد.
      با وجود تاکید بر انجام این کار باز هم توصیه می کنم افکار منفی را از سرت بیرون کنی چون دقیقا همین افکار موجب سردی رفتار ایشان نیز است.

      • فاطمه :

        ممنون از پاسخگوییتون
        ولی اگر پرسید چرا چی بگم بهش
        اخه چون اون تو مدرسع جدید معلم یه درس دیگه هم شده بود من ازش خواستم منم ببره تو یکی از کلاساش تا درس رو یاد بگیرم با توضیحات ش راستشو بخواید از شدت علاقم درس دفاعی رو از حذف میگم مو به مو مثل خودش
        اون خیلی خانم متشخص خوبیه مثلا پوشش حجابیش شعر گفتنش تیکه کلامتش خود چهرش همه برام جذابه و قشنگه حتی بعضی وقت ها دوستام بهم میگن داری شبیهش میشی که باعث افتخارمه

  13. mary :

    پیام هاتون را که میبینم افسردگی میگیرم🥺چون من هروقت یکیو خواستم نشد همه اش یه آدم عادی بودم براشون🖤یاشاید مسخره تر از یه آدم عادی
    نمیدونم مشکل ازمنه یا چیزدیگه
    کاش میمردم راحت میشدم🥺

  14. Asak :

    سلام
    من ۳ سالی میشه . ک عاشق دبیر علومم شدم .
    اولین بار هفتم بود ک دیدمش . همون هفتم . جلسه دوم ک اومد سر کلاسمون احساس کردم ک دوسش دارم .
    و روز ب روز علاقه ام بهش بیشتر میشد .
    تا اینک آذر ماه بود . بهش گفتم خانم A گف بله
    گفتم خانم من خیییلی شمارو دوس دارم .
    گف منم شمارو دوس دارم باور کن
    ولی نمیدونم
    منظورش از شما
    من بودم یا همه بچه ها
    هیچی دیگ
    همینجوری روزا میگذشت .
    تا اردیبهشت ۹۸
    آخرین روز بود
    چهارشنبه
    زنگ آخر
    رفتم پیشش گفتم خانم الان آخره ساله دیگ
    گف خب
    گفتم شماره تونو میدین؟
    گف شماره ن
    ساله بعد ان شاءالله .
    ولی من شماره شو داشتم .
    ولی دوس داشتم خودش بهم بده .
    ک نداد .
    تابستون ک نمیدیدمش .
    فهمیدم عاشقش شدم .
    حالم خییلی بد بود .
    و دوبار بهش پی دادم .
    و ی بار شهریور ۹۸
    زنگ زدم بهش . و در مورد مدرسه پرسیدم .
    تا هشتم
    هفته ای ۲ روز میدیدمش فقط .
    ولی بیشتر از قبل عاشقش بودم .
    ی بار بهمن ماه ۹۹
    بهش گفتم
    خانم شما دانش آموزی داشتین تا حالا ک خیییلی دوستون داشته باشه؟
    گف آره و…..
    گفتم بهتون میگفتن ؟
    گف آره بیشتر وقتا سر کلاس .
    گف چرا ؟
    گفتم هیچی . همینجوری .
    بعد خندید .
    گف دختر خوب ب درسات برس
    توام اگ منو دوس داری
    مطمئن باش ک منم تو رو دوس دارم
    خب دیگ منم بال دراورده بودم از خوشحالی
    ولی از شنبه
    همه چی برگشت سر پله ی اول
    بازم فک میکردم دوسم نداره
    چون رفتارش اینو نشون میداد
    بعدش ک دیگ کرونا اومد
    از اسفند تا شهریور ۹۹
    ۸ بار بهش پی دادم .
    فروردین و اردیبهشت ک تدریس مجازی بود .
    ۱۸ شهریور ۹۹
    رفتم مدرسه
    ک فقط ببینمش
    ولی ماسک و …. زده بود
    ک اصن ندیدمش . فقط عینکاشو دیدم😁
    اصن باهاش حرف نزدم
    تا الان دیگ ندیدمش
    ۱۵ اسفند ۹۹
    ۱۲و۹ دقیقه .
    تقریبا ۲ ماهی میشه
    رفتارش باهام خیییلی سرد شده .
    بهش پی میدم جواب نمیده .
    بعد ۴۲ ساعت سین میزنه .
    تو گپ مدرسه . ازش سوال میپرسم راجب درس . جواب نمیده .
    میدونم دوسم نداره
    از هفتم میدونستم
    ولی همش دنبال ی بهونه بودم بگم اشتباه فک میکنم
    اول دلم خوش بود حداقل پی امامو جواب میده .
    الان ک دیگ جواب نمیده .
    دوسم بهم میگ اگ میخوای دوست داشته باشه
    باید پررو باشی و هیی پی بدی
    بهش ابراز علاقه کنی
    ک بفهمه چقد دوسش داری
    ب نظرتون این کار رو انجام بدم ؟
    منم ی جوریم
    ک وقتی بهم بی محلی میکنه ک دوس ندارم بهش پی بدم .
    ولی
    من خییییییییلی دوسش دارم
    جوری ک
    صب تا شب بهش فک میکنم
    صب تا شب گوشیم دستمه و آنلاین بودناشو چک میکنم .
    ب نظرتون بهش بگم چرا رفتارش اینجوری شده ؟
    من حتی دیگ تمرکز ندارم سر درسام .
    امسالم انتخاب رشته دارم .
    دوست ندارم این رابطه تموم بشه .
    البته از اولش خو ی طرفه بود .
    اون هیچ وقت حسی ب من نداشت .
    ولی وقتی بهش میگفتم
    میگف اینجوری نیس . و تو برام عزیزی
    پس چرا انقد اذیتم میکنه؟
    اون واقعا دلمو شکونده با رفتاراش .
    من چیکار کنم ؟
    همون پیشنهاد دوستم رو قبول کنم ؟
    یا ن ؟
    شما راهنماییم کنین . لطفاااا .

    • Ali :

      دوست عزیز ب نظرم بیخیال این مسئله ددست داشتن معلمت شو میدونم کار سختیه ولی اینکه شما همش ب ایشون پی ام بدی ، باعث میشه ک ایطدن فک کنه شما آویزونید(ببخشید البته)

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار: دوست خوبم
      همان طور که خودت هم به نوعی در صحبت هایت اشاره کردی کلا درگیر احساس و وسواس اینکه او تو را دوست ندارد شدی، یعنی از همان ابتدا هم هر چیزی پیش آمده تو مدام تکرار کردی او تو را دوست ندارد. بنابراین مهم ثابت کردن دوست داشتنت به ایشان نیست چون دلیلی ندارد اینطور فکر کنی مهم این است که با خودت کنار بیایی. و حتما و یقینا راه حل دوستت نه تنها دوستی تو را بیشتر نمی کند بلکه او را از تو دورتر می کند و حتی امیدی برای اینکه در آینده بتوانی به عنوان یک دوست با ایشان رابطه داشته باشی باقی نمی ماند.
      بهتر است سنجیده رفتار کنی و فقط گاهی برایشان پیام بدهی چون حتما در شرایط فعلی آموزش ایشان هم سرشان شلوغ است و نمی توانند مثل قبل به هر پیام پاسخ دهند.
      در عین حال به حرفشان گوش کن و با درس خواندن و م فق بودن به ایشان ثابت کن که برای حرفشان ارزش و اهمیت قائل هستی.

    • اسماء غظنفری :

      سلام منم مثل شما هستم و معاون پرورشیم رو به‌ شدت دوست دارم خیلی از وقت ها هم بهش گفتم و گفته دوست دارم دو سال هست که دوستشون دارم الان هم هشتم هستن
      چند روز پیش ازشون پرسیدم شما سال قبل میدونستید دوستتون دارم گفتن نه ولی در همیچین مواقعی سعی می کنم به‌ روی خودم میارم تا وابستگی دانش آموز کمتر بشه همه معلما همین کار رو میکنن.
      شما هم نگران نباش دوست دارن فقط به‌ روی خودشون نمیارن و عادی هستن.

  15. ناهید :

    سلام من حدودا یه دو ماهی میشه که یه جورایی عاشق دبیر شیمی مون شدم من سال اخرم و حدودا ۷ سال باهم اختلاف سنی داریم نمیدونم چیکار کنم
    دارم دیونه میشم خیلی دوسش دارم چه جوری بهش بفهمونم

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      مراقب باش که به خاطر این دوستی و محبتی که احساس می کنی از درس سال آخر و کنکور نیفتی و افت نکنی.
      در مورد ابراز محبت به ایشان که دوست داری متوجه محبت تو شود قبل از هر چیز مراقب باش که اطمینان پیدا کرده باشی آیا پس از ابراز علاقه، می توانی این رابطه را در تعادل نگه داری و نکته دیگر اینکه احتمال هر واکنشی از ایشان را هم در نظر بگیر.‌ممکن است او پی از دریافت این موضوع از تو فاصله بگیرد و ممکن هم هست برعکس، بیشتر به تو ابراز علاقه کند در هر حال باید آماده هر مدل شرایطی باشی.
      اما شیوه بیان آن بسیار ساده است از طریق بیان با ارسال وویس یا متن که به ساوه ترین زبان بگویی که از منش و رفتار ایشان خوشت می آید و دوست داری این رفتار را دنبال کنی و … تا ادامه آن که به تایید ایشان هم می رسی.

  16. Z :

    ما تو امتحان ریاضی مجازی قرار بود پاسخنامه بفرستیم وهم تو سایت امتحان بدیم پاسخنامه من نرفت منم گفتم امتحان ندادم اونم فهمید دروغ میگم الان چیکار کنم از اول لج بود الان لج تر شده

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :وست خوبم
      با شجاعت ابراز شرمندگی کن و بگو که راست نگفته بودی. این بهترین کاری است که همراه با عذرخواهی می توانی انجام دهی و البته نباید انتظار داشته باشی او هم کلا این داستان را فراموش کند.‌او تنها زمانی می تواند از این موضوع صرفنظر کند که چند برابر شدن تلاش تو را در کلاس های مجازی ببیند و متوجه شود که چقدر می خواهی جبران کننده رفتارت باشی.

  17. نازنین :

    سلام من معلم ورزشم رو خیلی دوست دارم یعنی عاشقشم خیلی رابطمون باهم خوب بود بعداز چند ماه نمیدونم چه اتفاقی افتاد بلاکم کرد الانم هرکاری میکنم برگرده ولی برنمیگرده 😪😭میشه راهنمایی کنید تروخداااااا😪😭🙏🙏🙏 راستی من ۱۲سالمه اون ۳۲سالشه

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      اینکه معلمت تو را بلاک کرده دو حالت دارد
      شاید شما آن قدر برایش مزاحمت داشته ای و موجب اذیت بودی که تصمیم گرفته این کار را انجام دهد.
      حالت دوم اینکه هیچ دلیلی نداشته و خسته شده و به این کار اقدام کرده است.
      در صورتی که اطمینان داری که مشکل فنی نیست و برای مساله گوشی دچار این حالت نشده بنابراین یک نتیجه می شود گرعت:
      اگر تو کاری کرده بودی و موجب آزار ایشان بودی و قبلا به خودت تذکر داده بوده مثلا زیادی پیام می دادی و … و به تو گفته بوده که این کار را انجام ندهی و شما گوش نکردی، پس اشتباهت را به گردن بگیر و مدتی به ایشان کاری نداشته باش تا به مرور حال شان بهتر شود و شاید روزی در آینده دلشان برایت تنگ شود.
      اما اگر چنین حالتی نبوده و بدون هیچ تذکر یا یادآوری تو را بلاک‌کرده اند و اگر حتی بدون دلیل این کار را کرده اند لطفا هیچ چیزی نگو و دیگر خودت را درگیر ایشان نکن که فایده ای که برایت نخواهد داشت ضرر هم دارد. به امور درسی و زندگی ات برس و سعی کن به آدم های خوی دیگری که در زندگی داری فکر کنی. چون این از مرام معلمی به دور است که چنین رفتاری با دانش آموزان خود داشته باشد.

  18. مصطفی کمال نوری :

    سلام خوبین اسمم کمال از افغانستان
    ببخشید میخاستم یه سوال بپرسم که واقعا جدیه
    من ۲۰ سالمه و دانشگاه میرم و معلم انگلیسیمون خیلی جذاب جدی و هوشیاره بخاطر همین یجورایی عاشقش شدم در اصل دست خودم نبود چون اون تمام چیزی بود که میخاستم حالا که میخام بهش ابراز علاقه کنم میترسم دکم کنه فاصله سنیمون هم ۵ ساله اون ۲۵ سال داره و خیلی هم هوشیاره حالا میخاستم بفهمم که چطور میشه فهمید اون هم جذب من شده یا نه چون خودم هم داشتم رو مخش کار میکردم یجورایی. خوب من یه بازی ذهنی دارم که اسمش پازله یعنی پیش خودم همین اسم رو دادم بخاطر این که بعضی اوقات بخاطر شناخت بهتر آدمها و پیش بینی کارهاشون از این بازی استفاده میکنم. من از جزییات خوشم میاد وقتی دارم بازی م رو انجام میدم خیلی دقت میکنم با هر حرف و حرکتم شخص مقابل چی واکنشی نشون میده اینجوری میتونم خیلی سریع حالات روحی شخصیت و غیره چیزهای اشخاص رو معلوم کنم و من فهمیدم زیاد بی میل نیست و تا جایی که فهمیدم اینه که اون بهانش برای فکر نکردن به من ۵ سال فاصله سنیمونه. خوب ازتون میخام راه حلی برای مشکلم بگید
    بگید چطور میتونم به طرف خودم بیشتر جذبش کنم چون از طریق اعتماد بنفس زیاد و حرف زدن و این چیزها کمی جذبش کردم ولی میخام کاملا جذبم بشه چطور میشه اینکارو کرد؟؟؟ و چطور میشه اون ۵ سال فاصله رو از ذهنش بیرون کنم
    ممنون خانم

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      دوست خوبم
      اینکه ۵ سال اختلاف سنی برای هر دو تای شما مهم شده به نظرم می رسد که این موضوع را از نظر ازدواج در نظر گرفته اید و مثل این است که می خواهید ببینید غیر از عشق، مبادا بزرگتر بودن ایشان مانع برای ازدواج شود.
      اگر این برداشت من درست باشد بهتر است بیان کنم که شما به لحاظ سنی در شرایط مناسبی برای فکر کردن به ازدواج نیستی و پیشنهاد می کنم به این رابطه در حد عشق و علاقه ای که داری فعلا بسنده کن طوری که هم خودت و هم ایشان آسیب و ضربه ای از این بابت نخورید و کمی جلوتر، وقتی که شما هم به شرایط ازدواج رسیدی آن وقت بتوانی در یک بررسی مشاوره ای هم خودت اطمینان حاصل کنی که این اختلاف سن آسیبی ندارد و هم او را متقاعد کنیم.
      که البته پاسخ این بررسی به شرایط هر دوی شما در آن زمان بستگی دارد.
      در غیر این صورت، در یک دوستی و محبت بین دو نفر مهم نیست که فاصله سنی چقدر است و استاد یا معلم بزرگتر است یا کوچکتر یا ..‌‌

  19. Bita :

    سلام
    من یه دختر کنکوریم و متاسفانه احساسی از سال پیش به معلم تاریخم خیلی علاقمند شدم زمان مدرسه سعی میکردم بیشتر ببینمش بعد از کرونا روابط ما گسترده تر شد ولی چیزی که من رو عذاب میده اینکه نمیدونم اون هم من رو دوست داره یا فقط حسش احترام یا درک وضعیت کنکوری بودن منه خودش میدونه من چقدر دوسش دارم ولی هیچوقت چیزی نگفته که منم دلم قرص بشه بنظرتون چیکارکنم؟یکمم تلخه رفتاراش سرده ولی با تموم بدقلقی هاش بازم خوبه میدونید انگار سختشه به یکی ابراز علاقه کنه

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:دوست خوبم
      چقدر خوش شانسی که معلم کنکور تو می دونه باید در این سال خیلی مراقب رفتارهایش باشد چون اگر بخواهد حتی در یک قدم اشتباه کند و تو را درگیر خودش یا رابطه کند در این صورت در حق تو بدی کرده و آینده تو را خراب کرده است.
      به نظر من حالا که چنین شانسی داری خودت خرابش نکن، بگذار شنیدن دوستت دارم و ادامه ارتباط احساسی شما درست بعد از کنکور باشد و الان اصرار بر اینکه آیا دوستم دارد یا نه نداشته باش و یا اینکه بخواهی کاری کنی ایشان از حالت سردی خارج شود و بتوانند احساس خودش را را بگوید را بگذار به عنوان اولین‌ پروژه بعد از کنکور که راجع به آن اقدام کنی یا برنامه ریزی داشته باشی. اطمینان داشته باش بعد از نتایج کنکور برای او هم ادامه ارتباط و علاقمندی با یک فرد موفق خیلی لذت بخش تر از تبادل احساس در سال دوازدهم است که ممکن است به تضعیف موفقیت ختم شود.

  20. سارا :

    سلام من ١۴ سالمه خیلی دانش اموز زرنگ و فعالی هستم تو کلاس ما یه معلمی داریم که خیلی پرخاشگر و بی ادبه خیلی خیلی به بچه ها و خانواده ها توهین میکنه به منم یه توهین بسیار بدی کرد اما من چند بار ازش عذرخواهی کردم بابت کاری که نکردم … خیلی ازش میترسم طوری که دو سه روزه مدام میلرزم این خانم ارامش منو گرفته خیلی میترسم ازم نمره کم کنه توروخدا یه کاری کنید ارامشم رو بدست بیارم …

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      اگر اطمینان داری که اشتباهی نکردی و در عین حال بابت احتمال به ارتکاب خطا هم عذرخواهی کردی دیگر جای نگرانی ندارد. اما برای اینکه بتوانی به خودت قدرت و آرامش بدهی لازم است بدانی که هر قدر بیشتر بترسی به همان نسبت به معلمت بیشتر پیام غیرمستقیم می دهی که می تواند باز هم به تو توهین کند یا بی دلیل تو را مواخذه کند.
      بنابراین تلاش کن فقط و فقط حواست به رفتار و کار خودت باشد که خطایی مرتکب نشوی نه اینکه به رفتار ایشان فکر کنی.
      پاسخ سوالاتشان را با اعتماد به نفس بده نه با صدای لرزان، کنار دست خودت یک بطری آب بگذار و قبل از صحبت کردن چند جرعه آب بنوش، اصلا پس از این مجددا برای کار گذشته عذرخواهی نکن و کمی جدی و مطمئن باش.
      این کارها کمک میکند معلم مجدد درباره تو قضاوت اشتباه نکند و از آن موضوع عبور کند.

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      من اول باید بپرسم چرا تصمیم داری این کار را انجام دهی؟ دلیل اصراری برای اثبات این موضوع چیست؟ آیا میدانی که معمولا پس از اثبات احساست ممکن است دیگر شرایط رابطه شما مثل گذشته نباشد؟ و با این وجود باز هم اصرار به این کار داری؟
      اگر پاسخ هاین روشن شد باید بگویم راحت ترین و موثرترین راه این است که در کمال سادگی و با زبان و بیان خودت در قالب پیام، نامه الکترونیک و ارتباط مجازی به ایشان احساست را بگویی. متن کوتاه باشد و در عین حال نشان دهد که میدانی نباید افراط کنی و تنها با مقصود بیان احساست پیام داده ای.
      در همان پیام میتوانی از خودشان هم بپرسی که چه کارهایی میتواند از نظر ایشان به معنای دوست داشتن باشد و به راه های پیشنهادی او هم فکر کنی.

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      من اول باید بپرسم چرا تصمیم داری این کار را انجام دهی؟ دلیل اصراری برای اثبات این موضوع چیست؟ آیا میدانی که معمولا پس از اثبات احساست ممکن است دیگر شرایط رابطه شما مثل گذشته نباشد؟ و با این وجود باز هم اصرار به این کار داری؟
      اگر پاسخ هاین روشن شد باید بگویم راحت ترین و موثرترین راه این است که در کمال سادگی و با زبان و بیان خودت در قالب پیام، نامه الکترونیک و ارتباط مجازی به ایشان احساست را بگویی. متن کوتاه باشد و در عین حال نشان دهد که میدانی نباید افراط کنی و تنها با مقصود بیان احساست پیام داده ای.
      در همان پیام میتوانی از خودشان هم بپرسی که چه کارهایی میتواند از نظر ایشان به معنای دوست داشتن باشد و به راه های پیشنهادی او هم فکر کنی.

    • فروغ :

      سلام‌من عاشق دبیر تاریخم شدم و اون میدونه که من‌عاشقشم خیلی هم‌خوبه ولی این یه مدته خیلی سرد شده ومن خیلی دلم‌براش تنگ شده لطفا راهنمایی کنید چکار کنم

  21. soroor :

    من دخترم میرم باشگاه بدنسازی و مربیم رو خیلی خیلی دوستش دارم دلم میخاد اونم منو دوست داشته باشه و به من ابراز علاقه کنه مثلا یکی توباشگاه هست که با مربیم خیلییی صمیمی هست به طوری ک باهم میرن بیرون و حتی امروز مربیم عکس خودش و اون دختر رو گذاشت و زیرش نوشت خواهریم راستش من خییلیییییی حسودیم شد دلم میخاد مربیم با من هم صمیمی باشه و از ته دلش دوستم داشته باشه

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      میشه درک کرد که وقتی فردی را دوست داریدچقدر توجه او برایت مهم است. اما نباید فراموش کنی که هر کدام از ما مسوول خودمان هستیم. میتوانیم تصمیم بگیریم دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم
      اما نمیتوانیم برای اینکه دیگری دوستمان داشته باشد تقلا کنیم.
      اما قاعده ای وجود دارد که به حس دوطرفه منجر میشود: اینکه او را دوست داشته باشی، خودت باشی، نقش بازی نکنی، مهربان باشی، خوش خلق باشی و در عین حال بدون افراط مهربانی کنی. در این صورت این احتمال وجود دارد که او هم به تو توجه بیشتری نشان دهد. اما به یاد داشته باش که اگر زیاد تلاش کنی که توجه و محبت او را جلب کنی نتیجه برعکس میشود پس حتما تعادل را رعایت کن.

  22. شادی :

    من دخترم میرم باشگاه بدنسازی و مربیم رو خیلی خیلی دوستش دارم دلم میخاد اونم منو دوست داشته باشه و به من ابراز علاقه کنه مثلا یکی توباشگاه هست که با مربیم خیلییی صمیمی هست به طوری ک باهم میرن بیرون و حتی امروز مربیم عکس خودش و اون دختر رو گذاشت و زیرش نوشت خواهریم راستش من خییلیییییی حسودیم شد دلم میخاد مربیم با من هم صمیمی باشه و از ته دلش دوستم داشته باشه

  23. فرشته :

    سلام
    وبا تشکر از سایت خوبتون
    من پارسال با دبیر فلسفه مون آشنا شدم خیلی باهام خوب بود شوخی میکردیم هرچی که اطلاعات بود رو د مورد خونه را به همدیگه میدادیم حتی منو یه بار برا تولدم بوسید همیشه مواظبم بود که کسی نگه بالا چشمم ابروعه حتی منو سرکلاس روی صندلی خودش مینشوند سر هرچیز کوچیکی کلی لوس میکردد یه بارهم که بارقیبم دعوام شد منو دعوا نکرد ولی دوستمو دعواکرد و من از این کارش ناراحت شدم واسه اینکه از دلم دربیاره زود رفت به دفتر گزارش داد که رقیبم بده و خیلی دعوامیکنه . خیلی دوسش دارم اون هرروز بهم میگف که خیلی خوشگلی از ت خوشم میاد و…..
    ولی من هیچی بهش نمیگفتم ینی کلا ابراز علاقه نمیکردم فقط یه بار بوسیدمش یهویی واون هم شکه شده بود گف چه سریع و چه خشن وکلا خیلی قشنگ احساتشو بیان میکرد ولی من عادت داشتم به خود داری .اون یک خانوم چهل ساله ومن ۱۷
    ولی یهویی باهام بد شد یه روز صبح ک رفتم مدرسه دیدم به زور میخاد منو دورکنه از خودش
    بهش گفتم چیزی شده گف نه چیزی نیس
    روز بعدش هم رفتم سراغش که دوباره باعصبانیت باهام حرف زد منم برا دفعه ی سوم سراغش نرفتم
    تا اینکه کرونا اومد یه هفته ندیده بودمش و از دوستم مشورت گرفتم که گفت شاید بی محبتیه تو رو میبینه ازت خسته شده منم سعی کردم خودم شروع کنم برای بار اول به پیام دادن دفعه ی اول پیام رو جواب ندا دفعه ی دوم جواب نداد دفعه ی سوم یه جواب خیلی کوتاه و سرد داد بعدش هم که مدرسه ها انلاین شد توی واتساپ رفتم سراغش که بازهم دفعه اول و دوم و سوم جوابمو نداد دفعه ی چهارم بخاطر اینکه بهش ابراز علاقه کرده باشم بهش فقط گفتم دورت بگردم اون یکم خوشحال شد دلیل اینکه چرا جوابمونمیده رو پرسیدم بهونه اورد که کرونا اومده ولی دیگه حتی از اون بعد پیامام رو هم سین نمیکرد همش طرفدار رقیبم بود بهشم گفتم چرا طرف اونو میگیری دوباره جوابمو نداد
    ینی کلا نمیدونم چرا یهو اینطوری شد باهام 🥺بدون علت اصلا نمیدونم مشکلش چی بود والان هم کلا شماره ام رو پاک کرده از گوشیش
    داره روانی میشم بفهمم چیشده 😭

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار
      دوست خوبم
      احتمال های بسیاری است که ممکنه به اون دلیل معلما چنین رفتاری نشان داده . اما چیز مهمتری وجود داره که مربوط به حوزه کاری و حرفه مندی معلم است. این کار درستی نیست که معلم زمینه دوست شدن از این نوع را برای دانش آموزش فراهم کنه، بین بچه ها فرق بگذاره، رقابت و دشمنی را ترویج کنه، رفاقت دوستی بچه ها را لکه دار کنه و در نهایت یک روز مثل آفتاب باشه و بخنده و روز دیگر بدون ذکر دلیل و بدون هیچ توضیحی ابری بشه و روی خوش نشون نده.
      ممکنه رفتارهاشون به رفتار شما مربوط و وابسته باشه و تو کاری کرده باشی که او را از ادامه ارتباط برحذر کرده باشد مثل رفتارهایی که مزاحمت گونه است : پیام زیادی دادن التماس کردن، توضیح خواستن و… ولی با همه اینها توجیه و دلیل موجه بودن رفتار ایشان به عنوان یک معلم نیست.
      توصیه میکنم تا حالا ضرر کردی و آسیب دیدی، بیشتر از این پیش نرو و جلوی آسیب های بیشتر به خودت را بگیر.‌دست از این ارتباط و این همه اصرار برای دانستن دلیل رفتار ایشان بردار. کارهای زیادی هستند که منتظر تو هستند.

  24. بهار :

    سلام، من یه دختر ۱۷ ساله ام. وقتی هفتم میخوندم در کلاس زبان ثبت نام کردم. من اصلا از زبان خوشم نمی اومد، ولی وقتی دیدم چقدر باعث پیشرفت و خوشحالیم میشه ادامش دادم، من یه معلم مرد دارم که حدودا ۳۲ سالشه، من اول های اشناییمون از ایشون خوشم نمیومد، به نظرم مرد بدی بود، ولی ایشون همیشه به من لبخند میزدن، یه جور خاصی بود لبخنداش، به کسی اونطوری نگاه نمیکرد و هر وقت من رو میدید چه سرش شلوغ باشه چه نباشه سریع لبخند میزد و میگفت به به بهاره خانم خوش اومدین. الان پنج ساله که ایشون رو میشناسم، البته بخاطر کرونا ۸ ماه شده که ندیدمشون و واااااقعا دلم براشون تنگ شده. من رفته رفته که ایشون رو شناختم و فهمیدم چه مرد خوب و خاصین دیگه ازش بدم نمیومد که هیچ، بلکه یواش یواش علاقم بیشتر شد. حس میکنم معلمم یه جور دیگه با من رفتار میکنه، یعنی جوری که با من رفتار میکنه با بقیه رفتار نمیکنه، مثلا وقتی توی جمع شلوغی هستیم و بحث خنده داری پیش میاد همیشه منو نگاه میکنه و میخنده، و یا وقتی با من صحبت میکنه مستقیم تو چشمام نگاه میکنه و سرشو کج میکنه و حرف میزنه، یا وقتی امتحان داشتیم همش از من تعریف میکرد و به بقیه میگفت یاد بگیرید، و خیلی خودش رو به من نزدیک میکنه، مثلا وقتی میخواد از بقیه درس بپرسه، ازشون فاصله میگیره ولی وقتی از من درس میپرسه با لبخند میپرسه و خیلی بهم نزدیک میشه. من چهار ساله که فهمیدم عاشقش شدم ولی قبلا انکارش میکردم چون میگفتم تفاوت سنیمون ۱۵ ساله، یا اون معلم منه، کلی آدم اون رو دوست دارن و از کجا معلوم که از من خوشش میاد، و کلی بهانه ی مسخره، برای همین هر چیزی که راجبش میفهمیدم رو به بقیه میگفتم، سعی کردم علاقم رو کم تر کنم ولی نشد، تا اینکه واقعا نتونستم تحمل کنم. دوباره عشقم بهشون بیشتر و بیشتر شد، در حدی که وقتی میبینم کسی نگاهش میکنه میخوام معلمم رو ببرم یه جای دیگه تا کسی نتونه نگاهش کنه، حتی نمیخوام کسی بهش فکر کنه، خودمم که هر روووووز و هر شب بهش فکر میکنم و هر شب خوابش رو میبینم، دلم خیلی براش تنگ شده و تصمیم گرفتم بعد کرونا علاقم رو کمی نشون بدم. قبلا دو نفر بهش ابراز علاقه کرده بودن و یک نفر گفته بود که با هم در رابطن، و معلمم هر سه رو اخراج کرده بود، الان واقعا دلیل اصلی که نمیخوام بفهمن دوسشون دارم اینه که میترسم اخراج بشم و دیگه نبینمشون، تو دوران کرونا هر وقت مجبور میشیم بریم بیرون هر کسی که میبینم فکر میکنم اونه، شماره تلفنشم دارم ولی خودشون نمیدونن، هر روز عکسشو نگاه میکنم و کلی ذوق میکنم، تمام خاطره هایی که باهم داشتیم رو هیچوقت فراموش نمیکنم و با جزئیات ریز یادمه. من به قدری ایشونو دوست دارم که به هیچ مرد یا پسر دیگه ای نمیتونم نگاه کنم، و همیشه هم میگم که یا معلمم یا هیچکس. میشه بگید بهترین کار چیه؟

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:
      دوست خوبم
      درست متوجه نشدم سوالت در چه زمینه ای است منظورت از بهترین کار چیه؟
      کار درست همینی هست که تا حالا داشتی به خودت گفتی او ۱۵ سال از تو بزرگتره و معلمت بوده و چیزی از این بیشتر را نشان ندادی.
      چون اشاره کردی که گفتن علاقه و … بیشتر باعث طرد افراد از کلاس شده و همین نشان می‌دهد که او از این کار خوشش نمیاید.
      بنابراین اشکالی ندارد برای آینده تصور کنی که به هیچکسی جز ایشون نمیتوانی فکر کنی اما در حال حاضر ابراز علاقه و بیان احساس به احتمال خیلی زیاد نتیجه معکوس برایت دارد و ممکن است برای همین روزها که محبتی را در دل خودت نگه داشته بودی و بهش دلخوش بودی حسرت بخوری.

  25. Mobina :

    سلام .ببخشید من ۱۲سالمه و عاشق معلم زبانم شدم.یکی دوبار تو اینیستا بهش پیام دادم و باهم حرف زدیم.ولی هرچقدر سعی میکنم نمیتونم بهش بگم دوسش دارم.لطفا راهنماییم کنین .
    ممنون

    • عاشق دور از معشوق :

      Mobinaجان من خودم چهارسال تو این رابطه بودم وهمسن تو بودم دقیقا البته یه سال بنظرم کوچکتر به قران اگه خودتو دوست داری اگه خانوادتو دوست داری ولش کن نه اعتراف به دوست داشتن کن نه پیامش بده سخته نه به اندازه تو رابطه باهاش ..ممکنه الان توقعی ازش نداشته باشی وشاید برات مهم نباشه دوست داره یانه ولی بعد برات مهم میشی در کل پدرت درمیاد بدبخت میشی اگه اعتراف کنی من داستانامو نوشتم میتونی بخونی تو همین سایتم نوشتم ببین ته تهش میشه مثل مال من منی که به تهش رسیدم اینو بهت میگم ادم داغون میشه شاید الان حرفمو قبول نکنی ولی خدایی نکرده یخ روز میفهمی که اون روز دیر شده من از الان دارم بهت میگم اصلا دورشو خط بکش اشتباهه محضه

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار :
      دوست خوبم
      اگر از اینکه ایشان را دوست داری مطمئن هستی دیگر اصرار و نیازی نیست که حتما به صورت مستقیم به او بگویی که دوستش داری.
      احساس و عاطفه خودش پیام محبت را به گوش دیگری میرساند و گاهی وقتی بیان میکنی راه ارتباط و نوع رابطه تان تعییر میکند و چندان مورد رضایت تو نخواهد بود.
      صبر کن تا همین اندازه از ارتباط و پیامهای تان کار خودش را بکند.

  26. زهرا :

    سلام من زهرا رضایی هستم ۱۳ساله.عاشق معلم اجتماعیم شدمو این اوین سالی هست که با ایشون آشنا میشم.ایشون خانمی دین دار ومهربون زرنگ و با خدا و…..هستن و من دختری خجالتی و استرسی وبا دلهره ی زیاد هستم که هر بار خواستم با ایشون خصوصی حرف بزنم استرسم و… نگذاشتند.اما تونستم دوبار خودم راضی کنم به حرف زدن که باز تو صحبتم نتونستم در مورد چیزی که می خواستم بگم حتی دوستام متوجه شدن و بدون این که به من بگن به معلمم گفتن که من می خوام چیزی به ایشون بگم که نمیتونم و ایشون در جواب گفتن که به من در این مورد چیزی نگن.فکر کنم میخواستن که خودم برم و بگم.اما دوستانم به من گفتن.من همیشه ایشون رو یواشکی نگاه می کردم ولی ایشون فکر کنم متوجه شده بودند و هیچی نمی گفتند.من درس هام امسال به لطف ایشون خیلی خوب شد.ایشون به من تو کلاس یکبار گفتن که دختر با حیایی هستم.و من اینقدر حرف دلم رو نگفتم که کرونا اومد.اما من تو چت خصوصی با رعایت احترام گفتم که خیلی دوستشون دارم وحتی گاهی از دلتنگی شب ها خوابشون رو میبینم و گفتم اگه قابل بدونن ما با هم یک دوستی کوچیکی داشته باشیم.و ایشون گفتن که من هم همه ی شمارو دوست دارم و شما برای من حکم دخترم رو دارین و من در جواب گفتم که شما هم مثل مارم میمونید.من جدا از این که خود ایشون رو دوست دارم میخوام که ایشون کمک کنن تا انسانی مثل خودشون با شخصیت و مهم تراز همه با خدا بشم و دوستیم رو تا آخر عمر با ایشون ادامه بدم .تازه من در مورد خودم از ایشون پرسیدم چون ایشون خوب انسان ها رو میشناسند و نوشتم که من خودم رو اصلا نمیشناسم وخود شناسی مقدمه ی خود شناسی هست وگفتم که بیشتر ملاکم بدی هام هست و ایشون در جوابم فقط خوبی هام رو گفتن.گفتن که من دختر خوب و با حیا و خوش اخلاقی هستم و برام دعا کردن که انشاالله بهترین دوس ها رو داشته باشم.به نظر من فقط ایشون میتونند که به من کمک کنن.به نظر شما من چی کارکنم؟؟دوست دارم دوستی مون تا ابد ادامه پیدا کنه.من باید به ایشون چی بگم؟؟؟

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار
      دوست خوبم
      برای اینکه دوستی خوبی داشته باشی تنها کافی است همیشه تعادل در ارتباط داشته باشی و یادت بماند که تو دانش آموز او هستی و هم به لحاظ سن و هم به خاطر معلم و شاگردی باید حرمت و فاصله را رعایت کنی.
      بیش از اندازه مزاحمت نداشته باش و مدام پیام نده، منتظر اینکه مدام برایت پیام بدهند نیز نباش و سعی کن در گفتگوها موضوعات شخصی را خیلی در شروع این رابطه مطرح نکنی.

      • عاشق دور از معشوق :

        قبلا داستانمو اینجا گفته بودم ما خیلی باهم خوب وصمیمی هسیم ینی هرچی بخوام انجام میده خیلیم دوستم داره ولی من نمی تونم زندگی کنم همش تو فکرم همش دارم خیالبافی میکنم که وقتی دیدمش چی میشه چطور سوپرایزش کنم و…اصلا همش فکرم درگیرشه واقعا برای خودم نگران شدم دارم کم کم از دست میرم خیلی فکرم درگیره به حدی که نمی دونم کجام ودارم چیکار میکنم ویه مشکل بزرگترم اینه که نمیتومم اون چیزی که هسم نشون بدم همش بزرگ تر از اونی که هسم بهش نشون میدم واونم یه تصور خیلی خیلی بزرگتر از من راجب من داره وبخاطر این موضوع دروغ بهش میگم دوست دارم باهاش باشم اما نمیتونم این رفتارامو ترک کنم هم عذاب وجدان دارم هم نگرانم اصلا دست خودم نیس حس میکنم اگه بزرگتر از اون چیزی که هسم بهش نشون بدم باهام خوب تر میشه که واقعا هم همینجوره بعضی وقتا که چتامونو واسه دوستام میفرسن باورشون نمیشه فکر میکنن باهمسن خودم چت کردم ینی دراین حد خودمو بزرگ نشون میدم ولی میترسم دروغام رو شن ورابطم خراب شه از همه مهم تر اعتمادشو از دست بده چون اون خیلی بهم اعتماد داره حتی عکسای بی حجابیشم واسم میفرسه و…

    • عاشق دور از معشوق :

      من ۱۲سالم بود که عاشق معلمم شدم عاشق نگو ازاون عاشقابودما ینی بعد ۴سال هنوزم هستم هنوزم وقتی یاد چشاش یالبخندش میوفتم دلم میریزه ما از هم دوریم تابستون همون سال که معلمم بود رفت شهر دیگه ای البته قرار شد هروقت میاد شهرستان خبرم بده وباهم قرار بزاریم امانشد خیلی گره و ضد حال تو رابطه خوردم ومن بعد سه سال وچن ماه رفتم شهری که معلمم بود وبرای تولدش سومرایزش کردم البته این رفتن وسوپرایز کردن خیلی سخت بود خیلی مشکل برام پیش اوند ولی خب باوجود همه مشکلات من پیروز شدم و تونستم بعد اون همه مبارزه برم خونشونو ۲۰دقیقه ببینمش فکر کن این همه بدبختی یکشی بری فقط واسع۲۰ دقیقه ولی خب مشکلات زورشون خوب میچربه رابطمون خوبه خیلی باهم صمیمی هسیم حتی خودش درخواست داد صمیمی باشیم منم از خدا خواسته از اون روز تا حال بهش نمیگم شما میگم تو موقعیم که میخوام صداش کنم به اسم کوچیک صداش میکنم خیلی حال میده بنظرم ادم یه دفعه همه چیزو زیر پا بزاره واحساسشو بگه اگه طرف قبول نکرد کناربکشین که این مورد کم پیش میاد اکثرا قبول میکنن

  27. هانیه :

    سلامــــــ خسته نباشیــــد

    راستش من معلم فلسفه ام رو خـــیلییییییی دوس دارم ورابطه امون باهم خیلی خوبه حتی تاحالا بوسم کرده و بوسش کردم کلا مثه دوتا دوستیم

    اما این مهربونیش برای همه اس وبعضی وقت خیلی باهام خوب برخورد میکنه بعضی وقتا حس میکنم دیگه از م خسته شده

    دلمم نمیخواد این ابراز علاقه ام دوستیمون رو از بین ببره ینی میترسم اگه بهش بگم از دستش بدم چون جدیدا احساس میکنم میفهمه دوسش دارم سعی میکنه از فاصله بگیره یا پسم بزنه

    به نظرتون بهش بگم یا سعی کنم کلا فراموشش کنم

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      دوست خوبم
      بهترین کاری که میتوانی انجام دهی این است که فاصله و حریم را رعایت کنی.
      برای مثال اینکه در اینستاگرام درخواست دادی و پاسخی نداده اند را دیگر پیگیری نکن. هر زمان بخواهند انجام میدهند و اصرار تو به معنای نادیده گرفتن فاصله هاست.
      مثلا خیلی درباره ایشان با دوستانت صحبت نکن چون هر بار که حرف میزنی خودت را وابسته تر میکنی.
      همه جملات و رفتارهای معلم ات را تفسیر نکن چون برای تو معنای شخصی خودت را دارد اما ممکن است مقصود ایشان اصلا همان چیزی که تو برداشت میکنی نباشد.

  28. fateme :

    معلمم دوسم داره ها ولی باهام منطقیه باهام شوخی نمیکنه سنگینه دیگه مث قبل نمیگه دوست دارمو از این حرفا ولی با اون دختره خیلی اوکیه سرکلاس موقعه درس دادن از اسم اول خودش و اون استفاده میکنه خودش به دختره گفت من شنیدم میگفت دوست دارما بخاطر تو اسم اولتو زدم با خودم بعد این دختره دوست منم هس اما زیاد اوکیه نیسیم میاد به من میگه این حرفارو ک مثلا اون چجوری باهاش برخورد میکنه و من میدونم ک میخواد حرص منو دراده چیکار کنم معلمم با من راحتر صحبت میکنه ها تیکه میندازه و حرعای دیگع ولی چون دوسش دارم هیچی نمیگم فقط میخندم 🙂 ولی با اون دختره قشنگ صحبت میکنع و من میدونم ک من براش تکراریم و چون میدونه دوسش دارم بهم کم محلی میکنه تو سالن بهم میگفت نزار حساس بشن ولی الان میگم چرا پس با اون دختره حتی شوخیه هم میکنه جلو همه بچه ها تیک میندازه میخندن اون دختر هیچکاری نکرده برا اون چجوری انقدر اون دوسش داره اونو اخه😭😭

    • Zahra :

      وای هر چقدر حرفارو میخونم خاطره واسم زنده میشه.منم یه معلمامونو خیلی دوست داشتم.اون زیاد اهل صمیمی شدم نبود و خیلی آروم و ساکت.گهگاهی باهم حرف میزدیم اما همیشه زود رنج بودم و با یه حرف میزدم زیر گریه و در عین حال خیلی راحت میگفتم بهش عاشقتم🤪سال بعد که رفتم یه مدرسه دیگه هم پیامش میدادم ولی بیشتر وقتا ناراحت بودم از اینکه باهام خشکه و در مقابل اظهار دلتنگیم جوابی نمیده…ولی کمکم خودم فهمیدم اخلاقم باید چجور باشه.در باره ی چیزای مورد علاقش حرف میزنیم.و چیزایی که من دوست دارم یه جورایی مثل خودش رسمی شدم و دم به دقیقه دوست دارم نگفتم تا اینکه خودش اومد سمتم و اگه یه هفته پیام ندم زنگ میزنه بهم و دو سه سالیه که دو تا رفیق خوب برای همیم.کلا یه توصیه کنم به اونا که معلمشونو دوست دارن این که زیاد نگید دوستت ارم و این حرفا چون هر چی باشه اونا بزرگن و خجالت میکشن.اگه بخواین خیلی راحت میتونین سالها باهاشون مثل دوست باشین

  29. fateme :

    سلام
    من کلاس ششم بودم وارد کلاس هفتم شدم روز اول اصلا خوشحال نبودم معلم ها وارد کلاس شدن و خودشون رو معرفی کردن گذشت چند روزی من ریاضیم متوسط بود معلم ریاضی وارد کلاس میشد بعد چند دقیقه ای شروع به نصیهت کردن بچه ها میکرد و مدام از من تعریف میکرد به من نگاه میکرد نمیدونم چرا احساس میکردم به من علاقه ای داره من ازش خوشم نمیومد زیاد تا اینکه فهمیدم حتی از کلاسای دیگه سراغ منو میگیره مدام از بچه ها در باره من سوال میکرده بدون اینکه من متوجه بشم خلاصه گذشت منم بهش احساس پیدا کردم اما نه زیاد دوسش داشتم گذشت این علاقه بیشتر شد طوری که مدام از اون میگفتم هر وقت با دوستانم بودم درباره اون میگفتم ولی آخرای سال بود که علاقم شدید شده بود عید شد من اصلا خوش حال نبودم از عید سال نو چون میدونسم ۱۴ روز نمیبینمش دلم تنگ میشد خلاصه من علاقمو بهش با گل دادن و هدیه دادن و نگاهام بهش فهموندم خلاصه باهام مهربون بود خیلی هوامو داشت سال تموم شد اما ما باهم صمیمینبودیم اونقدر که بهش پی ام بدم سال هفتم تابستونش خلاصه اومدیم پاییه هشتم چند روز مونده بود به مهر ماه من و دوستم به آموزشگاهش رفیم برای دیدنش تنها بود رفتیم داخل خییلیی خوشحال شد ازمون پذیرایی کرد و غیره اون روز خیلی باهام مهربون وصمیمانه رفتار کرد اونجا علاقم خییلیی شدید شد گذشت اومدیم هشتم من فهمیدم تو کلاسی افتادم که اون دبیر من نیس انقدر ناراحت بودم که فقط تا یک هفته گریه میکردم بدون اینکه بفهمه یه روز دیگه تحمل نکردم رفتم گفتم خانم تروخدا بیاید کلاس ما دبیر ما بشین گفت نمیشه که گفت بزار برم صحبت کنم بیام دبیر تفکرتون بشم خلاصه گذشت فردای اون روز دیدم عه اومد سر کلاس ما انقدریی خوشحال شدم که پریدم هوا بعد گفت من دبیر تفکرتونم و فقط دوشنبه ها میام سر کلاستون ناراحت شدم ولی باز اونم خوب بود گذشت چند روزی زمان هاییی که میخواست بره آموزشگاه منم باهاش تا خونمون میرفتم باهاش تو راه باهم صحبت میکردیم من بهش گفتم خییلیی دوستون دارم خییلیی خلاصه روزها میگذشت و من علاقمو بهش میگفتم اون روز باعث شد من تو تلگرام باهاش چت کنم استیکر عاشقونه میفرستادم و غیره بهش میگفتم عشقم 🙂 اونم قلب میداد گذشت رابطمون خییلیی بهتر شده بود من وابسته تر شده بودم تو تلگرام راحت تر باهاش صحبت میکردم بعد چند روزی حس میکردم سرد شده اخه میومد سر کلاسمون نگاهم نمیکرد خیلی کم انگار حسی نداش دیگه گفتم شاید چیزی شده هفته بعد یکی از بچه ها براش گل اورد خیلی خوش بو بود داد بهش خیلی خوشحال شد دوباره هفته دیگه هم اورد معلم ریاضیمون که دببر تفکر ما بود اون شاگردی که براش گل اورده بودو اورد جلو نشوند من خیلی حسادت میکردم ولی به روم نمیاوردم با اون شاگرده اوکی شده بود فقط بخاطر دوتا گل 😐 چندروز که میرفتم پیشش احساس میکردم بزور دارع باهام صحبت میکنه میدیدم با اون صمیمیتره بعد تو تلگرام بهش پیام میدادم مث قبل نبود بودا اما نه مث مث قبل ک خوب بودیم بعد چند روز منم براش هر روز گل میبردم هر روز خوشحال میشد هدیع میبردم خوشحال میشد خوب بود اما سرد ولی هنوز از بچه ها میپرسید حالو احوالمو درسامو گذشت چند روز بعد فهمیدم باهم چت میکنن تو تلگرام خب بالاخره حسودیم میشد میخواسم ببینم چت کردنش با من چجوریه با اون چجوریه اما نشد که بفهمم بعد وقتایی که یه معلم تو دفتر ازم تعریف میکرد بهم میگفت اونم خوشش میومد زمانی ک میفهمید ازم راضین باهام صمیمی میشد بهتر راحت تر ولی یکی دوبار گوشی بردم فهمیدن باهام سرد شد ازم ناراحت بود میگفت خیلی ساده ای 😐گذشت معلم ریاضی خودمم ازم راضی بود اونم فهمید کع این دبیر هم راضی تشویقم میکرد ولی وقتایی که میومد کلاسمون دوشنبه ها هر کاری داشت میگفت اون شاگرده بیاد اون دختره بهم بر میخورد من ک صمیمی ترم چرا به من نمیگع کاراشو خلاصه میومدم خونه گریه میکردم اشک میریختم حتی دستمم با تیغ خط خطی کردم تو اینستا استوری میزدم با اول اسم اون غمگین دلنوشته میدید فک میکنم فهمیده بود منظورم با اونه اره فهمیده بود اما به روم نماورد گذشت سال تموم شدو این چیزا رابطش با اون بهتر شده بوود منم ک افسرده افسردع گذشت تو تابستون هفته ای دو سه بار میرفتم میدیدمش باهام خوب بود خیلی باهم راحت شده بودیم تو تابستون من تو تلگرام ازش وقتی سوال میپرسیدم و قلب میدادم سنگین تر شده بود قلب نمیداد بعضی وقتا صمیمی صحبت مبکرد بعضی وقتا رسمی زمانی ک رسمی میگفت ناراحت میشددم میگفتم نکنه دیگع خوشش نمیاد ولی دوسم داره بهم تو سال هشتم میگفت تو با بقیه فرق داری من اصلا تورو با بقیه مقایسه نمیکنم ولی تو عمل احساس میکردم از من خوشش نمیاد محل نمیدادخلاصه اومدیم نهم امسال من فهمیدم وای امسالم دبیرم نیس انقدر انقدر گریه کردم خودشم فمیده بود هر روز ینی پیش مدیر بودم مدیریتمونم عوض شده بود هر روز پیشش بودم خون گریه میکردم بعد یه اتفاقی هم افتاده بود معلمی ک دوسشش دارم باهام قهر بود باهام صحبت نمیکرد از اون بد تر اون دختره هم شاگردش شده بود در صورتی که اون دختره این دبیرو نمیخواس دبیری که من شاگردش بودمو میخواس حتی چند بار رفت اداره ک کلاسشو عوض کنه این معلم قبل بحثمون گفتم یکی هس شمارو نمیخواد میخواد بره یه کلاس دیگه گفت اسمشو بگو باهاش رفتارم بهتر بشه من فهمیدم که فهمیده طرف کیه گفتم نگم بهتره یه نفر دیگرو گفتم خلاصه فهمید اما وقتی فهمید علاقشو نصبت بهش بیشتر کرد😐 دروغ گفته لود بهونه بود اون حرف این اونو دوس داشت الکی میگفت اسمشو بگو باهاش بهتر بهشم که به درسش ضرر نخوره بعد گذشت منو اون باهم رابطمون اب و شکر شده بود قبلا راحت منو میبخشید برا اشتباهاتم ولی امسال نه باهام خیلی بد حرف میزد خیلیی وقتایی هم که میرفت دفتر میشست من از دور نگاهاش میکردم اما توجه نمیکردو قیافه میگرفت ولب اون دختره ک میومد تحویلش میگرفت خلاصه مدیر فهمید من چقدر دوسش دارم دو سه باری ک رفتم پیش مدیر گفتم تروخدا کلاسمو عوض کن این چیزا اومد سر کلاس دنبال باهام حرف بزنه گفت بیا بیرون رفتم منو با خودش برد بعد گفت خب چرا درس نمیخونی مییخوای کلاستو عوض کنی چرا گفتم خانم من نمیتونم با این دبیر بسازم گفت الکی نگو تو عاشقی نمیفهمی تو عاشق اون معلمی اسمشو گفت من اشکم ریخت گفت دیدی گفتم مونده بودم اخه از کجا میدونه حتی زمانی که میرفت کلاس روبه روییمون من میزو میدادم جلو تا ببینمش فهمیده بود گفت اره قشنگ رسوام کرد گفت کلاستو عوض نمیکنم چون سال دیگه میخوای بری افسرده میشی بهت ضربه میخوره منم تعریف کردم اره ماجرارو دوسش دارم فلان بسار گفتم چیکار کنم گفت یه چند وقت پیشش نرو سمتش نرو فراموشش میکنی برات عادی میشه گذت دو روز نرفتم داشتم دیوونع میشدم دوروز نگاهاش نمیکردم اخه سمتش نمیرفتم ک باهاش حرف بزنم قهر بود بعد گذشت داشتم نابود میشدم شبا اونقدر گریه کردم که چشمام بار نمیشد گذت دیگه تحمل نیاوردم رفتم ازش بخاطر اون قضیه ک پیش اومده بود مغذرت خواهی کنم رفتم خیلی صحبت کردم خلاصه خوب شد بخشیدو اینچیزا بعد فهمید ک مدیر این حرفارو زده باهام دوباره سرد شد سلام میدادم یه سلام بدونه لبخند میزد میرفت نگامم نمبکرد بعد یه روز دیدم دیت اون دختررو گرفته داره شوخی میکنه باهاش من یهو بغضم ترکید رفتم تو حیاط فقط گریه کردم این چند روز ک انقدر گریه میکردم چشمام قرمز میشد بعد گفتم این ک منو نمیخواد با اون حال میکنه من مزاهمش نشم خلاصع از کنارش رد میشدم نگاهش نمیکردم سلامم نمدادم حتی یه بار تنها از کنار هم رد شدیم تو راه پله اون میومد پایین منم داشتم میرفتم بالا مدیر هم پایین وایساده بود من سرمو اوردم بالا دیدم جلومه بدون سلام و هیچ عکس العملی رد شدم مدیر خندبد بهش گفت اوارس کلا خخ این معلمه هم خندید خلاصه روانی شده بودم خسته شده بودم دیگه یه روز شد قرار بود بیاد کلاس ما اومد من جلو میشستم نگاهش میکردم نگاه نمیکرد منو تا اینکه نگاهش کردم اشکم ریخت دبد گفت پاشو بیا اینجا رفتم جلوش گفت تو چرا انقدر این چند روز دیوونه شدی ها چرا با خودت اینکارارو میکنی بعد گفت دیگع نمیای پیشم نیسی میخواسم بگم اره همش بخاطر کاراته رفتارات خییلیی ازش ناراحت شده بودم خییلی منو فروخت به اون وایی خدا معلمم گفته بودا بهم زیاد پیش یه ادم نرو تکراری میشی دم دست نباش اون جا بود فهمیدم ارههه درست میگفت من تکراری شدم براش اما من این کارارو فقط بخاطر دوست داشتن اون انجام دادم خلاصه بعد این برو بیاها بالاخره تونسم کلاسمو عوض کنم عوض کردم الانم لاهام خییلیی خوب شده صمیمی اما هندز با اون خوش رفتار تره این دختره از دست معلم ناراحت شده بود قهر بود این همچین تحویلش گرفت من موندم گفتم من بدبخت کافیه ناراحت بشم ازش اصلا براش مهم نیس راحت فراموشم میکنه 🙂 دیگه مث قبل روم نمیشه بگم دوست دارم الان از اون قضیه ۳۴ ماهه میگذره الان باهم خیلی خوبیم اما هنوز اون احساس میکنم حسم بک طرفس و دوسم داره اما ن زیاد کم میدونی ادم زیادی باشه دلو میزنه :)این قضیه دوس داشتن من نسبت به اون خانوادم نمیدونن فقط منو اون و بچه های مدریه واینکه بچه اا فقط میدونن کع در حد معلم دوسش دارم اما من عاشقشم براش یه پلاک طلا هم خریدم دادم اخه من واقعا دوسش دارم بهش میگفتم پارسال بهم میگفت عاقل تر باش اخه موندم چرا همش با اون دختره خوبه اخه اون دختره بیش از حد به معلم نزدیک میشه میره میبوسشون دست میزاره رو شونه هاشون باهاشون صمیمانه حرف میزنه اما من رعایت میکنم بالاخره احتام باید بزاری نباید بیش از حد باشه اما اون با این چاپلوس بازیاش تو همه چی موفق شد چیکار کنم مث قبل بشه یه چیزی یادم رفت قبل این که کلاسمو تعویض کنم یه روز زنگ ریاضی نرفتم کلاس مدیر معاون دنبالم بودنم گذشت پیدام کردن پشت ماشین بودم رفتم دفتر مدیر گفت خجالت نمیکشی گفتم من دیگه درس نمیخونم بعد زنگ خورد به معلمه گفته بود بخاطر شما بوده رفتم خونه بهش پیام دادم گفتم من دیگع دوستداشتن شمارو نمیخوام من شمارو فراموش میکنم شما هم منو بعد چند ساعت بهم زنگ زد باهام حرف زد گفت من دوست دارم خلاصه باهام حرف زدو خیلییلی خوشحال شدم ) میبنمشون باهم خیلی حسادت میکنم داغون میشم طوری بهش عادت کردم ک چهارشنبه ها هم ک روز کاریش نیس منم نمیرم 🙁 خیلی اخه وقتی نیس حضورش حس میشه برام الان انقدر دوشس دارم که میگم به جهنم میخواد با هرکی باشه فقط باشه من ببینمش دیوونشم عاشقشم خییلیی دوسش دارممممم

    • fateme :

      میخوام فراموشش کنم میگم اینا همش الکیه به هیج جا نمیرسه بعد میبینم چطور اون دختره باهاش خوبهه صمیمیه من نباشم میترسم ازم بگیرنش😭😭

  30. Mina :

    سلام ببخشید من عاشق یکی از معلم هام شدم که اقارهم هست و مجرده و فاصله سنی ۱۳_۱۴ سال داریم…واقعا این عشقم بهشون شدیده و نمیدوتم چیکار کنم…دوست دارم بتونم کاری کنم که از من خوشش بیاد کمکم کنید!

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ خانم دکتر سلیقه دار : دوست خوبم
      در ارتباط بین معلم و شاگرد همیشه رعایت حرمت و احترام به فاصله ها بسیار اهمیت دارد و تفاوت نمیکند مرد باشد یا خانم. در چنین ارتباطی لازم است راه هایی مثل تلاش بیشتر و کسب موفقیت را برای جالب نظر معلم در پیش بگیری چون دست کم ضرری برایت ندارد. اما اگر تصور کنی ابراز عشق و علاقه به شیوه های دیگر میتواند او را متوجه تو کند اشتباه است. چون این قبیل جلب توجه اغلب هم با شکست در مقصود تو همراه است.
      در ضمن فراموش نکن که نباید بر این احساس و عشق به وجود آمده به عنوان یک ارتباط قلبی دائمی که منجر به ازدواج بشود تکیه کنی. اگر با این تصور درگیر ارتباط شوی آسیب های بیشتری را شامل حال خودت میکنی.

  31. سارینا :

    سلام من ۱۵ سالمه معلم تفکرم رو خیلی دوس دارم بیش از اندازه نمیدونم چجور ابراز علاقه کنم هر روزم جلوی بچه هاضایعم مینه ولی من هرو روز و همه جا حی شباا خوابشو میبینم انقد دوستش دارم ولی نمیدونم چراا اینجوری

    لطفا خواهش مکینم کمکم کنید

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      دوست خوبم
      مراقب باش که اصرار زیاد تو برای ابراز علاقه کار دستت ندهد چون گفتی معلمت تو را در کلاس ضایع میکند و … معنایش این است که احتمالا ایشان از علاقمندی تو مطلع هستند و به همین دلیل ناخودآگاه برای اینکه مانع علاقمندی و وابستگی تو شوند این کار را نمیکنند یا چندان پای بند به حرفه معلمی نیستند که برای جلب توجه بیشتر تو این کار را می کنند‌
      در هر دو حالت آسیب ها متوجه تو است و مناسب نیست که اصراری بر بیان احساس و علاقمندی خودت داشته باشی و وابسته تر شوی.
      با این حال بهترین کار برای تو این است که از علاقمندی به ایشان راهی برای تلاش بیشتر در تحصیل و کسب موفقیتهای بیشتر و بالاتر پیدا کنی و با خودت قرار بگذاری که به عنوان یک دانش آموز نمونه و موفق در یاد ایشان بمانی.

  32. Gh. H :

    سلام من ۱۴سالم انقدر از معلم ریاضیم خوشم میاد که به نظرم هیچکس نمیتونه بفهمه.
    اونم فهمیده دوسش دارم ولی نه به این شدت میشه بگین چی کار کنم بخدا دیگه روانی شدم ریاضیم نمرم از ۱۸تا۲۰دیگه نمیدونم راه حل بدین please me

    • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

      پاسخ مشاور سایت : دوست خوبم
      آفرین به تو که با پیشرفت در درس و تلاش بیشتر نشان میدهی که علاقمند هستی. این بهترین راه است و ضرر نمیکنی. حتما به همین دلیل معلمت هم خوشحال است .
      اگر فکر میکنی بیشتراز این نیاز است که احساست را بگویی باید بگویم که بیان آن تاثیر بیشتری بر این رابطه ندارد چون مهم هر دوی شما هستید و هر دو هم میدانید که این علاقه وجود دارد. چیزی که خیلی اهمیت دارد این است که کاری نکنی که ارتباط از اعتدلال خارج شود. در این صورت هم خودت آسیب میبینی هم او از ترس اینکه مبادا در آسیب دیدن تو شریک باشد بیشتر از تو فاصله خواهد گرفت.
      بنابراین به نظر میرسد بهتر است به همین میزان از ارتباط راضی باشی و با تلاش مداوم خودت و او را راضی و خوشحال نگهداری.

  33. علی قدیانی :

    سلام من به پسر ۱۴ ساله هستم و معلمم ۲۷ ساله.
    من ازش به شدت خجالت میکشم با اینکه چند بار اومده خونمون و چند بار باهم رفتیم استخر،حتی نمی تونم ازش سوال بپرسم.
    .
    .
    .
    .
    .
    بنظر شما چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • نوجوان‌ها :

      کاربر عزیز “علی قدیانی”
      خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
      دوست خوبم

      اگر میتوانی در حد سلام و احوالپرسی و گفتگوی معمولی با ایشان ارتباط بگیری نگران نباش حس خجالت تو به مرور از بین میرود
      اما اگر در همین حد هم حس خجالت داری و نمی توانی ارتباط برقرار کنی در این صورت بهترین برای تو این است که خودت را مجبور کنی تا مثلا حرف بزنی، نکته ای بگویی احوال پرسی کنی و …

      اگر خواستی این راه را انتخاب کنی یادت باشد که به خودت القا کنی که میتوانی و این توانایی را در خودت پررنگ تر کنی.

      موفق باشی
      نشریه اینترنتی نوجوان ها

      • تنها :

        سلام لطفا راهنماییم کنین
        ۱۴سالع هستم
        تو کلاس پنجم عاشق معلمون شدم معلم ورزش
        ازش خجالت میکشیدم اونمدخیلی با کلاس بود
        من الان کلاس هفتم هستم اونم رفته یه حایه دیگه عاشقشم نمیدونم کجا پیدا س کنم
        دوستم میره باشگاهش ولی نمیگه باشگاهش کجاست
        منم دلتنگشم الانم به خاط کروناا کاناال زدن میگم شمارشوذبده نمیده
        چیکار کنم

        • جمال رادفر (دبیر هیئت تحریریه سایت ) :

          پاسخ خانم دکتر سلیقه دار:وست خوبم
          تصور میکنم احتمالا دوست تو با همان معلم ارتباط ندارد، فکر میکنم آنقدر او را دوست داری و این حساسیت تو را دوستت میداند شخید جوری تو را به اصطلاح سر کار گذاشته است و با معلم تو ارتباطی ندارد وگرنه چه دلیلی دارد که اسم باشگاهش را هم به تو نگوید!
          اما حالا اگر واقعیت داشته باشد و او با معلم در ارتباط باشد ممکن است از ترس اینکه تو مدام مزاحم ایشان باشی این کار را میکند و شماره را نمی‌دهد.
          در این صورت لازم است به دوستت اطمینان بدهی که چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و تو فقط میخواهی از حال ایشان مطلع شوی. برای این کار هم لازم است ابتدا دوستت از‌معلم اجازه بگیرد و بعد ارتباط شما را برقرار کند.
          در صورتی که هیچ راهی جواب نداد، امیدت را از دست نده
          جوینده یابنده است و حتما از راه دیگری این ارتباط فراهم می‌شود.

  34. گردانیا :

    سلام من همون گردانیا کلاس هشتمم قبلا هم پیام داده بودم منم مثله بقیه دخترا عاشق معلم خانومم شده بودم تابستونم کمی بهش پیام میدادم خوب بود ولی امسال اخساس میکنم یکم مغرور شده ی عکسی از خودش تو اینترنت بود تو مسابقات گشوری برنده شده بود منم براش فرستادم بد فردا مدرسه اومد گفت عکسارو از کجا اوردی البته با خنده منم گفتم از اینترنت ……بد گفت بچه های امروزی نمیدونم چشه ادمو در میارن نمیدونم دقیق چی بود ولی احساس کردم مزاحمش بودم ناراحت شدم خیلی حالا این ب کنار من هر کاری میکنم که اون بفهمه همه حا ب فکرشم ولی انگار نه انگار منم عکسرو فرستادم ک بفهمه ب یادشم ولی انگار ن انگار احساس میکنم از چشش افتادم من امسال برایه خودم برنامه ریخته بودم ک بخاطر اون امسال نمرم نوزده بشه اسممو بزنن تو مدرسه خانوم ببینه ولی با این کارا خیلی ناراحتم میکنه نمیدونم شایدم من الکی ناراحت شدم ولی شما کمکم کنید چون شما خیلی بیشتر احساسلت منو درک میکنید

  35. نوجوان‌ها :

    کاربر عزیز “Reyhanegoli”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    اینکه توانستی به مناسبت روز معلم به او هدیه بدهی یعنی یک بار توانستی احساست را به او بگویی و نشان میدهد میتوانی از عهده این کار برآیی.
    یادت باشد که معلمان معمولا احساس بچه ها را فراموش نمیکنند و اغلب هم میتوانند درک کنند که گاهی دانش آموران مانند تو در بیان علاقمندی شان موفق نیستند. خوب با همه این احوال نتیجه روشن است. تو باید تلاش کنی به سادگی فقط با او باب حرف زدن را باز کنی.دنبال راههای پیچیده نباش. همین که در مدرسه خودت را مجبور کنی که با دیدنش جلو بروی و سلام کنی یعنی توانستی حست را منتقل کنی.
    بنابراین کارهای ساده مثل سلام و علیک و گاهی پرسش درسی یا گاهی پرسش از او درباره یک معلم دیگر که مثلا آیا میداند کجا هستن یا برای مثال با خانم … کار داری و از او میپرسی که ممکنه صداشون کنند یا تشکر درباره شیوه گذشته آموزشی ایشان که روی تو تاثیر زیادی داشته …. همه بسیار ساده کمک میکند راه ارتباط باز شود و از همین طریق به مرور خواهی توانست که علاقمندی ات را بیان کنی و نشانشان دهی که دوستشان داری.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  36. Reyhanegoli :

    سلام وقت بخیر .
    می خواستم بگم من ۳ سال پیش از معلم شیمی ام خوشم اومد و با طبق برنامه هایش پیش رفتم و تونستم موفقیت های زیادی رو کسب کنم و هر سال بیشتر عاشقش می شدم و سال بعدش هم با اینکه معلم من نبود روز معلم براش کادو خریدم و سال بعد از اون موقع یعنی ۲ سال بعد معلم تست درس شیمی ام شد و هر روز بیشتر عاشقش می شدم ولی خجالت می کشیدم بهش بگم دوستش دارم . امسال هم اولین روز کلاس های تابستونی در مدرسه ام دیدمش ولی سعی کردم بهش نگاه نکنم و رد بشم چون واقعا خجالت می کشیدم بهش سلام کنم ولی من دوستش دارم . چه جوری می تونم بهش بفهمونم که دوستش دارم چون واقعا الان دلم خیلی تنگه . ممنون میشم راهنمایی ام کنید

  37. نوجوان‌ها :

    کاربر عزیز “مهدی”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    احساس خجالت در شرایط سنی تو چندان بعید و دور از ذهن نیست. به هر حال او معلمت است و سالها هم از تو بررگتر است. اما با این همه اگر دوست داری با او راحت تر باشی چاره ای نداری جز اینکه دنبال بهانه بگردی تا با او گفتگو کنی. خیلی هم سخت نیست پیدا کردن موضوع گفتگو و یا وارد شدن به بحث ایشان میتواند با یک سوال کوتاه یا یک کلمه در تایید حرفشان انجام شود و حالا بهانه و فرصت برای ارتباط بیشتر هست.
    هر قدر این قبیل گفتگوها بیشتر شود و هر قدر تو بیشتر بزرگتر شوی میبینی که دیگر کمتر این احساس خجالت یا کمرویی سراغت می آیند.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  38. مهدی :

    من یه معلم دارم خیلی روابطمون خوبه حتی اومده خونمون ولی ازش به شدت خجالت میکشم کمکم کنید این خجالت بر کنار بشه من تازه ۱۴ سالمه و اونم ۲۷

  39. نوجوان‌ها :

    کاربر عزیز “نادیا مرادی”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    فکر میکنم درباره اینکه حد خودت را نگه داری دچار سوبرداشت شدی. منظور از متعادل رفتار کردن این است که بتوانی به راحتی احساست را بیان کنی و حرف و منظورت را بگویی اما در فتار و احساست مدیریت داشته باشی و تعادل برقرار کنی. و فکر میکنم تو برعکس عمل کردی. حرف و احساست را نمیگویی و در درون با زیاده روی خودت را فرسوده میکنی و حتی به خودت آسیب زدی.
    همین رفتارها میتواند برای معلمت نگران کننده و دور کننده باشد. نمیدانم او اصلا از این ماجراها خبر دارد یا نه ولی اگر بداند در این صورت منطقی است که برای این رابطه خیلی مراعات های دیگر داشته باشد.
    حالا بیا فرض کنیم او چیزی نمیداند در این صورت اولین کار این است که سعی کنی بر خودت مسلط شوی و وقتی خیلی دلتنگ هستی و میخواهی به خودت صدمه بزنی به جایش کاری را انجام دهی که احساست را ارام میکند. برای هر فردی این کار تفاوت دارد ممکن است با نوشتن یک متن یا خواندن یک کتاب یا هر کار دیگری بتوانی خودت را آرام کنی. با این فعالیتها به مرور مدیریت بر احساسات را یاد میگیری و تازه آن وقت آمادگی داری که با خیال راحت برای ادامه ارتباط با معلمت برنامه ریزی کنی که البته این کار حتی با رفتن معلمت از مدرسه ممکن است چون اکنون عصر ارتباطات است.
    اگر فرد موفقی در حد شناسی رابطه و در مدیریت احساساتت باشی در این صورت میتوانی اطمینان داشته باشی که معلمت از این ارتباط استقبال خواهد کرد و این رابطه ادامه دار خواهد بود.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  40. نادیا مرادی :

    سلام من به شدت خیلی خیلی خیلی خیلی زیادی دبیر زبان انگلیسیم رو دوست دارم و از بیان کلمه هایی مثل عاشقتم و خیلی دوستت دارم متنفرم و متاسفانه شخصیت به شدت مغروری دارم و این باعث شده که بعد از سه سال حتی بهش نگفتم که دوسش دارم اما از نگاهام و رفتارم شاید مشخص بوده نمی دونم من تازه ۱۵ ساله شدم و حتی نمی دونم دبیرم دقیقا چند سالشه چون شخصیت مغرورم این اجازه رو نمیده که ازش بپرسم شاید هم احساس می کنم که بی احترامیه به هر حال حد خودمو می دونم. دبیرم متاسفانه سال پیش از مدرسمون رفت و من همه ی تابستونم هلاک شدم از گریه و ناراحتی کارم به بستری شدن در بیمارستان و قرص و روانپزشک کشید.ولی حتی نتونستم بهش بگم. هر موقع می خواستم ببینمش از شدت استرس و هیجان دیدنش حالم بد می شد و تا نمی رفتم بیمارستان و سرم و آمپول نمی زدم نمی تونستم برم سر کلاسش و یکبار هم بخاطرش تا دم مرگ رفتم. من زرنگ ترین دانش آموزش سر کلاس بودم و اون همیشه ازم تعریف می کرد و راستش اونم دوستم داشت و از من خوشش میومد اما از وقتی رفت احساس می کنم سرد شده همیشه با خودم میگم نکنه علاقتمو فهمیده و می خواد ازم دوری کنه تا به من آسیبی نرسونه . خلاصه من خیلی پریشونم و همش دارم قرص اعصاب می خورم خواهشا کمکم کنید … متشکرم از لطفتون

  41. نوجوان‌ها :

    کاربر عزیز “شاینا”
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    متاسفانه در این زمینه تخصصی ندارم ولی میدانم که بهترین هدیه ها این است که کاری مورد تایید و قبول او انجام دهی. معمولا این طور کارها هدیه های ماندگارتری هستند برای مثال فکر کن تا به حال سفارشی کرده بوده نصیحتی یا توصیه ای داشته اگر اینطور است طبق نظرش آن کار را شروع کن و در کنار هدیه ساده ای که برایش گرفتی به او بگو که طبق نظر او فلان کار را شروع به انجام کرده ای.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  42. شاینا :

    سلام
    من خیلی به یکی از معلم هام علاقه دارم خیلی زیاد عاشقش هستم در این حد
    بهش گفتم و اونم اینو میدونه
    اون خیلی تو مشکلات زندگیم بهم کمک کرد و خیلی منو درک میکنه من ۱۴سالمه و اون۳۲سالشه من چندبار براش کادو خریدم و بهش دادم حالا نمیدونم برای تولدش چیکار کنم میخوام سنگ تموم بزارم میخوام خیلی خوشحالش کنم خیلی زیاد یه راه حل بدین لطفا ممنونم

  43. nojavanha.com :

    کاربر عزیز ؛ملی؛
    خانم دکتر سلیقه دار، مشاور و روانشناس سایت اینگونه به پرسش شما پاسخ داده اند:
    دوست خوبم
    به نظرم بهتر است در مورد کاری که احساس خوبی نسبت بهش نداری اقدام نکنی
    اگر میدانی که بغل کردن ممکن است حس بدی به تو دهد از این کار صرف نظر کن
    برای بیان احساست، نوشتن نامه و بیان شفاهی و یا هدیه دادن گزینه های خوبی هستند.
    ضمن اینکه اگر بتوانی به خاطر او و برای اینکه زبانت را تقویت کنی به یاد او کلاس خواهرش را جدی تر بگیری هم تحمل این کلاس برایت راحت می شود و هم می توانی بعدها به او بگویی که به خاطر او این قدر پیشرفت داشتی که این خودش نوعی ابراز احساس محبت است.
    موفق باشی
    نشریه اینترنتی نوجوان ها

  44. ملی :

    من تا حالا معلم های زیادی داشتم اما این بار یه معلم زبان دارم که خیلی بهش علاقه دارم. من تا حالا نتونستم بهش بگم که دوسش دارم و متاسفانه دیگه اون معلم من نیست البته فعلا.
    خواهرش معلممه ولی خیلی بد اخلاقه.
    شما پیشنهاد بدین که من چطور میتونم با خواهرش بسازم و چطوری خجالت نکشم و بغلش کنم.
    احساس بدی نسبت به بغل کردن دارم چون فکر میکنم که اگه بغلش کنم ازم بدش خواهد آمد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *